
۲. در عرصه تحولات منطقهای و بینالمللی، قدرتها و بازیگران متخاصم همواره تلاش کردهاند اهداف خود را از مسیرهای گوناگون دنبال کنند. هنگامی که یک دشمن در میدان نظامی، سیاسی یا امنیتی به اهداف خود دست نمییابد و با شکست مواجه میشود، طبیعی است که راهبردهای خود را تغییر دهد و به عرصههایی روی آورد که کمهزینهتر، اما در عین حال تأثیرگذارتر هستند. تجربههای متعدد تاریخی نشان داده شکست در میدان نبرد لزوما به معنای پایان خصومت نیست؛ بلکه گاهی آغاز مرحلهای پیچیدهتر از تقابل است که از آن با عنوان «جنگ ترکیبی» یاد میشود.
۳. امروز نیز نشانههای متعددی وجود دارد که حکایت از ناکامی دشمنان در تحقق اهداف خود در برابر توانمندیها و ایستادگی ملت و نیروهای مسلح کشور دارد. آنان که در مصاف با فرزندان دلاور این سرزمین نتوانستهاند به خواستههای خود دست یابند و در برابر اقتدار ملی با شکست روبهرو شدهاند، اکنون تلاش دارند میدان نبرد را از عرصه نظامی به حوزه افکار عمومی، روان جامعه و نظام تصمیمسازی کشور منتقل کنند.
۴. در چنین شرایطی، مهمترین هدف جنگ ترکیبی نه تخریب زیرساختهای فیزیکی، بلکه آسیب رساندن به زیرساختهای ذهنی و اجتماعی یک ملت است. دشمن به خوبی میداند که قدرت هر کشور فقط در تجهیزات نظامی یا ظرفیتهای اقتصادی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه سرمایه اصلی هر جامعه، اعتماد عمومی، همبستگی و وحدت اجتماعی و امید مردم به آینده است. از همین رو، راهبرد خود را بر دو محور اساسی متمرکز میکند: نخست کاهش تابآوری مردم و دوم ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی مسئولان و مدیران کشور.
۵. تابآوری اجتماعی مفهومی است که به توان یک جامعه برای عبور از بحرانها، مشکلات و فشارهای بیرونی اشاره دارد. ملتی که از اعتماد به نفس ملی، انسجام داخلی و امید به آینده برخوردار باشد، میتواند دشوارترین شرایط را پشت سر بگذارد. در مقابل، اگر فضای عمومی جامعه آکنده از یأس، ترس، بدبینی و ناامیدی شود، حتی کوچکترین مشکلات نیز میتواند به بحرانهای بزرگ تبدیل گردد. از همین رو، دشمن تلاش میکند با بهرهگیری از رسانهها، شبکههای اجتماعی، عملیات روانی و جنگ شناختی، احساس ناکارآمدی، نگرانی و ناامیدی را در میان مردم گسترش دهد.
۶. در کنار این هدف، ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. تصمیمگیریهای کلان در هر کشور بر پایه اطلاعات، تحلیلها و ارزیابیهای دقیق صورت میگیرد. اگر دشمن بتواند از طریق فضاسازی رسانهای، انتشار اخبار نادرست، بزرگنمایی مشکلات یا القای برداشتهای غلط، فرآیند تصمیمسازی را تحت تأثیر قرار دهد، بدون شلیک حتی یک گلوله میتواند خسارتهایی جدی به منافع ملی وارد کند. از این منظر، جنگ ترکیبی بیش از آنکه جنگ سلاحها باشد، جنگ ادراکها و محاسبات است.
ابزار اصلی این راهبرد نیز روشن است؛ کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف. تردید نسبت به تواناییهای ملی، یأس نسبت به آینده، ترس از شرایط پیش رو، بدگمانی نسبت به یکدیگر و اختلاف میان گروههای مختلف اجتماعی، همان اهدافی هستند که دشمن برای تحقق آنها سرمایهگذاری میکند. هر اندازه این بذرها در فضای جامعه رشد کند، زمینه برای تحقق اهداف دشمن فراهمتر خواهد شد.
۷. در برابر چنین راهبردی، مهمترین سلاح ملت، آگاهی و بصیرت است. جامعهای که نسبت به ابعاد جنگ روانی و شناختی آگاه باشد، کمتر در دام عملیات رسانهای و تبلیغاتی گرفتار میشود. حفظ روحیه و امید، تقویت اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان، تکیه بر واقعیات به جای شایعات و پایبندی به منافع ملی، از جمله مؤلفههایی هستند که میتوانند نقشههای دشمن را خنثی کنند.
۸. البته مسئولیت مقابله با این تهدید صرفا ۳ بر دوش مردم نیست. نقش مسئولان در این میان بسیار تعیینکننده و حیاتی است. اعتماد عمومی سرمایهای است که به آسانی به دست نمیآید و به سرعت نیز ممکن است آسیب ببیند. هر تصمیم، رفتار یا اقدامی که موجب افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت شود، ناخواسته در جهت اهداف دشمن عمل خواهد کرد. شفافیت در عملکرد، پاسخگویی، مبارزه با فساد، عدالت در تصمیمگیری و توجه به مطالبات واقعی جامعه، از مهمترین ابزارهای تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش تابآوری ملی به شمار میروند..۹ مسئولان باید بیش از هر زمان دیگری به آثار اجتماعی تصمیمات خود توجه کنند. در شرایطی که دشمن بر ایجاد ناامیدی و بیاعتمادی تمرکز کرده است، هرگونه رفتار یا سیاستی که موجب سرخوردگی مردم شود، زمینه بهرهبرداری بیشتر بدخواهان را فراهم میکند. از سوی دیگر، اقداماتی که امید، اعتماد و احساس مشارکت عمومی را افزایش دهد، به منزله تقویت یکی از مهمترین خطوط دفاعی کشور خواهد بود.
وحدت و انسجام ملی نیز در این میان جایگاهی بیبدیل دارد. جامعهای که علیرغم تفاوت دیدگاهها و سلیقههای سیاسی، در اصول و منافع ملی مشترک باشد، در برابر فشارهای بیرونی مقاومتر خواهد بود. اختلاف نظر امری طبیعی و حتی ضروری برای پویایی جامعه است، اما تبدیل اختلافها به شکافهای عمیق اجتماعی، همان نقطهای است که دشمن به دنبال آن است؛ بنابراین حفظ همدلی، گفتوگوی سازنده و پرهیز از دوقطبیسازیهای مخرب، ضرورتی انکارناپذیر برای امنیت و پیشرفت کشور محسوب میشود.
آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)