
در چنین شرایطی، دیگر هیچ رویدادی صرفا یک حادثه عینی و بیرونی نیست؛ هر واقعه، همزمان یک متن است که باید خوانده شود، تفسیر شده و در نهایت در چارچوبی مشخص به مخاطب عرضه شود.
نقطه اصلی بحث آنجاست که جنگ روایتها، برخلاف تصور رایج، پدیدهای حاشیهای یا ثانویه نیست. هرچه شرایط از وضعیت تعلیقآمیز پیشین فاصله میگیرد و به سمت تقابل آشکارتر حرکت میکند، اهمیت روایت نیز بیشتر میشود.
اینجا رسانه فقط ناقل خبر نیست؛ رسانه سازنده تصویر است، شکلدهنده ادراک است و در نهایت تعیین میکند که مخاطب یک واقعه را چگونه بفهمد. از همینجاست که مسأله «چارچوب رسانهای» به موضوعی کلیدی تبدیل میشود.
چارچوب رسانهای در سادهترین تعریف، همان دستگاه معنایی و سیاسیای است که به رسانه میگوید یک رخداد را از چه زاویهای ببیند و چگونه آن را برای مخاطب توضیح دهد. به همین دلیل است که یک جنگ واحد میتواند در دو رسانه متفاوت، دو معنای کاملا متضاد پیدا کند. در یک روایت، جنگ چیزی جز تجاوز، تحمیل و ظلم نیست؛ در روایتی دیگر، همان جنگ در قالب دفاع، امنیت و ضرورت بازتعریف میشود. تفاوت، نه در اصل واقعه، بلکه در چارچوبی است که واقعه در آن قرار میگیرد. از این منظر، جنگ روایتها پیش از آنکه نزاع بر سر خبر باشد، نزاع بر سر معناست.
در این میان، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نیز براساس سیاستهای رسانهای خود عمل میکنند و طبیعی است که هرکدام تصویری متناسب با جهتگیریهای خود از وضعیت ارائه دهند. مسأله اما زمانی جدیتر میشود که رسانه داخلی هنوز نتوانسته باشد چارچوب روشن، منسجم و صریح خود را تعریف کند. اگر رسانهای نداند براساس چه سیاستی سخن میگوید و چه تصویری میخواهد از وضعیت بسازد، حاصل کار چیزی جز پراکندگی، تردید و آشفتگی در روایت نخواهد بود. روایت مؤثر، پیش از هرچیز، نیازمند وضوح در سیاست و انسجام در بیان است.
از همینجا ضرورت عبور از برخی روایتهای پیشین نیز مطرح میشود. اگر تاکنون وضعیت در قالب نوعی آتشبس، تعلیق یا انتظار تفسیر میشد، اکنون باید پذیرفت که آن چارچوب دیگر پاسخگوی شرایط تازه نیست. روایت جدید باید بر این واقعیت استوار شود که طرف مقابل را نمیتوان در قالب یک دشمن متعهد، قابل پیشبینی یا قابل اعتماد فهم کرد.
این تغییر صرفا یک جابهجایی لفظی نیست؛ بلکه تغییری در بنیان ادراکی مخاطب است. هنگامی که تصویر دشمن تغییر میکند، نوع مواجهه افکار عمومی با رویدادها نیز تغییر خواهد کرد.
کار رسانه در این مرحله، صرفا اطلاعرسانی نیست؛ بلکه آمادهسازی ذهنی مخاطب برای پذیرش یک تصویر تازه از واقعیت است. باید به افکارعمومی توضیح داده شود که در وضعیت جدید، با دشمنی روبهرو هستیم که نمیتوان بر تعهد یا اعتماد به او تکیه کرد. این روایت، قرار است ذهن مخاطب را از عادتهای پیشین جدا کند و او را برای فهم مرحلهای تازه از تنش و تقابل آماده سازد. اگر این کار با دقت، انسجام و صراحت انجام نشود، میدان روایت بهراحتی به رقیب واگذار خواهد شد.