
اصطلاح «خاورمیانه» نخستینبار در آغاز قرن بیستم از سوی آلفرد تایر ماهان، افسر و نظریهپرداز آمریکایی، برای توصیف این منطقه بهکار رفت؛ منطقهای که از آن زمان تاکنون همواره در کانون رقابتهای قدرتهای جهانی قرار داشته است. در این میان، کشورهای منطقه نیز هر یک بهگونهای تحت تاثیر معادلات قدرتهای فرامنطقهای قرار گرفتهاند.
تاریخ معاصر ایران نمونهای روشن از این واقعیت است. روایت مشهور ناصرالدینشاه قاجار که برای سفر به جنوب نیازمند رضایت انگلیسیها و برای سفر به شمال محتاج موافقت روسها بود، تصویری گویا از وضعیت ایران در عصر نفوذ قدرتهای خارجی ارائه میدهد. دههها بعد نیز محمدرضا پهلوی، با وجود روابط نزدیک با غرب، در خاطرات و سخنان خود از محدودیتهایی گلایه میکرد که نشان میداد حتی متحدان نزدیک قدرتهای بزرگ نیز همواره از استقلال کامل در تصمیمگیری برخوردار نیستند.
این تجربه تاریخی تنها به ایران محدود نبوده است؛ بسیاری از کشورهای منطقه، بهویژه دولتهای کوچک حاشیه خلیجفارس، امنیت خود را در پیوند با قدرتهای فرامنطقهای جستوجو کردهاند. بااینحال، تاریخ بارها نشان داده تکیه صرف بر حمایت خارجی، تضمینی دائمی برای امنیت و ثبات نیست و کشورها ناگزیرند در نهایت بر توان و ظرفیتهای داخلی خود تکیه کنند.
ایران در طول تاریخ خود بارها با تهدیدهای خارجی روبهرو شده و در برابر آنها ایستادگی کرده است. یکی از برجستهترین نمونههای این مقاومت به دوران حمله اسکندر مقدونی بازمیگردد. آریوبرزن، سردار نامدار ایرانی، در تنگهای که بعدها به «دربند پارس» شهرت یافت، با نیرویی محدود در برابر سپاه عظیم مقدونی مقاومت کرد. مورخان یونانی این نبرد را یکی از سختترین مقاومتهایی دانستهاند که اسکندر در مسیر فتح ایران با آن مواجه شد. هرچند سرانجام خیانت برخی راهنمایان محلی، مسیر عبور دشمن را هموار کرد اما نام آریوبرزن بهعنوان نماد ایستادگی در حافظه تاریخی ایرانیان ماندگار شد.
این روحیه مقاومت در دورههای مختلف تاریخ ایران تکرار شده است. از مبارزات رئیسعلی دلواری علیه اشغالگران خارجی در جنوب کشور گرفته تا ایستادگی مردم ایران در دوران جنگ تحمیلی، همواره نوعی پیوند میان هویت ملی، استقلال سیاسی و دفاع از سرزمین وجود داشته است. در نگاه بسیاری از ایرانیان، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور نه یک انتخاب سیاسی مقطعی، بلکه بخشی از میراث تاریخی و تمدنی این سرزمین است.
مرور تاریخ معاصر نیز نشان میدهد که میزان توانایی کشورها در دفاع از منافع خود، نقشی تعیینکننده در جایگاه آنان در نظام بینالملل دارد. در شهریور ۱۳۲۰، ایران از شمال و جنوب مورد هجوم نیروهای خارجی قرار گرفت. ارتشی که سالها برای ایجاد آن هزینه شده بود، در مدت کوتاهی از هم فرو پاشید و کشور وارد دورهای از اشغال شد. پیامدهای آن رویداد، از قحطی و مشکلات اقتصادی گرفته تا کاهش حاکمیت ملی، برای سالها بر سرنوشت ایران سایه افکند.
در مقابل، تجربه دهههای اخیر نشان داده است که افزایش توان دفاعی و تقویت ظرفیتهای بازدارنده، به یکی از مؤلفههای اصلی امنیت ملی کشورها تبدیل شده است. در جهانی که بسیاری از روابط بینالملل همچنان تحت تاثیر موازنه قدرت قرار دارد، کشورها میکوشند با تقویت توانمندیهای خود از منافع ملیشان دفاع کنند و هزینه اقدامات خصمانه علیه خود را افزایش دهند.
در کنار این تحولات، خاورمیانه همچنان صحنه ائتلافها و رقابتهای پیچیده سیاسی است؛ همانگونه که در صدر اسلام اتحاد قبایل و گروههای مختلف در جنگ احزاب برای مقابله با جامعه نوپای اسلامی شکل گرفت، امروز نیز بازیگران متعدد منطقهای و فرامنطقهای تلاش میکنند با ائتلافسازی، اهداف سیاسی و امنیتی خود را دنبال کنند. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ ائتلافی صرفا بر پایه منافع کوتاهمدت، از ثبات و ماندگاری دائمی برخوردار نیست.
تمدن ایران در طول هزاران سال فراز و فرودهای فراوانی را پشتسر گذاشته است. از هجوم اسکندر و حملات مغول گرفته تا جنگهای طولانی با قدرتهای مختلف، این سرزمین بارها آسیب دیده اما هربار توانسته خود را بازسازی کند. همین پیشینه تاریخی، یکی از مهمترین منابع اعتمادبهنفس ملی ایرانیان بهشمار میرود. ملتی که میراثدار تمدن کورش، داریوش، شاپور و نیز فرهنگ و آموزههای اسلامی است، هویت خود را در پیوند میان ریشههای تاریخی و باورهای دینی تعریف میکند.
امروز نیز آینده خاورمیانه بیش از هر چیز به اراده ملتهای منطقه وابسته است. امنیت پایدار نه با وابستگی مطلق به قدرتهای خارجی، بلکه با اتکا به ظرفیتهای داخلی، همکاری منطقهای و احترام متقابل میان ملتها بهدست میآید. تجربه تاریخ به همه کشورهای منطقه یادآوری میکند که قدرتهای بزرگ همواره منافع خود را در اولویت قرار میدهند و هیچ کشوری نمیتواند سرنوشت خویش را به اراده دیگران گره بزند.
از دربند پارس تا تنگه هرمز، یک پیام تاریخی مشترک به چشم میخورد: ملتهایی که بر هویت، انسجام و تواناییهای خود تکیه میکنند، در برابر سختترین فشارها نیز امکان ایستادگی و اثرگذاری بر تحولات پیرامون خود را خواهند داشت. این همان درسی است که تاریخ ایران، با همه فراز و فرودهایش، بارها و بارها روایت کرده است.