اثرگذاری روایت‌های رسانه‌ای ایران بر افکار عمومی جهان در جریان جنگ تحمیلی سوم

روایت ایرانی، اقتدار جهانی

در جریان جنگ تحمیلی سوم که از نهم اسفند سال گذشته آغاز شده، شاهد روایت‌ها و واکنش‌های بسیار گسترده و متنوعی از حقیقت نبرد و جایگاه ایران مقتدر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی جهان هستیم.
در جریان جنگ تحمیلی سوم که از نهم اسفند سال گذشته آغاز شده، شاهد روایت‌ها و واکنش‌های بسیار گسترده و متنوعی از حقیقت نبرد و جایگاه ایران مقتدر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی جهان هستیم.
کد خبر: ۱۵۴۹۸۶۶

به گزارش جام‌جم‌آنلاین ازروابط عمومی رسانه ملی، دست برتر ایران در این جنگ تنها به عرصه نظامی محدود نشده و نبرد روایت‌ها که یکی از محور‌های اصلی جنگ است، جمهوری اسلامی ایران را به سطح و ساحت تازه‌ای وارد کرده است. بازتاب گسترده رویداد‌ها در رسانه‌های منطقه‌ای و شبکه‌های برون‌مرزی ایران باعث شده روایت‌های متفاوتی از واقعیت میدانی در سطح افکار عمومی‌شکل بگیرد. روایتی که به باور کارشناسان و تحلیلگران خارجی و داخلی، توانسته بخش‌هایی از روایت‌های رسمی دشمن را به چالش بکشد. همچنین محدودیت‌ها، سانسور و منع رسانه‌های بین‌المللی در انتشار تصاویر خسارات وارد شده از سوی ایران به مواضع دشمن در کشور‌های منطقه و سرزمین اشغالی، کمتر از گذشته توانسته مانع دستیابی مخاطبان به تصویر کامل‌تری از وقایع جنگ شود و همین امر، سطح جدیدی از رقابت رسانه‌ای و روایت‌محور را رقم زده است. در این میان، نقش صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی و مجموعه شبکه‌های برون‌مرزی آن نیز در کانون توجه قرار گرفته است.

کارشناسانی که در این گزارش با آنها گفت‌و‌گو شده، معتقدند رسانه ملی و شبکه‌های برون‌مرزی طی روز‌های جنگ تلاش کرده‌اند پوشش خبری مستمر، چندزبانه و مبتنی‌بر گزارش‌های میدانی ارائه دهند و در انتقال روایت‌ها به مخاطبان کشور‌های مختلف مؤثر بوده‌اند. این گزارش، در قالب گفت‌و‌گو با کارشناسان حوزه بین‌الملل، سیاست خارجی و رسانه، عوامل اثرگذاری این تحول و نقش رسانه‌های ایرانی را در جریان دفاع مقدس سوم بررسی می‌کند.

سرباز روح‌الله رضوی، مجری «به‌وقت ایران»
شکست سیطره رسانه‌ای و سانسور دشمن در جنگ

سرباز روح‌الله رضوی، فعال رسانه‌ای، کارشناس مسائل بین‌الملل و مجری برنامه «به‌وقت ایران» است که در ایام جنگ تحمیلی سوم از شبکه خبر روی آنتن رفت. وی معتقد است که در همه جنگ‌ها، گاهی روایت‌ها از مدارک و اسناد جنگ مهم‌تر می‌شوند، چراکه در شکل‌دهی به ذهنیت‌ها و ادراک طرفین میدان‌های جنگ تأثیرگذارند و ابعادی به‌مراتب فراتر از میدان‌های محدود جنگی پیدا می‌کنند.

وی در همین باره توضیح داد: اگر میدان جنگ معمولاً به یک جغرافیای خاص محدود است، روایت‌ها چنین محدودیتی ندارند. درواقع روایت‌ها اغلب مرز جغرافیایی نمی‌شناسند و به‌راحتی به زبان‌های مختلف برگردان می‌شوند و می‌توانند بر افکار عمومی اثر بگذارند.

وی تصریح کرد: در جنگ تحمیلی سوم ما در برابر دشمنی قرار داشتیم که در حوزه فناوری در قله پیشرفت قرار گرفته و با همین دست برتر می‌خواست در عرصه رسانه رسمی و شبکه‌های اجتماعی روایت خود را غالب کند. بااین‌حال، در جنگ اراده‌ها، برای اولین بار شاهد بودیم که این سیطره رسانه‌ای شکسته شد. البته منظورم این نیست که ما به پیروزی مطلق در عرصه رسانه رسیده‌ایم.

وی با اشاره به برنامه «به‌وقت ایران» اضافه کرد: جنگ فرصتی بی‌سابقه در اختیار ما قرار داد و از منظر مخاطب داخلی، بازخورد‌های بسیار خوبی گرفتیم، اما فراتر از آن، برای اولین بار شاهد بودیم که مباحث رسانه‌ای داخل کشور، در حال تبدیل شدن به منبعی برای تغذیه جریان‌های بین‌المللی است. همچنین شبکه خبر در بسیاری از رسانه‌های دنیا به‌عنوان یک مرجع خبری مورد استناد قرار گرفت. این نشان می‌داد که تلویزیون جمهوری اسلامی ایران توانسته است در موضوع خاص جنگ ایران، خود را به‌عنوان مرجعیت خبر در عرصه رسانه‌ای جهان مطرح کند.

این مجری یادآوری کرد: حتی بخش‌هایی از برنامه «به‌وقت ایران» به زبان‌های مختلف ترجمه و در شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی منتشر شد و موردبحث، نقد و بررسی قرار گرفت و این اتفاق، از منظر اثرگذاری رسانه‌ای بسیار مهم است. پیش‌تر تولیدات رسانه ملی ما در بهترین حالت در شبکه‌های اجتماعی داخلی موردبحث قرار می‌گرفتند، اما این بار از این مرز فراتر رفت و دیدیم که در فضای شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی نیز درباره آنها گفت‌و‌گو می‌شود. مشخصاً در شبکه اجتماعی ایکس پست‌هایی منتشر شد که بخش‌هایی از برنامه «به‌وقت ایران» را با زیرنویس انگلیسی بازنشر کرده بودند.

رضوی ادامه داد: در واکنش به ویدئو‌های تحلیلی درباره جنگ تحمیلی سوم در فضای مجازی، نظرات متعددی از کاربران امریکایی می‌دیدم که می‌گفتند چرا رسانه‌های امریکایی واقعیت جنگ را آن‌گونه که این برنامه ایرانی روایت می‌کند، برای آنها بازگو نمی‌کنند. بسیاری تأکید داشتند که این برنامه در شبکه خبر روایتی عینی و واقعی و تحلیلی مهم ارائه می‌دهد که در رسانه‌های خودشان یافت نمی‌شود، چراکه رسانه‌های آنها بیشتر درگیر پروپاگاندا هستند و واقعیت جنگ را منتقل نمی‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که چه ظرفیت عظیمی در رسانه ملی ما وجود دارد و می‌توان با فعال‌سازی درست، نه‌تنها بر افکار عمومی داخل کشور، بلکه فراتر از آن، بر افکار عمومی جهان نیز تأثیر گذاشت.

وی اظهار کرد: البته اعتبار اصلی این دستاورد قبل از هر چیز به میدان و مجاهدت‌ها و ایستادگی مردم ایران، به فداکاری نیرو‌های مسلح جان‌برکف ایران و به پیروزی‌هایی که در میدان محقق شده، بازمی‌گردد. وقتی در میدان، دست ما پر است، طبیعی است که در عرصه رسانه نیز می‌توانیم موردتوجه قرار بگیریم و اثرگذار باشیم.

مجری شبکه خبر با بیان اینکه در حوزه روایت‌های غیررسمی‌کار‌های شگفت‌انگیزی صورت گرفته، به تأثیرگذاری فعالیت کانال یوتیوبی «اکسپلسیو مدیا» نیز اشاره کرد و گفت: در جنگ تحمیلی سوم گروهی جوان ایرانی با ویدئو‌های لگویی توانسته‌اند فراتر از تفکیک‌های اداریِ رسانه ملی و غیرملی بر افکار عمومی در امریکا تأثیر بگذارند.

رضوی درخصوص صحبت‌های ترامپ درباره نقش هوش مصنوعی، تبلیغات و روابط‌عمومی جمهوری اسلامی در پیروزی ایران در جنگ بیان کرد: طبیعی است تأثیرگذاری روایت رسانه‌ای ایران بر امریکایی‌ها موجب عصبانیت طرف مقابل شود، زیرا می‌دانند مردم امریکا روایت‌های ما را می‌بینند و اثر می‌پذیرند و این عصبانیت در رفتار مسئولان و نخبگان رسانه‌ای و سیاسی آنها نمود پیدا می‌کند. به نظرم واکنش‌های عصبی ترامپ نشان می‌دهد که ما تا چه اندازه می‌توانیم با فعال‌تر کردن این ظرفیت‌ها، آنها را تحت‌فشار قرار دهیم، شکستشان را برجسته و دست‌خالی آنها را برای مردم خود امریکا عیان کنیم. همواره روایت جنگ‌ها برای امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها سانسور شده است و حالا اگر ما از این فرصت درست استفاده کنیم، می‌توانیم تأثیر بزرگی بر افکار عمومی‌بگذاریم.

وی با اشاره به مصاحبه‌ای که با یک ولاگر جوان امریکایی داشته، توضیح داد: من به این ولاگر در مورد علت عدم تمایل مردم ایران به پایان جنگ گفتم که ما به‌دلیل تجاوز به خاکمان و شهادت عزیزانمان نمی‌توانیم بدون گرفتن انتقام خواستار توقف جنگ باشیم. تأکید کردم که ایرانی‌ها مخالف اصل جنگ‌اند، اما می‌خواهند هزینه جنگ را طوری بپردازند که سایه تهدید و آتش‌بس‌های موقت برای همیشه از میان برود و به صلح واقعی و پایدار برسند. این نگاه برای آن جوان امریکایی تازه و غیرقابل‌فهم بود، چون به‌دلیل سانسور روایت واقعی از درک وضعیت دور مانده بود.

حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل‌

مردم دنبال روایت‌های متمایز از روایت غرب هستند

 حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل معتقد است که شبکه‌های برون‌مرزی توانسته‌اند در روایتگری از جنگ موفق عمل کنند و ترامپ نیز به‌واسطه شکست در نبرد سخت و نرم، اقتدار ایران را به عملیات رسانه‌ای و تبلیغات مرتبط می‌داند.

غفاری با اشاره به تفاوت روایتگری و روایت‌سازی از حقیقت به‌خصوص در موقعیت جنگی عنوان کرد: ما باید میان روایتگری و روایت‌سازی تفکیک و تمایز قائل شویم. روایت‌سازی چیزی است که دشمن انجام می‌دهد، یعنی تلاش می‌کند حقایق و واقعیت‌های میدان را به‌گونه‌ای روایت کند که خودش می‌خواهد و این نوع روایت‌سازی با حقیقت و با آنچه واقعاً در صحنه رخ می‌دهد، در تعارض و تضاد قرار دارد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم، دست به روایتگری صادقانه زد و همین روایتگری موردپذیرش قرار گرفت. در مقابل، روایت‌سازی ترامپ و مقامات امریکایی ازآنچه در جنگ تحمیلی سوم می‌گذشت، حتی از سوی رسانه‌های خودشان نیز نفی شد. این روایت‌سازی آن‌قدر جعلی و آن‌قدر با واقعیت و حقیقت در تضاد بود که خود رسانه‌های امریکایی و اروپایی این روایت را زیر سؤال بردند. تا جایی که امروز ترامپ رئیس‌جمهور امریکا، به‌دلیل نوع بازتاب جنگ در رسانه‌های امریکایی، از همین رسانه‌ها شکایت می‌کند!

وی تصریح کرد: این مسئله از یک‌سو نشان‌دهنده قدرت روایتگری جمهوری اسلامی ایران است که نسبت به جنگ ۱۲روزه، سطح آن ارتقا پیدا کرده است. در این میان، سازمان صداوسیما واقعاً سنگ تمام گذاشت. رسانه‌های دیگر ما نیز وارد میدان شدند و علاوه بر اینکه برای افکار عمومی داخل کشور، پیروزی‌ها و وقایع میدانی را به‌درستی روایت کردند، توانستند همین روایتگری را در قبال مخاطب خارجی هم انجام دهند.

غفاری با تأکید بر نقش شبکه‌های برون‌مرزی صداوسیما بر رسانه‌های منطقه‌ای و تغییر افکار عمومی نیز بیان کرد: این شبکه‌های رسانه‌ای که به زبان‌های مختلف منطقه فعالیت می‌کنند، در بستری وارد عمل شده‌اند که به‌طور کلی در افکار عمومی منطقه، به‌ویژه پس از رخداد‌هایی مانند عملیات طوفان‌الاقصی، تحولی جدی شکل گرفته است. مردم منطقه به‌دنبال روایت‌های تازه و متمایز از روایت‌های غرب هستند.

وی اظهار کرد: امروز این تمایل در افکار عمومی منطقه کاملاً مشهود است که حوادث و واقعیت‌های منطقه را با زبان خود منطقه بشنوند و آن را با گفتمان بومی، درک و مشاهده کنند. در چنین اوضاعی، راه‌اندازی بخش‌های رسانه‌های تازه‌تر به شبکه‌های برون‌مرزی کشور مانند پرس تی‌وی عبری، ترکی استانبولی و دیگر شبکه‌های برون‌مرزی، قطعاً پاسخی است به همین نیاز‌های جدید مخاطب برای عبور از سد سانسور. پس این شبکه‌ها به روایتگری واقعیت‌ها با زبان کشور‌های منطقه کمک می‌کنند.

در ادامه غفاری به اهمیت هوشمندی رسانه‌ها و آمادگی برای اثرگذاری در بزنگاه‌ها اشاره کرد و توضیح داد: در بازه‌های زمانی حساسی مانند جنگ ۱۲روزه، جنگ تحمیلی سوم و حتی در موقعیت‌های غیرنظامی نظیر مذاکرات و رویداد‌های دیپلماتیک، این روایتگری به سبک شبکه‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی ایران، خطاب به افکار عمومی منطقه، با زبان، ادبیات و بیان خودشان، بیشترین تأثیر را در دو حوزه جذب و اقناع مخاطب در همراهی با تحولات میدانی و سیاسی دارد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در بخش دیگری از سخنانش به علت واکنش عصبی ترامپ نسبت به اقتدار ایران و ارتباط دادن پیروزی و اقتدار ایران به عملیات‌های رسانه‌ای و هوش مصنوعی و… اظهار کرد: ترامپ جنگ سخت را عملاً در میدان، به ایران واگذار کرده است. امید او این بود که با روایت‌سازی از این شکست، بتواند آن را در ذهن افکار عمومی جهان به‌عنوان پیروزی جا بزند. باید توجه داشت که بخش مهمی از رویداد‌ها در نظام بین‌الملل، قبل از آنکه در عالم واقع رخ دهند، در ذهن‌ها و ادراکات روایت می‌شوند؛ یعنی ابتدا در ذهن افراد شکل می‌گیرند.

وی متذکر شد: ترامپ بعدازآنکه در این حوزه نیز شکست خورد؛ یعنی پس‌ازآنکه در جنگ نرم و جنگ رسانه‌ای هم نتوانست روایت خود را غالب کند، اکنون به تخریب و حمله به رسانه‌های امریکایی روی آورده است. او تلاش می‌کند مسئولیت این شکست را به گردن رسانه‌های داخلی امریکا بیندازد و به‌نوعی آنها را مقصر جلوه دهد.

غفاری ادامه داد: بنابراین، این رفتار عصبی و تا حدی هیستریک ترامپ، ناشی از شکستی است که ایالات متحده به‌لحاظ رسانه‌ای و در عرصه جنگ نرم، در جریان این جنگ اخیر متحمل شده است. به بیان دیگر، امریکا نه‌تنها در زمین بازی نظامی و در جنگ سخت دچار شکست شد، بلکه در جنگ نرم و رسانه‌ای نیز شکست خورد و نشانه‌های این شکست هم امروز به‌روشنی مشهود است.

حمیدرضا غلامزاده، کارشناس مسائل امریکا

فضای ذهنی مخاطب جهانی متأثر از رسانه‌های ایرانی

 حمیدرضا غلامزاده، کارشناس مسائل امریکا معتقد است که صداوسیما در جنگ تحمیلی سوم به مزیتی نسبی در حوزه اطلاع‌رسانی دست یافته است. وی در همین زمینه گفت: هم‌اکنون مخاطب با دنبال کردن جریان خبری رسانه ملی، می‌تواند به درک دقیقی از رویداد‌ها برسد که این نشان‌دهنده بهبود عملکرد در رصد و انتقال اخبار است.

وی تصریح کرد: بخش مهمی از این توفیق مرهون پوشش‌های خبری در شبکه خبر است، مثلاً اقداماتی نظیر استفاده از ضرباهنگ مارش دوران دفاع مقدس در اطلاع‌رسانی‌های جنگ تحمیلی سوم، علاوه بر جذابیت، پیش‌زمینه ذهنی مناسبی برای مخاطب فراهم کرد. همچنین با توجه به تشنه بودن افکار عمومی‌برای تحلیل وقایع در زمان جنگ، برنامه‌های گفت‌وگومحور و تحلیلی در شبکه‌های مختلف نظیر برنامه‌های «زمانه»، «سیاست خارجی» و بخش‌های تحلیلی شبکه خبر بسیار مؤثر ظاهر شدند. این محتوا‌ها به دلیل پاسخگویی به نیاز مخاطب، در فضای مجازی نیز بازنشر گسترده‌ای داشتند و ضریب نفوذ بالایی پیدا کردند.

وی با اشاره به نقش تولیدات غیررسمی و شکستن انحصار رسانه‌ای در جنگ تحمیلی سوم اظهار کرد: در این دوره شاهد ظهور لایه جدیدی از تولیدات غیررسمی‌شامل پویانمایی‌های لگو، انیمه و میم‌های رسانه‌ای بودیم. این آثار به کاری جهانی تبدیل و در شکستن فضای رسانه‌ای حاکم، به‌شدت مؤثر واقع شدند. این جریان در لایه دوم به تقویت عملکرد کلی صداوسیما نیز کمک شایانی کرد.

دبیرکل مجمع شهرداران آسیایی به تغییر در توازن روایت‌ها و واکنش رسانه‌های غربی نیز اشاره کرد و گفت: توفیق در ارائه روایت‌های جایگزین به حدی بود که رسانه‌هایی مانند CNN به تحلیل عملکرد شبکه‌های برون‌مرزی ما پرداختند. این موضوع نشان می‌دهد که روایت ما توانسته است فضای ذهنی مخاطب جهانی را تحت‌تأثیر قرار دهد و این باور را ایجاد کند که منابع غربی تمام حقیقت را بازگو نمی‌کنند. این مشکل در روایتگری، مخاطب را به سمت استفاده از محتوای صداوسیما به‌عنوان منبع جایگزین سوق داده است.

غلامزاده با بیان اینکه تعامل رسانه‌ای در سطوح بین‌المللی و زبان‌های زنده یکی از علل توفیق روایت رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم است، گفت: امروزه جریانی رفت‌وبرگشتی میان فضای رسانه‌ای داخلی و بین‌المللی شکل گرفته است. گزارش‌های شبکه‌های داخلی و محتوا‌های تولیدشده در فضای مجازی، توسط مخاطبان و حتی طرف‌های مقابل ترجمه و بازنشر می‌شود. این چرخه باعث شده است که حتی بدون در نظر گرفتن مستقیم شبکه‌هایی مثل پرس‌تی‌وی، پیام رسانه ملی به قلب جوامع انگلیسی‌زبان و دیگر زبان‌ها برسد.

وی تأکید کرد: همچنین راه‌اندازی و فعالیت حساب‌های کاربری به زبان‌های ترکی استانبولی و عبری، گامی‌بسیار راهبردی بوده است. هرچه دسترسی مستقیم به مخاطب جهانی بیشتر باشد، اثرگذاری نیز عمیق‌تر خواهد بود. همان‌طور که رسانه‌های بیگانه نظیر بی‌بی‌سی فارسی برای تأثیر بر مخاطب ما هزینه می‌کنند، ما نیز باید با تقویت این فعالیت‌ها، حرف خود را به گوش مخاطب بین‌المللی برسانیم و به افکار عمومی جهت بدهیم.

سرپرست مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران اضافه کرد: درمجموع، برآیند فعالیت‌های رسمی و غیررسمی رسانه‌ای در داخل کشور، منجر به ایجاد یک اثرگذاری ملموس در فضای بین‌المللی شده است که نشان‌دهنده مسیر رو به رشد اقتدار رسانه‌ای ایران است.

عاطفه خالدی، مدیر کانال افغانستان شبکه سحر

رسانه‌های برون‌مرزی طرح‌های ایران‌هراسانه را خنثی کردند

 عاطفه خالدی، مدیر کانال افغانستان شبکه سحر درباره نقش رسانه‌ها به‌ویژه شبکه‌های برون‌مرزی در ارائه و انتشار یک روایت دقیق‌تر از ایران و شکستن سد سانسور رسانه‌های وابسته به امریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی سوم بیان کرد: پس از جنگ تحمیلی سوم، در حیطه کاری خودم به نظرم اهمیت افغانستان و پاکستان در معادلات منطقه‌ای و در ارتباط با ایران بیش از گذشته آشکار شده است. افغانستان، به‌ویژه پس از خروج امریکا و عدم واگذاری پایگاه بگرام به ایالات متحده، به یک نقطه کلیدی در موازنه قدرت در منطقه تبدیل شد. طالبان با این تصمیم نشان دادند که حاضر نیستند این کشور را بار دیگر به سکوی عملیات نظامی علیه همسایگان و ازجمله ایران تبدیل کنند. این انتخاب، از منظر امنیت ملی و ژئوپلیتیک برای ایران اهمیت مضاعف دارد.

مدیر کانال افغانستان شبکه سحر افزود: در جریان جنگ تحمیلی سوم و رخداد‌های پس‌ازآن، افکار عمومی افغانستان واکنش درخور توجهی نسبت به مواضع و رفتار جمهوری اسلامی ایران نشان داد. بخشی از جامعه افغانستان، به‌ویژه نخبگان و فعالان فرهنگی و دینی، حمایت خود را از مواضع ایران و محور مقاومت ابراز کردند. در همین دوره، شاهد بودیم که بسیاری از تجار و خیران افغانستانی در داخل افغانستان، با وجود فشار‌های اقتصادی، کمک‌های مردمی خود را به سمت ایران و جبهه مقاومت سازمان‌دهی کردند. این کمک‌ها، علاوه بر بعد اقتصادی، حامل یک پیام سیاسی و عاطفی روشن بود. اینکه افغانستان، به‌عنوان یک جامعه مسلمان و هم‌زبان، نسبت به تحولات ایران و فلسطین بی‌تفاوت نیست.

خالدی تصریح کرد: در داخل ایران طی جنگ تحمیلی سوم نیز حضور مهاجران افغانستانی در شهر‌هایی مانند قم، مشهد، تهران، ورامین و دیگر مناطق، به شکلی فعال و مسئولانه در حمایت از مواضع جمهوری اسلامی‌بروز پیدا کرد. این مهاجران که سال‌هاست در کنار مردم ایران زندگی می‌کنند، در مراسم، تجمعات مردمی و فعالیت‌های داوطلبانه طی جنگ تحمیلی سوم مشارکت داشتند و نشان دادند که پیوند‌های فرهنگی، مذهبی و عاطفی میان دو ملت عمیق‌تر از آن است که برخی جریان‌های رسانه‌ای تلاش می‌کنند آن را تخریب کنند.

وی ادامه داد: بنابراین در چنین فضایی، حفظ و تقویت نزدیکی رسانه‌ای و دیپلماتیک با افغانستان یک ضرورت راهبردی است. اگر ایران در عرصه دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای نسبت به این کشور غفلت کند، میدان برای رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که با ابزار رسانه‌ای و روایت‌سازی، می‌کوشند میان ملت‌های منطقه شکاف ایجاد کنند، باز خواهد شد. به همین دلیل، باید ارتباط مستمر و هدفمند با نخبگان، رسانه‌ها و افکار عمومی افغانستان را حفظ و تقویت کرد تا سوءبرداشت‌ها و طرح‌های ایران‌هراسانه خنثی شود.

وی تأکید کرد: در این میان، رسانه‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی ایران مانند پرس‌تی‌وی، العالم، هیسپان‌تی‌وی و سایر شبکه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. این رسانه‌ها در جریان جنگ تحمیلی سوم توانستند تصویری متفاوت از آنچه رسانه‌های جریان اصلی غربی ارائه می‌دادند، به مخاطبان منطقه و جهان منتقل کنند. بازتاب جنگ تحمیلی سوم در کشور‌های همسایه، اعم از افغانستان، آذربایجان، ترکیه و سایر جوامع مسلمان، تا حد زیادی مرهون همین عملکرد رسانه‌های برون‌مرزی و رسانه ملی بود. آنها با پوشش مستند و میدانی، زمینه را برای شکل‌گیری یک فهم عمیق‌تر و واقعی‌تر از تحولات فراهم کردند.

خالدی اظهار کرد: در مقابل، رسانه‌هایی مانند افغان اینترنشنال، تلاش کردند روایتی مغایر با واقعیت‌های میدانی ارائه دهند و افکار عمومی افغانستان را نسبت به ایران و محور مقاومت بدبین کنند. بااین‌حال، بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی، مذهبی و دانشگاهی افغانستان در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های محلی به این روایت‌ها واکنش نشان دادند و با استدلال و شواهد، به دفاع از مواضع ایران و نقد عملکرد این رسانه‌ها پرداختند. این واکنش‌ها نشان داد که جامعه افغانستان، برخلاف تصویر یکدست و ساده‌سازی شده رسانه‌های معارض، متکثر و آگاه است و همه مردم و نخبگان آن در یک چارچوب تحلیلی واحد قرار نمی‌گیرند.

مدیر کانال افغانستان شبکه سحر اضافه کرد: هم‌زمان، رسانه‌های وابسته به جریان پهلوی و برخی رسانه‌های غربی کوشیدند از موضوع مهاجران افغانستانی در ایران برای ایجاد تنش و دوقطبی‌سازی استفاده کنند. آنها تلاش کردند تصویر یک مواجهه خصمانه و گسترده میان ایرانیان و مهاجران ترسیم کنند و از هر حادثه یا اختلاف کوچک، روایتی بزرگ و تعمیم‌یافته بسازند.

وی اظهار کرد: هدف این جریان، شکستن سرمایه اجتماعی مشترک میان دو ملت و تضعیف امکان همکاری‌های آینده است. بااین‌حال، واقعیت‌های میدانی، روابط روزمره مردم و حضور مشترک در مناسبت‌های دینی و اجتماعی، نشان می‌دهد که چنین طرح‌هایی با مقاومت جدی در سطح جامعه روبه‌روست و تاکنون نتوانسته به اهداف اصلی خود دست یابد.

به گفته خالدی، جنگ تحمیلی سوم و پیامد‌های آن بار دیگر نشان داد که تحولات منطقه فقط در میدان نظامی رقم نمی‌خورد، بلکه در عرصه رسانه، افکار عمومی و دیپلماسی عمومی نیز تعیین می‌شود. وی در همین خصوص اظهار کرد: افغانستان و ایران، به‌عنوان دو کشور هم‌زبان، هم‌دین و هم‌سرنوشت، اگر بتوانند در این عرصه‌ها همکاری و هم‌افزایی داشته باشند، نه‌تنها از بسیاری بحران‌های مصنوعی عبور خواهند کرد، بلکه می‌توانند در شکل‌دهی به معادلات آینده منطقه نقش سازنده‌تری ایفا کنند.

ناصر کنعانی، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه

ایران در میدان و روایت جنگ تحمیلی سوم، دست بالا را دارد

 ناصر کنعانی، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه با اشاره به واکنش‌های روز‌های گذشته دونالد ترامپ نسبت به نتیجه جنگ تحمیلی سوم و دست برتر جمهوری اسلامی ایران در جنگ روایت‌ها اشاره کرد و توضیح داد: امریکا با هدف ایجاد تغییر در ساختار سیاسی ایران وارد این جنگ شد. ترامپ حتی ادعا کرده بود که رهبر بعدی ایران را باید خودش انتخاب کند و تصور می‌کرد که ظرف چند روز می‌تواند نظام موردنظر امریکا را در تهران مستقر کند. بااین‌حال، پس از ۴۰ روز جنگ و بنابر تحلیل کارشناسان و ناظران بین‌المللی، امریکا نتوانست به هیچ‌یک از اهدافی که برای این جنگ تعیین کرده بود، دست پیدا کند و درنهایت مجبور شد با همان نظامی‌که قصد سرنگونی آن را داشت آن هم در چارچوبی که جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده بود، مذاکره کند.

کنعانی اضافه کرد: همین شکست محاسباتی است که عصبانیت و پریشانی امروز ترامپ را توضیح می‌دهد. ترامپ تلاش می‌کند توفیق ایران در میدان و روایت را به تبلیغات صداوسیما و روابط‌عمومی و حتی بهره‌گیری ایران از هوش مصنوعی نسبت دهد و مدعی شده که رسانه‌های جمهوری اسلامی توانسته‌اند تصویری گسترده از پیروزی ایران به جهان مخابره کنند.

این دیپلمات افزود: این ادعا‌های امریکا بازتاب همان آشفتگی ناشی از ناکامی واشنگتن در رسیدن به اهدافش است؛ مسئله‌ای که بسیاری از ناظران بین‌المللی نیز به آن اشاره کرده‌اند. ترامپ و متحدانش به‌دنبال برهم‌زدن انسجام داخلی و ایجاد آشوب خیابانی در ایران بودند و حتی ایده‌هایی درباره تجزیه بخش‌هایی از خاک ایران عزیز در میان برخی از آنان مطرح شده بود. بااین‌حال، نتیجه جنگ تحمیلی سوم برخلاف انتظار آنان رقم خورد و امروز، به‌جز ترامپ و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، تقریباً همه ناظران در جهان به این نتیجه رسیده‌اند که امریکا و اسرائیل از این حمله دستاوردی نداشته‌اند و ایران پس از جنگ از موقعیت قوی‌تری برخوردار شده است. ایران اکنون در منطقه نیز جایگاهی ویژه پیدا کرده و حقیقت اقتدار همه‌جانبه ایران اسلامی‌برای کشور‌های مختلف از کشور‌های آسیای غربی و همسایگان ما روشن‌تر از قبل است.

در ادامه، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه به نقش رسانه ملی و شبکه‌های برون‌مرزی در روایت این جنگ پرداخت و گفت: رسانه ملی در این مقطع کاری جهادی و سنگین را در کنار میدان انجام داد و شانه‌به‌شانه رزمندگان در خط مقدم رسانه‌ای ایفای نقش کرد. صداوسیما در متن یک جنگ واقعی قرار داشت و زیر سایه بمباران و تهدیدات موشکی فعالیت می‌کرد. تولید محتوا در این شرایط با رسانه‌هایی که از فاصله‌ای امن درباره جنگ گزارش تولید می‌کنند، کاملاً متفاوت است.

کنعانی یادآوری کرد: پیش‌تر نیز رسانه ملی هدف حمله قرار گرفته و برخی از کارکنان آن به شهادت رسیده بود و در جنگ تحمیلی اخیر نیز این حملات تکرار شد، اما باوجود این شرایط دشوار، صداوسیما مأموریت خود را با شجاعت و متانت ادامه می‌دهد.

وی با اشاره به هم‌زمانی جنگ با ماه مبارک رمضان نیز تأکید کرد: رسانه ملی ناگزیر بود میان پوشش مناسک دینی، بازتاب سوگ و حماسه از دست‌دادن چهره‌های برجسته کشور و اطلاع‌رسانی درباره جنگ و دفاع ملی توازن ایجاد کند. به گفته او، صداوسیما توانست این سه محور را به‌طور منسجم و بدون از بین‌رفتن تعادل محتوایی مدیریت کند و فضای معنوی ماه مبارک، سوگ ملی و حماسه مقاومت را در کنار هم به تصویر بکشد.

کنعانی افزود: در طول جنگ تحمیلی سوم هیچ‌گونه وقفه‌ای در عملیات رسانه‌ای مشاهده نشد و صداوسیما با وجود همه محدودیت‌ها و تهدیدات، جریان اطلاع‌رسانی، تحلیل و روایت‌سازی را به‌طور مداوم ادامه داد؛ استمرار رسانه‌ای که در یک جنگ روانی اهمیت راهبردی دارد. او افزود که رسانه ملی نه در لحن کارکنان، نه در رفتار مهمانان و نه در محتوا، هیچ نشانی از یأس، ناامیدی یا تسلیم‌پذیری بروز نداد و آنچه به جامعه منتقل شد پیام اعتمادبه‌نفس، ایستادگی و باور به توان ملی بود.

او در بخش دیگری از سخنان خود به حضور مردم در خیابان‌ها و میادین اشاره کرد و گفت: مردم در این جنگ در کنار رزمندگان قرار گرفتند و به یکی از ارکان اصلی دفاع ملی تبدیل شدند. رسانه ملی توانست این حضور گسترده و حماسه‌آفرین را به شکل درست بازتاب دهد.

این دیپلمات اظهار کرد: میزان مراجعه مردم به رسانه ملی در این روز‌ها افزایش یافت و صداوسیما توانست در مواقع بحرانی به مرجع خبر و تحلیل تبدیل شود؛ موضوعی که او از آن به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی ارزشمند یاد کرد.

وی متذکر شد: رویکرد کلی صداوسیما در این دوره کاملاً ملی و متناسب با نیاز‌های کشور در اوضاع جنگی بود. روح ملی‌گرایی، وطن‌دوستی و دفاع از عزت و تمامیت ارضی در برنامه‌های رسانه ملی کاملاً مشهود بود و صداوسیما تلاش کرد صدای مردم را از سراسر کشور، حتی مناطق دورافتاده، منعکس کند تا این احساس تقویت شود که همه مردم در جبهه‌ای واحد در حال دفاع هستند.

newsQrCode
برچسب ها: روایت
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها