در آثار پشتکوهی بهطور معمول روایت فقط برپایه داستان پیش نمیرود، بلکه موسیقی، حرکت، تصویر و فضاسازی صحنهای نقش مهمی در شکلگیری معنا دارند. از این زاویه ذرات آشوب در امتداد تجربههای قبلی این کارگردان بهحساب میآید؛ تجربههایی که تلاش میکنند میان نمایش معاصر و عناصر بومی و آیینی پیوند برقرار کنند. این نمایش فرصتی است برای مواجهه با جهان نمایشی کارگردانی که همواره بهدنبال خلق زبانی شخصی در تئاتر بوده و تلاش کرده ظرفیتهای فرهنگ جنوب ایران را در قالبی امروزی و قابل گفتوگو بازآفرینی کند. از این رو، گفتوگویی با پشتکوهی کردیم که از نظر میگذرانید:
چه شد که دوباره این نمایش را با گروهی جدید روی صحنه بردید؟در غرب، آثار شاخص بهصورت رپرتوار همیشه اجرا میشوند؛ بهعنوان مثال، نمایش «تلهموش» آگاتاکریستی، شاید بیش از ۷۰ سال روی صحنه بود و اگر با وضعیت خودمان مقایسه کنید، متوجه میشوید که یک تا دوسال برای اجراکردن یک نمایش، زمان زیادی نیست. بحث دیگر اینکه من یکسری کارها مثل «مکبث زار»، «کمدی الهی، جلد برزخ» و همین ذرات آشوب را دارم که قابلیت اجرا در کشورهای خارجی دارند و همیشه با استقبال روبهرو میشوند و بههمین دلیل پروندهشان برایم باز است. ذرات آشوب بعد از اجرا در تهران، در بغداد و بندرعباس نیز اجرا شد و الان هم در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا میشود؛ پس هنوز خیلی با این نمایش کار داریم. معتقدم نمایش موضوعی دارد که همیشه تازه است و غیر از نزدیکی به حسوحال امروز ما، شیوه و فرم اجرایی است که موجب میشود تازگی یک اثر در طول زمان از دست نرود. ذرات آشوب از هر دو منظر قابل توجه است. با کارکردن این نمایش میخواستم ادای دینی به زادگاهم و مردم هرمز داشته باشم؛ در واقع این نمایش سفارششده از جایی نبوده است.
طراحی حرکات در این نمایش به شیوه خاصی انجام شده و بازیگران خطسیر خاصی برای ورود و خروج از صحنه دارند که با موسیقی همگام شده است. این شیوه با این گروه جدید چطور اجرا میشود؟معتقدم هر صحنهای باید بهلحاظ بصری، حرکت، تصویر و ارزش دراماتیک و موسیقایی باشکوه باشد. وقتی تمام صحنهها در نمایشم جایگاه خاصی داشته باشند؛ برایش وقت میگذارم. بههرحال برای تئاتر شاعرانه و بیومکانیک «مهیرهولد»، حرکت و بدن جایگاه خاصی دارد و بازیگران کار سختی را انجام میدهند. «گروتفسکی» معتقد است در قرن بیستم بعد از کشف اتم، کشف دوباره بازیگر اهمیت دارد. بهجز این دیدگاهها، من نگاه ویژهای به تئاتر شرق دارم؛ چون افرادی از جمله «نینا گاوا» و «سوزوکی» از بزرگان که تئاتر معاصر را بهشیوه بومی خود نزدیک و نمایش و حرکات آن را با فرهنگ خودشان تلفیق کردند. بههرحال نوع زیست و درک شما از جهان معاصر با یک بازیگر غربی متفاوت است و نوع بازی شما نیز باید متمایز باشد. بههمین دلیل مراسم آیینی زار را در این نمایش میبینید و زمانی که در این مراسم قرار بگیرید، ریتم بدنتان با یک بازیگر غربی متفاوت است. بههمیندلیل است که وقتی نمایشهایم در خارج از کشور اجرا میشود، برایشان جذاب است، چون خودشان ندارند. یادمان نرود ما تنها درصورتی میتوانیم جهانی باشیم که ریشههای محلی و بومی خودمان را حفظ کنیم و چیز تازهای برای ارائه داشته باشیم.
بهنظر میرسد در حرکات عقبرفتن و جلوآمدن، نوعی تنوع بصری ایجاد میکنید که مخاطبان خسته نشوند.بله اشاره درستی داشتید؛ تنوع در حرکات و ریتم بهگونهای است که اگر تئاتر را بهشکل سمفونی در نظر بگیریم و کارگردان را بهمثابه رهبر ارکستر، [آنگاه] سازبندی در این سمفونی و تعیین اینکه هر سازی کجا در خدمت هارمونی کار باشد، اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ نکتهای که در بازیگری هم برایم اهمیت دارد.
با توجه به تغییر گروه، هماهنگی بازیگران با موسیقی و حرکات چقدر زمان برد؟ بهرنگ عباسپور بهعنوان آهنگساز کارهایم در تمام اینسالها زبان تئاتری من را میشناسد و بر مبنای آن طراحی انجام میدهد. به جز این، بازیگران قبلی ما بهدلیل مشغلههایی که در کار تصویر داشتند، نتوانستند در این اجرا همراه ما باشند و بخش زیادی از گروه فعلی در اجرای بغداد و بندرعباس حضور داشتند و الان با تجربه اجرای آن روی صحنه میآیند. در حال حاضر تعدادی از بازیگران خانم جدید هستند و حضور یاشار نادری و بخشو از گروه قبلی به بچههای جدیدتر کمک کرد و شاید روزی ۸ ساعت تمرین میکردند تا به آمادگی فعلی برسند. برای اجرای دوباره این کار از اتابک نادری و امیرحسین شفیعی که عشق به میهن و وطن به اندازهای برایشان زیاد بود که پای کار آمدند، تشکر میکنم. فعلا بچهها هیچ دستمزدی نگرفتند تا از بلیتفروشی این درآمد را بهدست بیاورند.
بهنظرتان چه زوایایی از این نمایش میتواند مخاطبانی را که کار شما را ندیدهاند، به دیدنش ترغیب کند؟این نمایش از چند منظر میتواند مورد توجه مخاطبان باشد؛ اول اینکه اگر عاشق ایرانید و خاکتان را دوست دارید و میخواهید شکوه ایستادگی مردم جنوب را ببینید، این کار میتواند نمایشی درخور برای شما باشد. در شیوه اجرایی نمایش نیز جذابیتهای بصریای وجود دارد که داوران جشنوارههای داخلی و خارجی به آن اشاره کردند و حظ بسیاری بردند. از سوی دیگر موسیقی که با حرکت بازیگران عجین شده یکی از مسائل مورد توجه است. اگر مخاطبی بهدنبال ریشهها و اصالت نمایشی است که به نمایشهای شرقی و جنوب ایران علاقهمند است، ذرات آشوب، بهخصوص در دوران فعلی و تهدیدهای موجود، میتواند مورد توجهش باشد.
همیشه خلیجفارس حوزه نفوذ ما در دورههای مختلف بوده و شاهد مقاومت مردم بودیم. پرداختن به این مسائل تا چه اندازه میتواند یادآور ایستادگی مردم مقابل تجاوز دشمن یا مبارزه با استعمار باشد؟ما در زمینه ساخت نمایش برای جزیره هرمز، چه در بخش سینما و چه تئاتر، کمکاری کردهایم؛ یعنی برای اقلیم هرمز و بخشی که مربوط به غرور ملی، شکوه و عظمت یک ملت است، کار زیادی انجام ندادیم و نمایش ما از جمله معدود آثار در این حوزه است. متاسفانه مردم تصویر روشنی از اتفاقات گذشته جنوب ایران و هرمز ندارند و شاید تنها بهیاد بیاوریم که چندین سال پیش سریال «دلیران تنگستان» ساخته شد. در گذشته میگفتند هرمز نگین خلیجفارس است و ابن بطوطه میگفت نگین دنیاست اما این روزها ثابت شد که هرمز قلب این خاک و زمین میتواند باشد.
اجرایی بهیادواحترام شهدای مظلوم ناو دناابراهیم پشتکوهی، کارگردان نمایش ذرات آشوب درباره افتتاحیه این نمایش با حضور خانوادههای شهدای دنا و بازماندگان آنها بود، به جامجم گفت: «اینها کسانی هستند که مظلوم از این دنیا پر کشیدند، چون حتی در جریان جنگ هم نبودند و خارج از آن بودند. باید برای کسانی که در تمام طول تاریخ جانشان را فدای این خاک و کشور کردند، احترام قائل باشیم. همچنان که از کیان پیرفلک یاد کردم، از کودکان میناب هم یاد میکنم که فرشتگان معصومی بودند که صدای مظلومیت آنها باید شنیده شود. بسیاری از بازماندگان این واقعه بهسختی میتوانستند راه بروند. مگر میشود شما انسان باشید و نسبت به انسانهای دیگر بهخصوص هموطن خود بیتفاوت باشید. ما در یکچیز فارغ از تمام اختلافات مشترکیم و آن میهنمان است و این حرف اصلی نمایش ماست.