
اکنون در جلسه شورای امنیت، از دبیرکل و مقامات عالی سازمان ملل تا همه عضوهای شورای امنیت به استثنای آمریکا خواهان پایان اشغالگری و بازگشت اسرائیل غاصب به مرزهای قانونی و بازگشت آوارگان منطقه اشغال شده به خانههایشان هستند. این درست موضع و عقلایی و مشروع و اجماع جهانی است. در این میان ایران دارای چندین دلیل محکمه پسند چشمپوشی ناپذیر و ضرورت وجودی و مشروع بوده است که دیپلماسی فعالی را از روز اول تجاوز علیه آن دنبال کند و موضع جدی خروج متجاوز از خاک لبنان را اعلام و بیدرنگ تهدید نظامی را اجرا کند و فقط با خاتمه تجاوز اسرائیل دست از بمباران شمال اسرائیل بکشد و مذاکرات را هم بدون فاصله تعلیق کند، زیرا شرط اصلی آتشبس زیر پا نهاده شده است.
مردم در خیابانها به این تعلل دستگاه سیاسی اعتراض کردند و خواست انقلابی و معقولی را فریاد زدند که حالا در شورای امنیت _ جز آمریکای شریک جنایت اسرائیل، _همه جهان به پیروی از ملت ایران خواستار آن شدهاند ـ متأسفانه با کمال حیرت ازسوی هیأت مذاکرهکننده این موضع و اقدام عملی پیشه نشد و اقدامی صورت نگرفت و حتی بیانیهای ازسوی وزارت خارجه ارائه نگردید. تلخ آن که جلوی قرارگاه خاتم گرفته شد تا اعلام نکند در صورت بیرون نرفتن بیدرنگ به سبب نقص فاحش آتشبس که حتی رسانههای آمریکا هم آن را به کار گرفتهاند، به اسرائیل حمله خواهد کرد و به نادرست فقط عدم بمباران بیروت و. ـ.. مطرح شد!
این برخورد برای مردم و مطالبات خیابان بسیار باورنکردنی است. شما لحظهای تصور کنید ما آنقدر اسیر فریب ۱۲میلیارد دلار شدهایم که اساسا متوجه پیشروی موذیانه و تهدید وجودی صهیونیستها و پیشرویشان در مسیر ترتیبات تازه امنیتی دلخواه اسرائیل نیستیم و در حقیقت دنیا تصور میکند به ثمن بخس موجودیت مقاومت را حراج کردهایم؛ و این مطمئنا موضع ایران و اتقلاب و قانون اساسی جمهوری اسلامی و سه امام بزرگوار انقلاب اسلامی نیست؛ و شایسته است هرچه زودتر طبق مواضع انقلابی! شورای امنیت جز آمریکا، خواهان خروج اسرائیل و جبران نقض فاحش آتشبس باشد و با خروج اسرائیل مذاکره را ادامه خواهد داد ـ در طول سه سال اخیر و بهویژه از جنگ دوازده روزه مقالات متعددی درباره اهمیت و ضرورت نگرش کلان و درک حرکت آمریکا و اسرائیل در مسیر نقشه تغییرات جهانی ارتجاعی دلخواه شیطان بزرگ و ترتیبات امنیتی تازه به سود توسعه جنایت بار و تجاوزکارانه اسرائیل بزرگ منتشر کردهام و تاکید کردم استکبار متفرعن گام به گام با صاف کردن سوریه و غزه و حالا جنوب لبنان در مسیر توسعه فاشیستی اش پیش میرود و باید مقاومت وجودی ما و هر مذاکرهای با آمریکا و همه جزئیات با ملاحظه این فهم امام شهید پیش رود تا مذاکره به دامچال هولناک و سرگرمی و فریب سرپوش شرارت بزرگ بدل نشود. اکنون هم اصل برای ما از نظر تاکتیک صحیح ولو با بالارفتن سطح تنش نظامی باید قطع مذاکره تا خروج اسرائیل از لبنان و حمله شدید به اسرائیل و کشتن سربازان صهیونیست در جنوب باشد.
ممکن است آن نگاه فاسد صهیونیستی در دنباله نه غزه نه لبنان، که میگوید حزب الله به خواست خود و منافع خود وارد جنگ با اسرائیل شده و ما تعهدی نسبت به او نداریم، حق داشته باشد که به بهانه مذاکره، تماشاچی اشغال جنوب باشد، اما این نگرش ظریفی در خدمت آمریکاست و ربطی به مردم مبعوث و دولت خدمتگزار انقلاب اسلامی مردم و خیابان و میدان و ولی فقیه ندارد.
ایران درک دیگری از جنوب لبنان دارد. این لبنان متحد و بازوی مقاومت اسلامی است نه پروکسی ما. حساسیت ما به مقاومت مستقل لبنان از منظر استقلال ایران، قدرت ایران مقاومت علیه بردگی ایران و عقل سیاسی و اسلامی و ملی و قدرت منطقهای ما اجتنابناپذیر است. زیرا رها کردن لبنان خطر جنگهای ویرانگر و تجزیه ایران را فزونی میبخشد. باید، چون پارهای از تن ما، چون برادر ما از لبنان دفاع کنیم. در لبنان اصلا دولت واقعی وجود ندارد و قدرت سلاح حزبالله ارتش واقعی مقاومت برابر اسرائیل و حفظ جان لبنانیان و شیعیان است؛ و نبودن حزب الله ما را قطعا برابر نقشه حتمی صهیونیسم جهانی و آمریکا ضعیف میکند. آن افراد خائن یا جاهل که میپندارند امکان کلان آشتی گرگ و میش وجود دارد البته حق دارند به اشغال جنوب بیاعتنا باشند و ایران را به سمت تجزیه سوق دهند، چون نقشه کلان و قطعی دشمن جز اقتدار و زبان قدرت و مقاومت قابل نفی نیست.
پس ما باید ادامه مذاکره را به خروج اسرائیل یا ممانعت به استقرارش به زور موکول کنیم؛ و ولی فقیه اوامرش مستقیما اجرا شود و شکاف و تفرقه دلخواه آمریکایی در اتحاد مردم نفی گردد و دیپلماسی و دولت و شورای امنیت ملی از منافع حیاتی ایران و عمل نظامی پشتیبانی کند. آمریکا در موقعیتی است که برای حل مشکلات برای تداوم تجاوز در این زمان نیازمند آرام کردن تنش با ایران و تنفس مصنوعی است چرا این فرصت را به آنان میدهیم و به وحشیگری ترامپ حیات مجدد میبخشیم و بازی و حیله آنان را فهم نمیکنیم. امروز اسرائیل کاملا در افکار عمومی محکوم است و باید ضربه بزرگی به او وارد آوریم.
لبنان برای عقل و عشق و مواسات و برادری است. نه تنها حساب دو دوتا چهارتا. ایمان است، تکلیف است، دنیا و آخرت قیامت است، روز حساب است و پرسشهای قلب ماست.
یک قلب میتواند اقیانوس باشد؟ یک قلب آدمی، نه جبرئیل نه سنگ! بیخیال شعر! شعر، شعر است و درد، درد، تکرارمیکنم آیا یک قلب میتواند ابر باشد، آسمان باشد؟ عرش باشد، عشق باشد و همزمان سنگ باشد، سنگ صبور؟ گل سرخ باشد، و شمشیر؟ همه کوهساران زمین را در خود جا دهد، و همه نجواها را، نسیم، جویبار، پرندگان اردیبهشت و همه کودکان تکه تکه شده را، همه رؤیاهای بمباران شده را؟ گیسوان سوخته زنان المجادل، حناویه، یاطر را استخوانهای شکسته مردان ضاحیه، عرقه، البازوریه، صیدا را، صور را؟ آیا میتواند قلب همه تنهایی های دنیا، زخمها را مرگ را تاب آورد، خیانت شدگی، درندگی درنده را، ذبح، تیر سه شعبه حرمله را و منفجر نشود؟
نگویید محمد، نگویید علی، نه! از فاطمه با من حرف نزنید نه حسن، نه حسین و نه اولاد حسین، زینب، زینب است و آنان چنین آفریده شدند، پاکا که تویی و ما گناهکارانیم؛ و میزهای مذاکره دروغگویانند؛ و قلب، قلب است قسی، سلیم، سیاه، سفید، اما چگونه این ظلمات راتاب آورد قلب در غزه در نبطیه و در ضاحیه، تماشای پیشروی شیطان را و بیوفایی ما پشت در مذاکره؟ از رقیه با من سخن بگویید، از نوزاد شش ماهه و سکوت دنیا وقتی غزه را صاف میکرد گویر، چون خوکاگاوگرگی گراز! و حالا فرصتی برای صاف کردن حزب الله و مقاومت جنوب و فردا حشد الشعبی و پسین فردا خوزستان پیش پای پیمان آبراهام، که نیای ما ابراهیم حنیف لعن میکند آبراهام متجاوز یهودا را؛ و ما به سکوت و بیانیه بسنده کردهایم در حالی که با لباسهای خونی کودکان غزه دلبندمان را سر میبریدند و در رود لیتانی شنا میکردند ابالسه.
به تاریخ هیچ، به خدا چه بگوییم با چشمهای ناتوان از گشودن و نگریستن؟ و شرم نامی اندک است ـ لبنان شیعیان! قلب تو چگونه تاب میآورد چکمههای خونآلود صهیونیستها را وقتی از رود خونی لیتانی میگذرند و تو همچنان ایستادهای و به سایههای ترسانشان که به قلعه بوفور، قلعه الشقیف، چون موشها وارد میشوند عکس میگیرند برای فریب جهان و میگریزند با گامهایی جلاد مینگری؛ و زمانی که ما نان و سرشکستگی را با اشکمان فرو میدهیم در برابر صفحه تلویزیون، در دریای شرم غرقیم، زیرا فقط فشردن گلوی ترا تماشا میکنیم و دست روی دست گذاشتهایم. پس چرا با اولین گام نجسشان و اولین قطره خون تو آتش بر فرقشان نباریدیم و سیلاب خونت فقط آه کشیدیم تویی که شریک حیدر حیدرهای ما بودی و خون ماو شما در هم آمیخته شد. تو خود خویشتن ما بودی. کجاست روز یگانهی سلیمانی و سید حسن نصرا...، رکاب نگین امام شهید ما. کجاست پیمان خون ما.
چون تشنهای در کویر نمک، چشم به راه آن خبریم که بارانی از شرافت ببارد بر لبان قاچ قاچ ما، موشکهای ایرانی چرا بر کرکسهای صهیونیست در جنوب لبنان نمیبارند. آتشبس شکسته لبخند تحقیر است بر مذاکره.
آقای مذاکره به وقت ایران ما را قربانی میکند و ترا لبنان ضاحیه و نگرانی از تفاهم احتمالی نامشروع، کلمات را کبود خواهد کرد، کلمات فریب که در آوای مه و اجنبی نهان شدهاند: ویو، دی لیست، بایکوت. ماحصل یعنی تنفس مصنوعی به ترامپ و حل مشکلات آمریکا و تماشای تو که زنده زنده غزه میشوی و قصاب کاردش را برای مقاومت ما پشت میز مذاکره تیز میکند و بازار نفت را برای ترامپ آرام ـ و نقص آتشبس از سوی اسرائیل یعنی صاف و صاف و صاف کردن جنوبی خاکستر و مقاومتی بر باد رفته و شیعیانی کشتار شده و نبطیهای زیر سم خوک، اما از سوی ما یعنی دوباره تماشا و بستن دستهای میدان و گاهی شلیک یک موشک به پایگاه متروک آمریکا در کویت و سرگرم کردن خیابان.
ما بچههای خوب سر به زیر خبرهای خوشی برای ترامپ میسازیم که ده دلار ده دلار قیمت نفت را برای او پایین میآورد و به او هم برای ابراز امتنان اجازه میدهیم محاصره دریایی را ادامه دهد و فروش بینالمللی نفت ما را هر روزه صد هزار بشکه صد هزار بشکه بکاهد و شیطان زدهها و اصحاب سازش، عشقشان را به شیطان بزرگ با فدا کردن ایران و رویاهای مردم اثبات میکنند. در این میان تماشای لبنان و چشم بستن ما سند بزرگواری و صبوری نیست! نامش چیز دیگری است که مطمئنم رفاقت نیست.
یاد داشت تو یادآوری بیدادی است که در دنیا فریاد میشود. چشم از روزنامهها مردد میپوشم، امید از مجادلات و میزگردهای تلویزیونی میبرم، شعر جنوب نزار قبانی هم کافی نیست. نامههای ادونیس را بباد میسپارم درویش را رها میکنم و به دیوان خدایم ترا میسوزم، چشم به راه بر آستان سرودهایی برای امام غایبم که امام حاضر من است عج و آن مویههای روز تدفین روحالله که دفن نشد در رویاهایمان جاری گشت و در شعرهای امام شهیدم ترا گریستم که مزاری ندارد جز قلب ما، زیرا از چشمهایش، آوایش، نقش انگشتری او آن مربی مدام زاده میشود و زاده میشود و زاده میشود.
آنگاه که روزنامهها خاکسترم را به باد میدهد و نهانکاری پشت اتاقهای در بسته و دیپلماتها با چهره ژانوس مرا میکشد به دیوان خدایم پناه میبرم: دوزخ خبر و بهشت سرودهایی مناجات.
نتیجه چرخه فعلی: واکنش برای خالی نبودن عریضه، رها کردن فشاره متراکم بر تنفسگاه شیطان بزرگ و پایان چیست مگر برتری عملیاتی دشمن غدّار و من از فریادی در سینه حبس شده به شعرهای قدیمیام پناه میبرم تا ترا فریاد زنم لبنان. اینک موسم جنگ من است نه گریستنم و بندها را خواهم گسیخت و به سوی تو پر میکشم:
دریا، آسمانی باژگون است، زهدانی که نوزادش را رها میکند به دامان آبی خونالود سپیده دم. خورشید مثل قطرهای کش میآید و میگسلد_کجای داستانت آفریده شدی، زاده شدی؟ _ و این آغاز چهره آبی توست در ملکوت زمین _
روز روز توست که مادر و آبهای ریشه روشن خویشی (به خود گفتم این لبنان است) هرچند ما هنوز در پای کوهستان سر سخت خود و در دریای شنزار زمانمان شبی را سپری میکنیم و دیوارهای محبس جسدهای فراموش کارمان، چشمان روح را بسته نگاه داشتهاند، اما دیگر آسمان ترانهها و رؤیاهایش را به تو هدیه کرده است و تو کشتنی نیستی و راه تو بازگشت نمیپذیرد
آیا در بازمانده صدای تو که پر از آوازهای جبریل است، سهمی برای ما باز خواهد ماند؟:
در صورت حمله به لبنان فرشتگان عرش فریاد میزنند باید بیدرنگ به متحدان آمریکا اسرائیل و امارات حمله کرد پس چرا نکردهایم؟ شیطان در ما نجوایی کرد؟ تجاوز به حریم مقاومت چرا به جابهجایی ریسک انتقال ندادیم و کدام روح تسلیم دستان ما را بست؟ و منطق بازدارندگی را به منطق گدایی فریب صلح تبدیل کرد تا ترامپ از مشکل نجات یابد و در این زمان زرین الهی ما، وسواس خناسان مانع هل دادنش از پرتگاه گردد؟
کو آن پیمان اماما راهت ادامه دارد در تبادل پیامهای مخفی؟ خائن ماییم و خیابان و میدان که فریاد زدیم چرا تماشاگر قطع دستهای ما هستید و منتظرید ابایس یکی یکی را ذبح کند یا شما که دروغگویانید و خواب برجامی دیگر میبینید و از اصحاب نقابدار نه غزه نه لبنانید و تا مغز استخوان غربگراهای مخفیکارید و راه دو امام را حراج کردهاید؟
شعرم نقاب شماست میدرد. آه امام سفر کرده مددی تا دروغ نگون شود و قطار مقاومت را از ریل خارح نکنند:
غبار تو مراثی است برای فرشتگان و رؤیاهای تو، خسوف و کسوف ما را ترک کرده است و بهشت در پی تو از ما دور و دورتر میشود
آینهها کدر نیستند
دروغگو از آب در آمدهاند
کلماتمان را پیشارویشان مینهیم
اشکها و ترانههایی را که برای تو میسراییم
و شگفتزده شاهدیم
دلقکانی را به نمایش مینهند
موشهایی کور که ریشههای ایستادگی را میجوند
تا در فرو افتادگی جنگل مردم قهقهه خوکان جهان را پر کند و فراموشی سنگ
آه که بیتو تاریکی ما را میبلعد و
گل تو در زمین خیانت شده پژمرد
یا میچرخد؟ _
آقایان راست گفتهاند صرفا ارسال پیام بازدارندگی و. تلاش همزمان برای کنترل تنش رویکردی برای مدیریت بحران است نه تغییر محاسبه دشمن چرا ما را به سمت تسلیم میبرید؟ و سلاحهای ما را پشت میز مذاکره از کار میاندازید؟
یا رب عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)