سیروس الوند از کارگردانان نام آشنای سینمای ایران است. او درام را خوب می شناسد و می داند چگونه قصه خود را روی پرده سینما بازگو کند که به دل تماشاچی بنشیند و برای پیگیری کار ترغیب شود.
کد خبر: ۱۳۸۶۰۱
الوند اواخر سال گذشته فیلم «تله» را روانه سینماها کرد و اوایل امسال ساخت فیلم «زن دوم» را به پایان رساند و بعد شنیدیم که این کارگردان پس از سالها فعالیت در سینما به تلویزیون آمده و یک فیلم 90 دقیقه ای به نام «ستاره های سوخته» را کارگردانی می کند. در حالی که در پشت صحنه این فیلم حضور یافتیم از دلایل روی آوردن الوند به تلویزیون هم مطلع شدیم.
آشپزخانه شب داخلی: شقایق (نگار جواهریان) مثل کسی است که شوک به او وارد شده است. بی حرکت ایستاده و به شکسته های لیوان خیره شده است. پیمان انگار متوجه شده حال او عادی نیست.
همان جا از آستانه در صدایش می کند. شقایق به خود می آید. به آرامی به او نگاهی می کند. حالتش مانند آن است که تازه از خواب بیدار شده است. نگاه شقایق به پیمان است ، اما حالتش به گونه ای است که گویا او را نمی بیند یا سعی دارد چیزی را به یاد آورد. صدای زنی را از ذهن او می شنویم که مثل سوال پیمان را تکرار می کند و بعد صدای خودش را که خسته و بم و بیمارگون است.
سیروس الوند سخت مشغول هدایت بازیگرش است. مدام راکورد صحنه های قبلی را چک می کند و از منشی صحنه اش کمک می گیرد. او بارها صحنه را ضبط می کند. مدام کات می دهد. ابایی ندارد که پلان های مطلوب خود را بارها تکرار کند. دیگر مثل فیلمهای سینمایی نگران کمبود نگاتیو نیست. او این بار تجربه یک فیلم 90 دقیقه ای تله سینمایی را می آزماید. بهزاد دورانی ، تصویربردارکار، خواسته های الوند را انجام می دهد. صدای صحنه را با صدابردارش جهانگیر میرشکاری چک می کند. به نظر می رسد الوند فیلمساز دموکراتی است و حتی نمایی را که به صدابرداری نیاز ندارد به صدابردار نشان می دهد. بازیگر صحنه باید از روی خرده شیشه عبور کند. چند نما از زاویه های متفاوت ضبط می شود. وسواس زیادی بر خرد کردن نماها دارد. چندین نمای P.O.V می گیرد و در نهایت پلان های مطلوب خود را بر کاست DV ضبط می کند و داستان پلانی دیگر از «ستاره های سوخته» برچیده می شود.
همان مکان روایت یک نوستالژی
الوند مرا به کنار مونیتورش دعوت می کند. می پرسد از «جام جم» چه خبر و ادامه می دهد: جام جم از تهیه گزارش پشت صحنه این فیلم چه منظوری دارد؛ می گویم: عموما فکر می کنید یک رسانه به دنبال چیست؛ به هدایت صحنه اش بازمی گردد. چند نما ضبط می کند و در ادامه کار درباره ستاره های سوخته می گوید: مخاطب ستاره های سوخته خانواده است. روایت ، درون خانواده ای جوان می گذرد که به تبع عشق و علاقه ای که میان آنها وجود دارد، ناپختگی های محسوسی هم به چشم می خورد. تجربه ازدواج این زوج مسائلی را برای آنان به وجود می آورد که تجربه تازه ای است.
هر کدام از آنها تنهایی های خاصی دارند. یکی از آنها پدر و مادر دارد و دیگری ندارد. آنها می خواهند تنهایی هایشان را با یکدیگر پر کنند، اما اتفاقاتی می افتد و آنها در موقعیتی قرار می گیرند که ظرفیت و پتانسیل های حل مشکلات را در خود احساس نمی کنند.
الوند با اشاره به لایه های زیرین ستاره های سوخته می گوید: در این داستان در لایه های پنهان شخصیت زن یک شخصیت روان پریش وجود دارد که باعث می شود او یک دوره افسردگی را طی کند.
این افسردگی ریشه در حمله امریکا به هواپیمای مسافربری ایرانی دارد که باعث کشته شدن تعداد زیادی از مسافران شده است.
کارگردان ستاره های سوخته می افزاید: در هواپیمایی که در زمان جنگ از بندرعباس به مقصد دبی در حرکت بود و مورد تهاجم امریکایی ها قرار گرفت و بیش از 200 نفر از مسافران و خدمه پرواز جان خود را از دست دادند. قرار بود همسرم به عنوان سرمیهمان دار در پرواز حضور داشته باشد که بنا به بارداری ، پزشک از پرواز او جلوگیری کرد، اما در آن هواپیما دوستان نزدیک همسرم جان باختند و این نزدیکی و تعلق من به داستان باعث شد فیلمنامه را بپذیرم و شروع کارم در تلویزیون با این اثر شروع شود.
ساعت 17 اتاقی در کامرانیه
پیمان (محمدرضا غفاری) بازیگر نوجوان فیلم «رویای خیس» در ستاره های سوخته نقش یک جوان متاهل را ایفا می کند. او از این که در کنار کارگردان صاحب نامی چون الوند کار می کند احساس آرامش می کند. او می تواند با این کار مسیر آینده خود را تا حدودی هموار کند. غفاری درباره نقش می گوید: پیمان شخصیت خنثی رو به مثبتی دارد که از لحاظ روان شناسی دچار منیت و دوگانگی است.
او برای رفتن از کشور دچار تغییراتی می شود و در عین حال قصد دارد همسرش را بیشتر بشناسد واز این رو احساس می کند که در شناخت همسرش کوتاهی کرده است. دستیار الوند او را برای گریم فرا می خواند. نگاهی به گروه می اندازم. می بینم تیم همکار با الوند جز صدابردارش همه جوان هستند. سکانس 50 برای میزانسن آماده می شود. گروه صحنه فضا را مهیا می کند.
به سراغ الوند می روم ، می گویم : چنین فیلمسازی با سوابق درخشان در عرصه سینما با ساخت حدود 20 فیلم به نظر می آید نباید کار خود را در تلویزیون با یک فیلم 90 دقیقه ای شروع کند. انتظار می رفت با سریال عظیمی تلویزیون را تجربه کند. الوند از این سوال کمی دلخور می شود و می گوید: شما با زمان مشکل دارید من نیامدم که نامی از من در تلویزیون به جا بماند؛ تفکری که در تلویزیون جا باز کرده و به نظر می رسد تمامی کارهای 90 دقیقه ای ضعیف هستند!
آشفتگی بعد از حادثه
سقوط هواپیمای ایرباس ایران به دست نیروهای امریکایی در زمان جنگ ایران و عراق که در 12 تیر سال 1367 به وقوع پیوست مثل یک شوک برای ملت ایران بود. کشتن مردم بی دفاع در تمام فرهنگ ها و ملل محکوم است ؛ اما واقعیت این است تاکنون فیلم سینمایی یا سریال و فیلم تلویزیونی خاصی در این باره ساخته نشده است. چند سال پیش با نگاهی به این حادثه بزرگ احمدرضا درویش فیلم «ابلیس» را کارگردانی کرد و اکنون سیروس الوند با نگاهی به این اتفاق فیلم ستاره های سوخته را برای شبکه یک سیما کارگردانی کرده است. ستاره های سوخته ، قصه زوج جوانی به نامهای شقایق و پیمان است. شقایق (نگار جواهریان) پدر و مادرش را در سانحه سقوط هواپیما از دست داده است و پس از آن دچار کابوس و آشفتگی روحی می شود. در این شرایط به پیمان (محمدرضا غفاری) که مهندس رایانه است ، پیشنهاد کار جدیدی در خارج از کشور می شود، اما این سفر زندگی آنها را دچار بحران می کند. در ستاره های سوخته بازیگران دیگری چون حامد بهداد، سحر ذکریا و خاطره حاتمی نیز بازی می کنند. این فیلم را امیرحسین شریفی تهیه می کند. از دیگر عوامل ستاره های سوخته می توان به مدیر تصویربرداری: بهزاد دورانی ، طراح گریم: عبدالله اسکندری ، صدابردار: جهانگیر میرشکاری و طراح صحنه و لباس: کیوان مقدم اشاره کرد. برای ستاره های سوخته که 12 تیر در سالروز این حادثه از شبکه یک پخش خواهد شد، ناصر چشم آذر موسیقی می سازد و خود الوند تدوین آن را به عهده دارد
به الوند می گویم اما بیشتر فیلمهای 90 دقیقه ای فراموش می شوند و در ذهن مخاطب ماندگار نمی شود. الوند می گوید: مگر سریال تمام نمی شود؛ مگر همه سریال ها به یاد مانده اند؛ روزنامه ای که هر روز چاپ می شود امکان دارد کارکردی غیر از مطالعه داشته باشد، برخوردی که با روزنامه می شود امکان دارد براساس جنس کاغذ آن باشد، اما مهم مطلب است که باعث می شود روزنامه ای نگهداری شود و مخاطب آن را آرشیو کند. وی می افزاید: ادعایی ندارم که فیلمم در ذهن ها ماندگار می شود، ولی سریال هایی ساخته شده که به دست فراموشی سپرده شده اند، ولی یک برنامه تلویزیونی زنده هم ممکن است تاثیر خود را بگذارد و پس از اتمام آن عمر جدیدی را شروع کند.
سکانس 50 داخلی شب
نگار جواهریان به قدری در نقش فرو رفته است که نمی توان به او برای گپی کوتاه نزدیک شد.
بر نقش تمرکز کرده و به دستور الوند روی کاناپه ای می نشیند. نما به این شکل است که او جدای از همسرش تلویزیون تماشا می کند. عروسکی را به نشان علاقه به فرزند در آغوش دارد. الوند صحنه را برایش توجیه می کند. دورانی ، با گروهش نور و جای دوربین را تنظیم می کنند. الوند توضیح می دهد این گونه فرض کن که صحنه ای از کشتار جنگ عراق و امریکا از تلویزیون پخش می شود. نور، صدا ، دوربین ، برداشت اول ضبط می شود. با میزانسن الوند دوربین از نمای متوسط شقایق به صورت عروسک حرکت می کند. شقایق متاثر و بهت زده تلویزیون تماشا می کند. الوند از بازیگرش می خواهد اشکی از چشمانش لبریز کند. او مدام کات می دهد. گریمور قطره ای به چشمان جواهریان می ریزد. او از منشی صحنه اش می خواهد راکورد صحنه را اعلام کند. از چندین نما این پلان ضبط می شود. دیوارها تکان می خورد. زلزله ای کم جان تهران را می لرزاند، اما آنقدر جدی نیست که گروه کارش را تعطیل کند. آنها می گویند اتفاق خاصی رخ نمی دهد. در این هنگام سعید پیردوست وارد لوکیشن می شود. حس و حالی خوش به گروه می بخشد. با عوامل خوش و بشی می کند و ادامه نمای قبل گرفته می شود. الوند برای گروهش لطیفه ای می گوید و گروه از بی پیرایگی او احساس آرامش می کنند. میزانسن و طراحی اتاقی دیگر چیده می شود و فرصتی می یابم برای ادامه گپ با الوند می گوید: پیشنهاد کار در تلویزیون زیاد داشته ام ، اما تعریفم از کار در این رسانه مرا مقید می کند. چندی پیش قصه ای درباره تاریخ معاصر به من پیشنهاد شد که تحریف شده بود که نتوانستم با آن شرایط کار کنم. برای کار در تلویزیون محدودیتی ندارم ، اما دوست دارم هویت و تعریفم از این مقوله رعایت شود.
ستاره های سوخته ، طرحی مناسبتی
ستاره های سوخته ، نوشته نادر وحید، همزمان با سالگرد فاجعه تهاجم به هواپیمای ایرباس پخش می شود. الوند می گوید: در فیلمهای تلویزیونی جمع کردن کار در مدت زمان کم توجیهی ندارد، اما این فیلم را با همان زبان ، شیوه و روایت بصری مختص سینما می سازم و همان انرژی را که در سینما صرف می کنم در این کار تلویزیونی به کار می گیرم.
وی پذیرفتن این پیشنهاد را منطبق بر علایق و ادای دین به آن واقعه عنوان می کند و می افزاید: با کار قوی می توان تعابیر غلط فیلمهای 90 دقیقه ای را تغییر داد.او ادامه می دهد هیچ گاه سفارشی کار نمی کنم مگر آن که سفارش منطبق بر هدف و تعریفم باشد و مرا به باورهایم نزدیک کند.
سکانس ها همچنان ادامه دارد
عوامل سخت مشغول کارند. امیرحسین شریفی ، تهیه کننده مجموعه حضور ندارد. دستیارانش مدام الوند را فرا می خوانند. صحنه آماده است. محمدرضا غفاری باید جلوی دوربین قرار گیرد. الوند را می بینم که دائم کادر، نور و صحنه را چک می کند.او حتی افه های بازیگرانش را با گریمورش هماهنگ می کند. او در هدایت مجموعه اش به نظرات همه عواملش احترام می گذارد. گروه با هدایت الوند ستاره های سوخته را پلان به پلان ترسیم می کند. الوند می گوید: هیچ دغدغه ای برای ساخت چنین فیلمی نداشتم بجز ادای دین به یک حس نوستالژی.