بطحایی: در اسلام، سنت قربانی به مقام ذبح عظیم پیوند می‌خورد

توحید زبانی و عملی در عرفه

در تقویم قدسی شیعه، روز‌ها صرفا واحد‌های زمانی برای عبور نیستند، بلکه آنات و لحظاتی برای تجلی اسماء و صفات الهی در کالبد تاریخ‌اند.
کد خبر: ۱۵۵۳۶۱۴
نویسنده علی مظاهری - جام‌ جم آنلاین 

در این میان، پیوستگی شگرفی میان سه ایستگاه بزرگ معنوی یعنی روز عرفه، عید قربان و واقعه عاشورا وجود دارد که گویی یک مسیر واحد سلوک را از شناخت تا ایثار و از ذکر تا خون ترسیم می‌کند. برای درک این پیوند عمیق و لایه‌های پنهان دعای عرفه و نسبت آن با ذبح عظیم کربلا، به‌سراغ حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید علی بطحایی، معاون پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب رفته‌ایم. 
 
ایشان در این گفت‌وگوی تفصیلی، با نگاهی عرفانی و روایی، به تبیین این موضوع می‌پردازند که چگونه ذکر توحیدی پیامبر (ص) در صحرای عرفات، در مقتل خونین سیدالشهدا (ع) به عینیت رسید و چرا در برابر برخی اسرار عاشورا، سکوت عالمانه تنها راه پژوهشگران است. 
 
به‌عنوان نخستین پرسش، بفرمایید که چرا در سنت فقهی و روایی ما، روز عرفه تا این حد با مفهوم دعا گره خورده است؟ به‌طوری که حتی عبادات بزرگ دیگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. 
روز عرفه در حقیقت روز دعا به‌معنای مطلق کلمه است. اگر بگوییم دعا هسته اصلی و مغز عبادت است، عرفه زمانی است که این مغز به عالی‌ترین سطح کمال خود می‌رسد. اهمیت دعا در این روز به‌قدری است که فقهای بزرگوار ما براساس روایات معتبر تصریح کرده‌اند که اگر کسی در ظهر عرفه میان دو نماز، مشغول نافله و مستحبات باشد و احساس کند این مستحبات او را از حال دعا و تضرع باز می‌دارد، مجاز بلکه مامور است که نافله را رها کرده و تمام توان خود را بر دعا متمرکز کند. 
این یک پیام بزرگ دارد؛ یعنی در عرفه، ارتباط مستقیم و کلامی با خالق بر هر قالب آیینی دیگری پیشی می‌گیرد، اما نکته‌ای که همواره باید مد نظر داشته باشیم و بنده مکرر از زبان مرحوم آیت‌الله سید عبدالله فاطمی‌نیا که از نوادر دوران ما در فهم لطایف عرفانی بودند، شنیدم، این است که نباید دعا را به‌شکل عوامانه بفهمیم. ایشان تاکید داشتند که دعا را باید آن گونه که پیامبر عظیم‌الشان اسلام (ص) و اهل‌بیت (ع) تعلیم داده‌اند، بیاموزیم. دعا صرفا فهرستی از خواسته‌های مادی نیست، بلکه یک سیر‌و‌سلوک معرفتی است که انسان را از لایه‌های سطحی نیاز، به لایه‌های عمیق هستی‌شناسی و توحید می‌برد. 
 
در فرمایشات‌تان به یک روایت خاص از پیامبر اکرم (ص) در صحرای عرفات اشاره کردید که گویا مسیر جدیدی را پیش روی دعا‌کننده می‌گشاید. این روایت چه افق‌هایی را در معنای دعا باز می‌کند؟
بله، این روایت بسیار کلیدی است و کمتر در تریبون‌های عمومی به آن پرداخته شده است. پیامبر اکرم (ص) در روز عرفه و در آن فضای ملکوتی فرمودند: «خیرُ الدُّعاء دُعائی و دُعاءُ الأنبیاء قَبلی…». یعنی بهترین دعاها، دعای من و پیامبران پیش از من در این روز است. حالا وقتی به متن این دعا که پیامبر آن را بهترین می‌نامد نگاه می‌کنیم، با حقیقتی شگفت‌انگیز روبه‌رو می‌شویم. مضمون آن ذکر توحیدی است: «لا إلهَ إلّا الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ المُلکُ وَ لَهُ الحَمدُ وَ هوَ علی کُل شَیءٍ قَدیر». 
سؤال این‌جاست که چرا پیامبر (ص) یک ذکر را به‌عنوان بهترین دعا معرفی می‌کنند؟ اینجا همان نقطه‌ای است که باید در مسیر دعا بازنگری کنیم. پیامبر (ص) می‌خواهند بیاموزند که عالی‌ترین مرتبه خواستن از خدا، شناخت خدا است. این ذکر‌ها هر کدام یک امپراتوری معنایی هستند. وقتی می‌گوییم لا‌اله‌الا‌الله، در واقع داریم تمام لایه‌های استقلال وجودی غیر خدا را نفی می‌کنیم. این دعا، دعا برای شفا یا رزق نیست، بلکه دعا برای فهم توحید است. این ذکر پایه، همان حقیقتی است که بعدا در دعای عرفه امام‌حسین (ع) به‌صورت مبسوط تفسیر می‌شود. اگر ذکر پیامبر (ص) را اجمال بدانیم، دعای عرفه سیدالشهدا (ع) تفصیل آن است. در واقع امام حسین (ع) در آن دعای شورانگیز، همان توحیدی را که پیامبر (ص) در یک خط بیان فرمود، در قالب عالی‌ترین مضامین عرفانی و شهودی برای ما باز کردند. 
 
شما به پیوند میان زمان و تجلی اسماء الهی اشاره داشتید. از منظر عرفانی، روز عرفه، عید قربان و عاشورا چگونه در یک امتداد قرار می‌گیرند؟
این پرسش ما را وارد لایه‌های عمیق فلسفه زمان می‌کند. در فلسفه و عرفان، زمان پس از ذات اقدس الهی، یکی از مبهم‌ترین و ناشناخته‌ترین مفاهیم است. برخی فیلسوفان شرق و غرب قرن‌هاست که درباره ماهیت زمان بحث می‌کنند، اما از منظر عرفانی، زمان یک ظرف خنثی نیست؛ بلکه ظرف تجلی اسماء و صفات الهی است. 
در این ظرف زمانی، سه مناسبت عرفه، قربان و عاشورا، اضلاع یک مثلث سلوک را تشکیل می‌دهند که رأس آن، قرب‌الی‌الله است. ببینید، ما عید فطر را داریم که به فعل شکستن روزه مربوط است، اما عید قربان تنها عیدی است که به یک فعل ایثارگرانه یعنی قربانی‌کردن برمی‌گردد. این سه واقعه یک پیوستار هستند: در عرفه، انسان با زبان دعا به معرفت می‌رسد؛ در قربان، با عمل ذبح به تصفیه ابراهیمی و تسلیم محض نائل می‌شود؛ و در عاشورا، این معرفت و تسلیم در قالب خون و شهادت به تجلی نهایی می‌رسد. این یک مسیر پیوسته از شناخت تا فدا‌شدن است. کسی که در عرفه خدا را شناخت، در قربان آماده ذبح دلبستگی‌هایش می‌شود و در عاشورا، خود را به‌طور کامل در طبق اخلاص می‌گذارد. 
 
آیا می‌توان گفت که عید قربان، پیش‌درآمدی عملی برای درک واقعه عاشورا است؟
قطعا. عید قربان تجلی تسلیم است. در تمام ادیان، مساله قربانی وجود دارد و این نشان‌دهنده یک نیاز فطری برای فدا‌کردن چیزی در راه محبوب است، اما در اسلام، این قربانی به مقام ذبح عظیم پیوند می‌خورد. امام‌حسین (ع) در واقع حقیقت قربانی ابراهیمی را در کربلا به کمال رساندند. اگر ابراهیم خلیل (ع) مامور به ذبح اسماعیل شد و در نهایت گوسفندی فرستاده شد، در عاشورا این ذبح عظیم به‌واقع اتفاق افتاد. 
به‌تعبیر حضرت امام خمینی (ره) که می‌فرمودند محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته، باید گفت این زنده‌ماندن محصول پیوندی است که میان ذکر عرفاتی و خون عاشورایی برقرار شده است. ما در این روز‌های مقدس، از مرز عرفه‌شناسی به حسین‌شناسی می‌رسیم. هرچه انسان معرفت و شناختش عمیق‌تر شود، میل او به قربانی‌کردن خود در راه خدا بیشتر می‌شود. نهضت امام حسین (ع) تجلی عملی همان توحیدی است که در صحرای عرفات زمزمه می‌شود. 
 
یکی از نقاط بحث‌برانگیز در تاریخ‌نگاری عاشورا، همراه بردن خانواده و زنان توسط امام حسین (ع) است. شما در لابلای سخنان‌تان اشاره کردید که برخی مسائل را باید با سکوت و نگاه عرفانی دید. در این باره بیشتر توضیح دهید. 
بله، این موضوع همواره محل پرسش پژوهشگران بوده است. بسیاری از عاشوراپژوهان سعی کرده‌اند با تحلیل‌های سیاسی یا استراتژیک، علت همراهی خانواده را توضیح دهند، اما به عقیده بنده، برخی ساحت‌ها در زندگی معصوم (ع) وجود دارد که عقل جزئی بشر به آن راه ندارد. استاد رضا استادی و برخی دیگر از بزرگان، گاهی در برابر این پرسش‌ها سکوت می‌کنند. این سکوت، نشانه ندانستن نیست، بلکه نشانه احترام به عمق تجربه عرفانی است. 
همراه‌بردن زن‌و‌فرزند در مسیری که انتهای آن شهادت است، فراتر از یک تصمیم تاریخی است؛ این یک تجلی توحیدی است. انگار این بخش از نهضت، نسخه‌ای از همان نسبت خاص میان اهل‌بیت (ع) و خداست که ما از درک حقیقت آن عاجزیم. بنده معتقدم اگر کسی ادعا کند که تمام ابعاد و اسرار بردن خانواده به کربلا را می‌فهمد، شاید دچار خطا شده باشد. این عمل، اوج قربانی‌کردن همه‌چیز در راه محبوب است. امام حسین (ع) در دعای عرفه از انقطاع‌الی‌الله سخن می‌گوید و در عاشورا، این انقطاع را با تمام وجود و با تمام وابستگی‌های انسانی‌اش به نمایش می‌گذارد. اینجاست که پژوهش باید جای خود را به شهود و سکوت بدهد. 
 
به‌عنوان معاون پژوهشی دانشگاه ادیان، نسبت میان این مفاهیم (عرفه و قربان) را در سایر ادیان چگونه می‌بینید؟ آیا این مسیر معرفت تا قربانی یک الگوی جهانی در ادیان است؟
بله، مساله قربانی و پیوند آن با شناخت امر قدسی، در اکثر ادیان ابراهیمی و حتی غیرابراهیمی وجود دارد، اما تمایز اسلام و به‌ویژه نگاه شیعی در این است که این مسیر را از حالت آیین صرف خارج کرده و به یک سلوک انسانی تبدیل کرده است. در ادیان دیگر، آیین قربانی‌کردن ممکن است صرفا یک مناسک برای جلب رضایت خدا باشد، اما در فرهنگ عرفه و عاشورا، قربانی‌کردن به‌معنای فنای فی‌الله برای احیای حق است. 
در واقع، ما در عرفه از خداشناسی شروع می‌کنیم و به انسان‌شناسی می‌رسیم. انسانی که خدا را شناخت، دیگر نمی‌تواند در برابر ظلم ساکت بماند و اینجاست که قربانی‌کردن جان‌و‌مال معنا پیدا می‌کند. این پیوند ارگانیک میان اندیشه (عرفه) و عمل (عاشورا)، همان چیزی است که تشیع را پویا نگه داشته است. 
 
در پایان، اگر بخواهید توصیه‌ای برای بهره‌مندی از این ایام داشته باشید، آن نکته کلیدی چیست؟
نکته کلیدی این است که دعا را از ذکر جدا نکنیم. در روز عرفه، بیش از آن‌که به‌دنبال گرفتن حاجت باشیم، به‌دنبال یافتن صاحب‌حاجت باشیم. همان‌طور که پیامبر (ص) فرمود، بهترین دعا، ذکر توحید است. اگر قلب ما به نور توحید روشن شود، تمام سختی‌های مسیر (که همان ابتلائات عاشورایی است) آسان می‌شود. باید از لایه عوامانه دعا عبور کنیم و به لایه معرفتی آن برسیم. عرفه، فرصتی برای بازنگری در مسیر زندگی است تا ببینیم چقدر به آن تسلیم محض که در قربان و عاشورا تجلی یافت، نزدیک شده‌ایم. امیدوارم همه ما بتوانیم از مرز کلمات عبور کرده و به حقیقت شهودی این ایام دست‌یابیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها