
آسمان دشتستان، امروز گرفته است؛ در سوگ مردی که رنگ را زندگی بخشید.شهرمان امروز دلتنگ است؛دلتنگ هنرمندی از تبار جنوب، از جنس گرمای دشتستان، از دلسپردگان صمیمی و بزرگمنش این دیار.
امروز دیگر هرچه به دیوارهای شهر بنگریم، جز رنگ خاطره و نقش یادگارهای او چیزی از آن دستان هنرمند نمیبینیم؛ و همین نقشهاست که هنوز اندکی از غم دلتنگیمان را آرام میکند. چه بسیار این شهر، خیابانها، کوچهها، مدرسهها و دیوارهای رنگآمیزش، مدیون ذوق، عشق و تلاش بیوقفه آن هنرمند عزیز است.
استاد عبدالله دویسری، هنرمند محبوب و نامآشنای شهرمان، در عرصه هنرهای تجسمی جایگاهی درخور و ممتاز داشت و نام او در استان بوشهر با احترام و افتخار یاد میشد.
او با حضور در نمایشگاههای گروهی و انفرادی در سطح استان و کشور، و حتی در عرصههای فراتر از مرزهای میهن، جلوهای از هنر اصیل و اندیشه خلاق خود را به نمایش گذاشت و همواره نشان داد که هنر، اگر از دلِ پاک و نگاهِ دقیق برخیزد، میتواند مرزها را درنوردد و دلها را به هم نزدیک کند.
استاد دویسری هنرآموخته انجمن هنرهای تجسمی برازجان بود و در این مسیر از محضر استادانی چون استاد علیرضا رهسپار بهره برد. او با پشتکار، استعداد ذاتی و عشق صادقانه به طراحی و نقاشی، بهسرعت توانست تواناییهای خویش را آشکار سازد و در این میدان، جایگاه ویژهای برای خود به دست آورد. نگاه هنرمندانه او به جهان، تنها در قاب و بوم خلاصه نمیشد؛ بلکه در هر دیوار خاموش و هر سطح بیروحی، امکانی برای جانبخشیدن، زیباسازی و امیدآفرینی میدید.
در حدود سال ۱۳۸۳، این هنرمند فرهیخته وارد شهرداری برازجان شد و در واحد زیباسازی مشغول به کار گردید. از آن زمان، شهر برازجان بیش از پیش شاهد آثار و خدمات هنری او بود؛ آثاری که نهتنها به زیبایی شهر میافزود، بلکه روح زندگی را در جان فضاهای شهری جاری میساخت. بیتردید بخش مهمی از زیباییهای بصری شهر، مرهون تلاش خستگیناپذیر و نگاه هنرمندانه این چهره دوستداشتنی است.
استاد عبدالله دویسری از پرسنل زحمتکش و مؤثر واحد زیباسازی شهرداری برازجان بود و در این مجموعه، نقشی بسزا در آراستن چهره شهر ایفا کرد. او با دستانی توانمند و ذهنی سرشار از خلاقیت، دیوارهای بیروح شهر را به بومهایی زنده تبدیل میکرد. رنگها در دست او تنها رنگ نبودند؛ نشانهای از حیات، امید، نشاط و طراوت بودند. هرجا که قلمموی او مینشست، خیابان و کوچه جان تازه میگرفت و رهگذران، بیاختیار، لحظهای در برابر زیبایی متوقف میشدند.
خاطرهای شیرین از او در ذهنم همیشه به یادگار مانده است؛ روزی در یکی از مدارس شهر، هنگامی که دستان هنرمندش نقشی زیبا بر دیوار مدرسه میآفرید، دختربچهای با چشمهایی درخشان و پر از شگفتی، نزدیک شد و با شور و شادی گفت:
«عمو، چقدر قشنگ کشیدی!»
و استاد، همچون همیشه با همان مهربانی و متانت همیشگی، پاسخ داد:
«ممنونم عمو جان»
پاسخی ساده، اما سرشار از مهر، فروتنی و انسانیت؛ آنچنان که گویی از همین واژههای کوتاه، خستگی از تن رنجکشیدهاش بیرون میرفت. شاید همان کودک، در آن لحظه، آیندهای هنرمندانه را در خیال خود دید و شاید جرقهای از عشق به هنر در دل کوچکش روشن شد. اینگونه است که هنر راستین، تنها بر دیوار نمیماند؛ بلکه در جان آدمها مینشیند و نسلها را تحت تأثیر قرار میدهد.
اکنون که استاد عبدالله دویسری در میان ما نیست، یاد و نام او همچنان بر دیوارهای شهر، بر رنگهای زنده، بر خاطرهها و بر دلهای مردم برازجان باقی خواهد ماند. او رفت، اما آثارش، منش انسانیاش، مهربانیاش و نگاه هنریاش در شهر ماندنی شد. بیتردید، هر رنگی که بر دیوارهای این شهر نشسته، نشانی از دستان او دارد و هر رهگذری که از کنار آنها میگذرد، بیاختیار به یاد هنرمندی میافتد که عمر خود را وقف زیبایی این شهر کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛