به گزارش خبرنگار جامجم، دو روز پیش زنی با پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و اعلام کرد زن همسایهشان از سوی شوهرش کتک خورده و راهی بیمارستان شده است، اما وقتی برای بررسی وضعیت دختر دو سالهاش به خانه او رفتند، متوجه شدند کودک به طور مشکوکی ناپدید شده است و برای یافتن او کمک خواستند. ماموران برای بررسی ماجرا به خانهای که کودک ناپدید شده بود در یکی از محلههای جنوب تهران اعزام شدند. ماموران از همسایهها تحقیق کردند که یکی از آنها در اظهاراتش گفت: مدتی بود که زن جوان با شوهرش در این خانه زندگی میکردند و مستاجر بودند. کودکی خردسال داشتند، اما از چندی قبل شوهرش او را ترک کرد و رفت، بعد از مدتی که بازگشت، دوباره با وی مشاجره کرد. این زن را بهشدت کتک زد که مصدوم شد و بعد هم رفت و دیگر از آن مرد خبری نداریم. کودک در خانه خواب بود که زن مصدوم همسایه را به بیمارستان منتقل کردیم. او بستری و تحت درمان بود.
وی افزود:، چون نشانی از خانوادهاش نداشتیم به اورژانس اجتماعی زنگ زدیم بیایند و تا بهبود این زن و مشخص شدن اقوام کودک، او تحویل بهزیستی شود، اما ساعاتی بعد که از بیمارستان به ساختمان محل زندگیمان بازگشتیم، واحد اورژانس اجتماعی برای بردن کودک آمده بود. وارد خانه زن همسایه شده، همهجا را جستوجو کردیم، اما ردی از دختر دوساله آن زن نبود. از همسایهها پرس و جو کردیم که معلوم شد زن و مردی جوان که قبلا هم چندمرتبه به خانه این زن همسایه آمده بودند، به آنجا آمده و با ادعای اینکه از اقوام کودک هستند و میخواهند او را به نزد مادرش در بیمارستان ببرند، بچه را برداشته و رفتهاند.
با جمعبندی این اطلاعات ماموران احتمال دادند که کودک ربوده شده و به دنبال این زوج فراری بودند. این در حالی بود که روز بعد مادر کودک که بعد از اقدامات درمانی از بیمارستان مرخص شده بود به اداره پلیس تهران رفت و مورد تحقیقات قرار گرفت. او مدعی بود با شوهرش دعوا کرده، او کتکش زده، تنهایشان گذاشته و رفته است. از طریق همسایه متوجه شده فرزندش ربوده شده و حالا به اتهام آدمربایی شکایت داشت.
در ادامه این تحقیقات معلوم شد که این زن، دختر و پسر خردسال دیگری هم داشته که مدتی است از آن دو نیز خبری نیست و همسایهها از سرنوشت آن دو بیاطلاعاند. همین باعث شد که ماموران به ماجرای نبود این سه بچه مشکوک شوند؛ بنابراین با هماهنگی بازپرس شعبه اول دادسرای شهید محلاتی تهران، مادر بچهها بازداشت شد و پلیس تحقیقات از او را دوباره آغاز کرد. این زن بعد از ضدونقیضگویی، سرانجام اعتراف کرد و ماجرای فروختن سه فرزندش را برملا کرد و گفت: سالها قبل با مردی آشنا شدم که معتاد و سارق بود. ثمره زندگیمان دو فرزند دختر و پسر خردسال بودند. چند سال قبل هم او به خاطر سرقت و خرید و فروش مواد مخدر به زندان افتاد و حبس طولانیمدت گرفت. مجبور بود سالهای زیادی در زندان بماند. من هم با دو بچهام به این خانه اجارهای آمده و ساکن شدیم. وقتی فهمیدم حبس او طولانیمدت است، رفتم و غیابی طلاق گرفتم. سرپرست بچهها نیز خودم بودم، اما هزینه نگهداری آنها را نمیتوانستم بهدرستی تامین کنم؛ بنابراین به پیشنهاد یکی از دوستانم به مراکز ناباروری رفتم و از میان خانوادههای بدون بچه، توانستم دو نفر از آنها را پیدا کنم.
وی افزود: خانههایشان در دو شهرستان بود. بعد از رفت و آمد و ملاقات با آنها، توافق کردیم و هرکدام از بچهها را ۳۰۰ میلیون تومان فروختم تا آنها در خانواده جدید، بهتر زندگی کنند و شرایط و بدبختی زندگیام با آنها نباشد. دلم برای بچهها تنگ میشد و چند مرتبه پشیمان شدم و خواستم آنها را پس بگیرم، اما نشانی از آن دو خانواده نداشتم. بعد از مدتی با مرد دیگری آشنا شدم و با او ازدواج موقت کردم. از وی نیز صاحب دختری شدم که دوساله است. این مرد هم فرد درستی نبود، خلافکار بود و اذیتم میکرد. مدام کتکم میزد سرانجام او هم ما را برای مدتی ترک کرد. دوباره بازگشت، اما دعوایمان شد؛ میخواست بچه را با خودش ببرد ولی وقتی متوجه شد که من به خاطر شرایط زندگیمان مجبور شدهام او را به والدینی که نابارور بودند، ۱۰۰ میلیون تومان بفروشم، کتکم زد. بعد هم بخشی از پول را گرفت و رفت. آن خانواده هم آن روز که با شوهرم دعوایم شد و راهی بیمارستان شدم، آمدند و مخفیانه بچه را بردند. من دیگر نشانی از آنها ندارم.
محمدتقی شعبانی، بازپرس شعبه اول دادسرای شهید محلاتی با تایید این خبر به جامجم گفت: با اعترافهای این زن به فروش سه فرزندش، تحقیقات پلیسی برای یافتن ردی از سرنوشت آنها و شناسایی خانوادههایی که این بچهها را خریدهاند ادامه دارد.