شهر آفتاب پیچیده نیست

اگر قبول کنیم که هر اثری می تواند بهتر از آنچه که هست ساخته شود، این حکم کلی را هم می توانیم به سریالی مثل شهر آفتاب تعمیم دهیم که این روزها از شبکه تهران پخش می شود. شهر آفتاب سریال پیچیده ای نیست.
کد خبر: ۱۳۸۳۴۴

اصلا گرههای دراماتیک آنچنانی هم ندارد که باز شدن آنها آدم را به شگفتی وادارد. اتفاقا مجموعه ای از داستان های ساده ، حوادث مختلف این سریال را تشکیل داده اند.بیشتر وقایع سریال در یک مسافرخانه در شهر قم اتفاق می افتد و فیلمنامه نویس هم تلاش کرده این موقعیت ها را که اکثرا رویکرد اخلاقی دارند در قالب یک اثر نمایشی به مخاطب منتقل کنند اما موضوع اینجاست که حوادث قسمتهای مختلف ، آن گونه که باید شکل نیافته اند تا به هنگام تبدیل به یک اثر نمایشی به فخامتی که بایسته آن است ، برسند.
اما در این میان یک نکته ظریف وجود دارد و آن این که وقتی یک «پیام» به شکل صحیح به بیننده منتقل می شود که آن اثر در ابتدا اصلا جذابیت داشته باشد. در واقع می شود اینطور گفت که وجود «پیام » کار جذب مخاطب را سخت می کند و از همین جاست که کار هنرمند مشکل می شود. اگر او بتواند این توازن را به شکل درست در بین اجزای کارش حفظ کند بالطبع موفق می شود که یک اثر دیدنی یا لااقل قابل تامل بیافریند و اگر این توازن به هر دلیلی بین اجزای کار برقرار نشود طبیعی است که محصول چشمگیری نخواهیم داشت.
به انبوه آثاری که برای معطوف کردن نظر مخاطب به «پیام » یا یک دیدگاه خاص ساخته شده اند نگاه کنید غالب آثاری که در این حیطه موفق بوده اند آثاری بوده اند که از اسباب جذابیت خوب استفاده کرده اند. به یک معنی می شود اینطور گفت که آشنازدایی در این آثار حرف اول را زده و سازندگان از آنجا که می دانسته اند مخاطب با ذهنیت قبلی به دیدن این آثار می نشیند سعی کرده اند در همان نگاه اول همه چیز را، از شخصیت پردازی و دیالوگ و بازیگر گرفته تا فیلمنامه و دیالوگ و نوع روایت کارگردان «متفاوت» به نظر برسد و البته برای رسیدن به این «تفاوت» هم هیچ ابایی نداشته اند که به تجربه های جدید دست بزنند و به موضوع از منظری دیگر نگاه کنند.
بزرگترین اشکالی که می توان به سریال شهرآفتاب گرفت این است که به نظر می سد همه چیز آشناست. شخصیت ها و اتفاقات خیلی آشنا به نظر می رسند. انگار که پیش تر انبوهی از آنها را به گونه ای دیگر و در آثار دیگر دیده ایم. به نوعی آدمهای خوب ، خوبند و آدمهای بدهم همچنین.
اتفاقاتی هم که باعث می شوند ما این آدمهای آشنا را ببینیم ، چیز غیرمنتظره ای ندارند. کشف و شهودی در کار نیست و از همین جاست که مخاطب برای دیدن ادامه ماجراها، احتمالا تردید می کند. فکر اولیه وجود یک مسافرخانه برای این که آدمهای مختلف گردهم جمع شوند تا حوادثی پدید آید بسیار خوب و منطقی است.
نمونه های بسیار دیگری بوده اند که اساسا بر محور «مکان» و «موقعیت » ساخته شده اند. اما چیزی که شهر آفتاب را از این امتیاز محروم کرده ، نبود نقطه ثقلی قابل اعتنا است که اثر به آن سخت نیازمند است. موضوعی که البته شاید تنها به سازندگان اثر مربوط نشود. ساخت یک اثر در سیمای مراکز به هر حال مختصات خودش را دارد و شهرآفتاب هم مستثنی نیست بنابر این انصاف این است که این اثر را با نمونه های دیگر که با هزینه های بیشتری ساخته شده اند، مقایسه نکنیم .حمید بهمنی در حوزه ساخت نماآهنگ های دفاع مقدس نام ناآشنایی نیست.
تقریبا تمام آثار او فیلم ، سریال ، نماآهنگ در حوزه دفاع مقدس معنی می شوند حتی در همین سریال هم می توان این علاقه شدید او را به جبهه و جنگ دید. با دیدن «شهر آفتاب» علی رغم زیبایی هایی که بعضی از سکانس ها دارند به نظر می رسد او باید بیش از پیش به سلیقه مخاطبانش نزدیک شود و آثارش را از کلیشه های رایج بزداید.
شهرآفتاب به خاطر موضوعش می طلبید که با وسواس و دقت بیشتری ساخته می شد. حضور داوود رشیدی در کنار بازیگرانی چون سیدجواد هاشمی و اسماعیل سلطانیان برای این سریال یک امتیاز است.


مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها