راهبرد فلسفه سیاسی رهبری پیرامون «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»  

از مشابهت‌های مهم عاشورای ۶۱ با جنگ رمضان ۱۴۰۴ ایران، نقطه عطف بودن هر یک و برهم خوردن آرایش و وزن اشخاص و جریان‌های سیاسی است. یکی از این دستاورد‌ها نقد و نفی کامل «رویافروشی» تعامل و همزیستی مسالمت‌آمیز و صلح‌جویانه با غرب است.  
کد خبر: ۱۵۵۶۷۵۱
نویسنده دکتر موسی نجفی | نویسنده و پژوهشگر
 
ایران قدرتمند بیرون آمده از جنگ رمضان و با خروج کامل و عملیاتی شده از نظریه استعماری «مرکز‌-‌پیرامون» و قرار گرفتن در جایگاه برتر «مرکز» دیگر نمی‌خواهد با ادبیات و منش و افق فکری سیاستمداران و سیاست‌ورزانی به تعامل یا حتی تقابل با غرب و هژمونی آمریکا بپردازد که می‌خواهند به تنظیمات کارخانه‌ای قبل از نقطه عطف جنگ رمضان بازگشت کنند.  ملت مبعوث شده و رهبری معظم در نظر و عمل نشان داده‌اند که در «تراز» این موقعیت برتر و جایگاه بعد از «لحظه هرمز» (یعنی آغاز افول ابرقدرتی آمریکا مانند «لحظه سوئز» که آغاز افول بریتانیای کبیر بود) هستند اما متاسفانه دولتمردان و برخی سیاست‌ورزان نشان داده‌اند نه مرکزیت ایران بعد جنگ رمضان را ادراک نموده‌اند و نه آغاز افول آمریکای بعد از لحظه هرمز را باور دارند. لذا در تراز رهبری و ملت قرار نخواهند داشت و با بازی‌های رسانه‌ای و حمایت‌های کاغذی و تبعیت‌های نیم‌بند رسمی نمی‌توانند ساز قبلی را کوک کنند و دوباره بنوازند. در نتیجه می‌توان گفت این افراد کار به‌دست با این ناترازی و نامعادله پنهان در اعماق فکرشان عاجز از فهم جهش نسبت امروز ما و غرب می‌باشند. با این صورت مسأله می‌توان زمینه و افق پنهان در جمله کلیدی «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» رهبری را بهتر ادراک نمود.  
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها