وقتی از گرمای داخل خانه به حیاط فرار میکنم، فرصت خوبی فراهم میشود تا با 2 نفر دیگر از دستاندرکاران فیلم گفتگو کنم.
علی اصلانی جانشین تولید فیلم است. در ابتدای گفتگو به این مساله اشاره میکند که سهمیهبندی شدن بنزین بر تولید فیلمها نیز تاثیر گذاشته و هزینهها را در بخش حمل و نقل بالا برده است، اما درصد زیاد نیست.
از او میپرسم: در فیلمهای این گونه که آثاری کمهزینه هستند و امکان بازگشت سرمایه در آنها خیلی زیاد نیست کار بخش تولید چیست؛ او میگوید: بودجه بخش مهمی از کار است، اما باید با وجود محدودیتها کار را به یک کیفیت مناسب رساند. در این فیلم هم ما در حد بودجه جلو رفتیم و در این چارچوب تلاش کردیم بازیگران و عوامل خوبی را به خدمت بگیرم. البته این فیلم هم هزینههای خاص خود را دارد. بازسازی فضا، تهیه آکساسوار، رنگآمیزی خانه و... به اندازه کافی هزینهبر بوده است. اینجا یک خانه متروکه و غیرمسکونی بود که با تلاش گروه صحنه و تولید آماده کار شد.
این همان بخشی از کار است که سارا سمیعی طراح صحنه و لباس در تایید آن نکاتی را اضافه میکند و میگوید: این که خانهای را بازسازی کنیم باعث شد تا بتوانیم در طراحی صحنه آزادی عمل زیادی داشته باشیم.
در خانههای دیگر نه میتوان میخ به دیوار زد و نه میتوان تغییری در فضا ایجاد کرد. در لوکیشن چیده شده دست طراح باز نیست و در نهایت تنها میتواند یک چیدمان داشته باشد اما در اینجا ما ساخت و سازی محدود هم داشتیم. از سویی چون این خانه فاقد هر وسیلهای بود، در چیدمان وسایل هر کاری که نیاز بود انجام دادیم.
او درباره بافت این خانه هم توضیح میدهد و میگوید: بافت این خانه متعلق به دوره پیش از انقلاب است. خانههای این دوره فضای بیشتری داشتند با اتاقها و حیاط بزرگ و سقفهای بلند و پنجرههای زیاد که این روزها دیگر چنین چیزهایی در معماری خانهها دیده نمیشود. این بافت مستحکم از بین رفته است و این مساله ویژگی مهم خانههای قدیمی بوده است.
او درباره توصیف فضای خانه در قصه نیز میگوید: در فیلمنامه اشاره شده بود که فضای خانه باید نوستالوژی و یادی از گذشته داشته باشد. وقتی درباره یخچال ساید بای ساید و عدم تطابق آن با دیگر وسایل خانه میپرسم، پاسخ میدهد: وسایل برقی بعد از یک دوره از کار میافتد و مستهلک میشود. تخت و مبلمان میتواند برای دورهای طولانی حفظ شود اما وسایل برقی معمولا چند وقت یک بار عوض میشوند.
از او میپرسم: این چیدمان قدیمی قرار است چه چیزی را القاء کند؛ پاسخ میدهد: این خانه متعلق به شخصیتی به نام فخری خانم است. چیدمان بر اساس این شخصیت است و جزیی از او به حساب میآید. فخری خانم در داستان تاکید میکند که این خانه به او به ارث رسیده و تمام وسایل برای گذشته است، اما او اینها را امانت نگه داشته تا آن را به نسل آینده برساند. خانه در واقع گذشتهای است که حفظ شده است.
بایرام فضلی
فیلمبردارها همیشه تمایل دارند تا مکانهای تازه را شکار کنند. این همان چیزی است که جذابیت کار آنها را بالا میبرد اما وقتی قرار است بخش عمدهای از یک فیلم در یک خانه به تصویر کشیده شود فیلمبردار چه میتواند بکند؛
بایرام فضلی که یک کارگردان فیلمبردار است به این سوال پاسخ میدهد:
در مکانهایی مانند این خانه به تکنیک متوسل میشویم تا کار متفاوت شود، اما در نهایت از موضوع تبعیت میکنیم. اینجا موضوع ساده و آپارتمانی است. نصف کار هم در محیط بسته رخ میدهد. از سوی دیگر سقف برای نورپردازی کوتاه است و دست و پای ما را بسته است. محیط پیچیدگی خاصی ندارد اما گاه با وسایل دست ساز خودم که آنها را قبلا در کارهای دیگر آزمایش کردهام، پلانهای خوبی را ثبت میکنیم. هرچند وسایل دست و پا گیر است اما چارهای جز این کار نیست. مثلا در یک اتاق حدودا چهار پنج متری از کرین استفاده کردیم و نتیجه هم خوب شد.
پیش از آن که به سر صحنه بازگردد تا با حضور او کار فیلمبرداری ادامه پیدا کند از او میپرسم هنگامی که فیلمنامه را خواندید چه درکی از قصه داشتید؛ او میگوید: این فیلم ساخته یکی از دوستان عزیز من است و فکر میکنم در گیشه هم جواب بدهد. این سوژه برای همه جذاب است. همه دختر دانشجو دارند و این مساله مشکل مردم است. فکر میکنم فیلم به دلیل موقعیت طنز خود مقبولیت عام پیدا کند. ما از فیلمسازانی هستیم که تلاش داریم ثابت کنیم میتوانیم در سینمای مستقل هم فیلمهایی بسازیم که در گیشه جواب بدهد. این هدفی است که در این فیلم همه ما در خدمت آن قرار داریم.