بحران «روایت کلان» در رسانه‌ها

امروز در محافل رسانه‌ای و سیاسی، سخن از واقعیت غیرقابل‌انکاری است: این‌که وقتی صدای توپ و تفنگ خاموش می‌شود و جنگ نظامی به پایان می‌رسد یا صلح برقرار است، نبرد دیگری آغاز می‌شود که شاید به‌مراتب دشوارتر و تعیین‌کننده‌تر باشد؛ «جنگ روایت‌ها».
امروز در محافل رسانه‌ای و سیاسی، سخن از واقعیت غیرقابل‌انکاری است: این‌که وقتی صدای توپ و تفنگ خاموش می‌شود و جنگ نظامی به پایان می‌رسد یا صلح برقرار است، نبرد دیگری آغاز می‌شود که شاید به‌مراتب دشوارتر و تعیین‌کننده‌تر باشد؛ «جنگ روایت‌ها».
کد خبر: ۱۵۵۳۶۵۲
نویسنده امیر‌علی مسعودی - نایب رئیس انجمن سواد رسانه‌ای ایران
در این میدان، پرسش اساسی این است که چگونه باید عمل کنیم تا مغلوب نشویم؟ واقعیت این است که رسانه‌های ما اغلب در تله «روایت‌های جزئی» گرفتار می‌شوند. ما پیش از آن‌که وارد جزئیات شویم، باید روایت کلان خود را برای مخاطب ترسیم و تبیین کنیم. متاسفانه فقدان یک روایت کلان منسجم باعث شده است که رسانه‌های ما به سمت شعار‌های روزمره سوق پیدا کنند و همین روزمرگی، ما را از تبیین آن روایت اصلی بازداشته است. 

روایت کلان ما، برخاسته از نگاه معنوی ما به جهان هستی است؛ نگاهی که معرفت‌شناسی ما را نیز شکل می‌دهد. ما باید این حقیقت را تبیین کنیم که نوع نگاه ما به دنیا و هستی، با جهان مدرن و غرب تفاوت بنیادین دارد. منظور از غرب در اینجا یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه یک «موضع معرفت‌شناختی» است. در نگاه ما، دنیا محدود به ماده نیست و سرای دیگری وجود دارد که به زندگی ما معنا می‌بخشد. 

بزرگ‌ترین ضعف غرب که ما نتوانسته‌ایم آن را به‌درستی روایت کنیم، فقدان تکیه‌گاه معنوی در آنجاست. انسان غربی در دنیایی زندگی می‌کند که شاید از نظر رفاه مادی در سطح بالایی باشد، اما در نهایت تنهاست و فقط باید به خودش تکیه کند. در مقابل، ما به‌جای تبیین این پشتوانه عظیم معنوی، خود را سرگرم داستان‌هایی کرده‌ایم که صرفا در پی اثبات فیک‌بودن فلان خبر یا پاسخگویی به بهتان‌های روزمره است. 

مشکل اصلی ما در تبیین روایت‌ها، غفلت از اقناع‌سازی است. هدف نهایی هر روایتی باید قانع‌کردن، متقاعد‌کردن و راضی‌کردن مخاطب باشد. اگر مخاطب حرف ما را نمی‌پذیرد، به این دلیل است که ما به جزئیاتی چنگ زده‌ایم که شاید برای نسل جوان امروز، در دایره هستی‌شناسی آنها تعریف نشده است. ما وظیفه داریم نسل جدید را وارد این دایره معرفتی کنیم، اما این کار با نادیده گرفتن نیاز‌های آنها ممکن نیست. وقتی نیاز‌ها و علایق جوانان را نشناسیم، فاصله‌ها زیاد می‌شود و این فاصله در نهایت به لجاجت و مخالفت‌های سیاسی و اجتماعی بدل می‌گردد. 

امروز نسل جدید با ما قهر نکرده است؛ بلکه وقتی می‌بیند وطنش در خطر است، با تمام تفاوت‌های ظاهری، در کنار مذهبی‌ها می‌ایستد. این فصل مشترک همان جایی است که ما باید روایت کلان خود را براساس آن بازسازی کنیم. ما نباید همیشه در موضع واکنش باشیم و منتظر بمانیم تا دشمن روایتی را بسازد و ما صرفا پاسخ دهیم؛ ما باید کنشگر باشیم. 

در کشور‌های غربی مانند آمریکا، ده‌ها پژوهشگاه و مرکز سیاست‌گذاری به‌طور مستمر بر روی همین روایت‌سازی‌ها کار می‌کنند. ما نیز برای پیروزی در این نبرد، نیازمند نظم، استمرار و تمرکز بر اقناع‌سازی بر بستر روایت کلان معنوی خود هستیم تا بتوانیم پیوند میان نسل‌ها و هویت ملی-دینی خود را در برابر هجمه‌ها حفظ کنیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها