این سکانس، یکی از سکانسهای عجیبی است که هزاران حرف برای گفتن دارد. اسدالله خان پاخم کرده و کنار مزار پدرش نشسته تا نشان دهد که بالاخره او هم از اسب اقتدار و یککلام بودن پایین آمده و میخواهد روش همراهی با فرزندانش را در پیش بگیرد. یک جایی میگوید که انگار شیوههای قدیمی جواب نمیدهد و همین نشان میدهد که از مسیر طی شده راضی نیست. با یک جور استیصال میگوید:«اومدم دعای خیر کنی که کارام روبراه بشه.» اینگونه نشستن یک پدر انگار یک جورهایی دل مخاطب را نرم میکند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد