jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۷۱۶۰ ۰۵ مهر ۱۳۹۹  |  ۰۸:۱۵

درباره آیه ۸ و ۹ سوره جن: منظوراز محافظان و تیرهای شهاب چیست؟ چرا جنیان به استراق سمع در آسمان ها می نشستند؟ چرا دیگر اجازه استراق سمع در آسمانها ندارند؟ آیا علت قطع استراق سمع جنیان آفرینش انسان بوده است؟

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از سایت پرسمان، با دقت در توضیح و تفسیر آیات مورد پرسش به سوالات شما پاسخ داده می شود :
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً (۸) وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً (۹)
۸- و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم، و همه را پر از محافظان قوى و تیرهاى شهب یافتیم! ۹- و اینکه ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها مى نشستیم. اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند شهابى را در کمین خود مى یابد!
حفاظت از آسمانها – نظاره
چگونه شیاطین بوسیله شهب از آسمان رانده مى شوند؟! آیه اخیر از آیاتى است که مفسران در تفسیر آن بسیار سخن گفته اند و هر یک مسیر خاصى را پیموده و برداشت معینى از آن دارند.
و از آنجا که عین همین مضمون در سوره صافات (آیه ۶ و ۷) نیزآمده و از مسائلى است که ممکن است براى افراد ناآگاه سؤالهاى بدون جوابى ترسیم کند لازم است نخست نظرى به آراء مفسران بزرگ اسلامى بیفکنیم، سپس آنچه را که ترجیح مى دهیم بیان کنیم.
۱- بعضى مانند نویسنده تفسیر فى ظلال به راحتى از این آیات و مانند آن گذشته و به عنوان اینکه اینها حقایقى است که درک آن براى ما ممکن نیست و باید به آنچه در عمل واقعى ما در این زندگى مؤثر است بپردازیم به تفسیر اجمالى قناعت کرده، و از توضیح و تبیین این مساله صرف نظر نموده است.
او چنین مى نویسد: شیطان چیست؟ و چگونه مى خواهد استراق سمع کند؟
و چه چیز را استراق مى کند؟ همه اینها از غیبهاى الهى است که از خلال نصوص نمى توان به آن دست یافت، و پرداختن به آن نتیجه اى ندارد، زیرا بر عقیده ما چیزى نمى افزاید، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقیقیش در این زندگى باز مى دارد ثمره اى نخواهد داشت، به علاوه درک تازه اى نسبت به حقیقت جدیدى به ما نمى دهد!»
.
ولى نباید تردید داشت که قرآن یک کتاب بزرگ انسان سازى و تربیت و حیات است، اگر چیزى ارتباط به حیات انسانها نداشته باشد مطلقا در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس است، درس زندگى، به علاوه هیچکس نمى تواند این سخن را بپذیرد که در قرآن حقایق ناگشودنى باشد، مگر قرآن نور و کتاب مبین نیست؟ و مگر براى فهم و تدبر و هدایت مردم نازل نشده؟ چگونه فهم این آیات به ما ارتباط ندارد؟
به هر حال ما این طرز موضع گیرى را در برابر این گونه آیات و مانند آن نمى پسندیم.
۲- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصا مفسران پیشین، اصرار دارندکه معنى ظاهرى آیات را کاملا حفظ کنند:
سماء اشاره به همین آسمان است، و شهاب اشاره به همین شهاب است (همین سنگریزه هاى سرگردانى است که در این فضاى بیکران در گردشند و گاه گاه که در حوزه جاذبه زمین قرار مى گیرند و به سوى زمین کشیده مى شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله ور و خاکستر مى شوند).
و شیطان همان موجودات خبیثه متمردند که مى خواهند به آسمانها بروند و گوشه اى از اخبار این عالم ما که در آسمانها منعکس است، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) در یابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهابها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى دارند «۱».
۳- جمعى دیگر از مفسران مانند مفسر عالیقدر مؤلف المیزان و طنطاوى در تفسیر الجواهر تعبیرات آیات فوق را از قبیل تشبیه و کنایه و ذکر امثال و به اصطلاح بیان سمبولیک دانسته، و این تشبیه و کنایه را به صورتهاى گوناگونى بیان داشته اند:
الف: در تفسیر المیزان چنین مى خوانیم: توجیهات مختلفى را که مفسران براى استراق سمع کردن شیاطین، و رانده شدن آنها بوسیله شهب بیان کرده اند، مبتنى بر چیزى است که احیانا از ظاهر آیات و روایات به ذهن مى رسد که افلاکى محیط به زمین است و در آنها گروه هایى از فرشتگان قرار دارند و هر کدام از این افلاک درهایى دارند که جز از آنها نمى توان وارد شد، و گروهى از این فرشتگان، شهابها را بر دست دارند، و منتظر شیاطین استراق سمع کننده هستند تا آنها را با آن بکوبند و برانند! در حالى که امروز روشن شده است این گونه نظریات بى اساس است، نه چنان افلاکى وجود دارد و نه آن درها و نه مانند آن.
آنچه به عنوان یک احتمال مى توان در اینجا گفت این است این گونه بیانات در کلام الهى از قبیل امثالى است که براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذکر مى شود، همانگونه که خداوند مى فرماید وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ: اینها مثلهایى است که براى مردم مى زنیم و جز عالمان آنها را درک نمى کنند (عنکبوت- ۴۳) و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، کرسى، لوح، کتاب.
بنا بر این منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است، یک عالم ملکوتى و ما وراء طبیعى است، که از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهب به آنها آنست که آنها مى خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى رانند .
ب: طنطاوى در تفسیر معروف خود، گاه مى گوید:
آن گروه از دانشمندان حیله گر و ریاکار و مردم عوامى که از آنها پیروى مى کنند شایستگى و اهلیت آن را ندارند که از عجائب آسمانها و شگفتیهاى عالم بالا و کرات بى کرانش و نظم و حسابى که بر آنها حکومت مى کند، آگاه شوند، خداوند این علم و دانش را از آنها ممنوع ساخته، و این آسمان پر ستاره زیبا و مزین را با آن همه اسرارش در اختیار کسانى گذاشته که عقل و هوش و اخلاص وایمان دارند.
کشته و‌زخمی شدن دو‌نفر بر‌اثر‌سقوط شهاب‌سنگ - بهار نیوز
طبیعى است که گروه اول از نفوذ در اسرار این آسمان منع مى شوند، و هر شیطان رانده شده درگاه الهى، خواه از جنس بشر باشد یا غیر بشر، حق وصول به این حقایق را ندارد، و هر گاه به آن نزدیک شود رانده و مطرود مى گردد، این گونه افراد ممکن است سالها زندگى کنند و بعد بمیرند ولى هرگز به این اسرار، دست نیابند، آنها چشمهاى باز دارند و لیکن چشم آنها قدرت دید این حقایق را ندارد، مگر نه این است که علم را جز عاشقانش و جمال را جز عارفانش درک نمى کنند و نمى بینند .
در جاى دیگر مى گوید: چه مانعى دارد این تعبیرات کنایه باشد؟ منع حسى اشاره به منع عقلى گردد، در حالى که کنایات از زیباترین انواع بلاغت است، آیا نمى بینیم بسیارى از مردم که در اطراف شما زندگى مى کنند در محدوده همین زمین محبوس و زندانیند و هیچگاه چشمشان به جهان بالا دوخته نمى شود، و به آواى آن گوش فرا نمى دهند، و از امور این جهان و شگفتیهایش خبرى ندارند، آنها بوسیله (شهاب) خودخواهى و شهوت و کینه توزى و طمع و حرص و جنگهاى خانمانسوز از درک آن معانى والا مطرودند (و اگر روزى هم چنین هوسى کنند به خاطر آن همه آلودگى که بر دل و جان دارند رانده مى شوند).
ج- در جاى دیگر سخنى دارد که خلاصه اش چنین است: ارواح انسانها هنگامى که از این دنیا به جهان برزخ منتقل مى شوند، علاقه و ارتباطى به ارواح زندگان دارند، و هر گاه میان آنها تناسب و همانندى باشد، و بتوانند از طریق احضار ارواح و غیر آن با آنها ارتباط و تفاهم برقرار کنند، مسائلى را در اختیار آنان مى گذارند که گاهى حق است و گاهى باطل زیرا آنها نمى توانند به عوالم اعلى دسترسى پیدا کنند بلکه تنها به عوالم پائین تر دسترسى مى یابند، مثلا همانگونه که ماهى نمى تواند از محیط خود بیرون بیاید و در هوا پرواز کند، آنها نیز قدرت ندارند از محدوده جهان خود بالاتر روند.
د: بعضى دیگر گفته اند که اکتشافات اخیر نشان داده که یک سلسله امواج نیرومند رادیویى از فضاهاى دور دست، مرتبا پخش مى شود که مى توان آنها را در کره زمین با دستگاههاى گیرنده مخصوص به خوبى گرفت، هیچکس بدرستى نمى داند سرچشمه این امواج فوق العاده نیرومند کجاست؟ ولى دانشمندان مى گویند احتمال قوى دارد که در کرات دور دست آسمانى موجودات زنده فراوانى هستند که از نظر تمدن از ما بسیار پیشرفته ترند و به همین دلیل مى خواهند اخبارشان را در جهان پخش کنند و در آن اخبار مسائلى است که براى ما تازگى دارد، موجوداتى که آنها را پرى مى نامیم مى کوشند، از این امواج استفاده کنند، ولى اشعه نیرومندى آنها را بدور مى راند .
این بود نظرات گوناگون مفسران و دانشمندان.
نتیجه بحث:
بحث ها در تفسیر این آیات به درازا کشید اکنون باید براى نتیجه گیرى کامل مقدمتا به چند نکته توجه کنیم:
۱- کلمه سماء (آسمان) در بسیارى از آیات قرآن به معنى همین آسمان مادى است در حالى که در بعضى دیگر از آیات قطعا به معنى آسمان معنوى و مقام بالا است.
مثلا در آیه ۴۰ سوره اعراف مى خوانیم إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ: آنها که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى شود.
ممکن است منظور از آسمان در اینجا کنایه از مقام قرب خدا بوده باشد همانگونه که در آیه ۱۰ سوره فاطر مى خوانیم إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ: سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى روند و عمل صالح را ترفیع مى دهد.
روشن است که اعمال صالح و سخنان پاکیزه چیزى نیستند که به سوى این آسمان بالا روند بلکه به سوى مقام قرب خدا پیش مى روند و عظمت و رفعت معنوى مى یابند.
استراق سمع جنیان و دنبال شدن با شهاب
اصولا تعبیر به انزل و نزل در مورد آیات قرآن به روشنى این معنى را مى رساند، که منظور نزول و فرود آمدن از مقام قدس پروردگار بر قلب پیامبر ص است.
در تفسیر آیه ۲۴ سوره ابراهیم أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ خواندیم: که این درخت پاکیزه که خداوند آن را به عنوان مثال بیان کرده، پیامبر ریشه آن است، و على ع شاخه آن (همان شاخه اى که سبر آسمان کشیده) و امامان شاخه هاى کوچکترند .
مخصوصا در یکى از آن احادیث مى خوانیم کذلک الکافرون لا تصعد اعمالهم الى السماء: همین گونه هستند کافران، اعمال به آسمان بالا نمى رود.
روشن است که آسمان در این گونه احادیث، اشاره به این آسمان حسى نیست و از اینجا نتیجه مى گیریم که آسمان هم در مفهوم مادى آن استعمال میشود و هم در مفهوم معنوى آن.
۲- نجوم (ستارگان) نیز یک مفهوم مادى دارد که همین ستارگانى هستندکه در آسمان دیده مى شوند، و یک مفهوم معنوى که اشاره به دانشمندان و شخصیتهایى است که روشنى بخش جوامع انسانى هستند، و همان گونه که مردم راه خود را در شبهاى تاریک در بیابانها و بر صفحه اقیانوسها بوسیله ستارگان پیدا مى کنند، توده هاى جمعیت در اجتماعات انسانى نیز راه زندگى و سعادت و حیات را به کمک این دانشمندان و رهبران آگاه و با ایمان مى یابند.
حدیث معروفى که از پیامبر ص نقل شده : مثل اصحابى فیکم کمثل النجوم بایها اخذ اهتدى ...:
یاران من همچون ستارگانند که به هر کدام اقتدا شود مایه هدایت است نیز اشاره به همین معنى مى کند.
در تفسیر على بن ابراهیم در ذیل آیه وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ: او کسى است که ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاریکیهاى خشکى و دریا بوسیله آنها هدایت شوید (آیه ۹۷ سوره انعام) چنین نقل شده که امام فرمود: النجوم آل محمد: منظور از ستارگان خاندان پیامبرند .
۳- از روایات متعددى که در تفسیر آیات مورد بحث وارد شده استفاده مى شود که ممنوع شدن شیاطین از صعود به آسمانها و رانده شدنشان بوسیله نجوم هنگام تولد پیامبر بود، و از بعضى از آنها استفاده مى شود که به هنگام تولد عیسى تا حدى ممنوع شدند و پس از تولد پیامبر بطور کامل ممنوع گشتند .
از مجموعه آنچه گفتیم چنین مى توان حدس زد که سماء در اینجا به مفهوم معنوى اشاره مى کند و کنایه از آسمان حق و ایمان و معنویت است.
و همواره شیاطین در تلاشند تا به این محدوده راه یابند و از طریق سوسه ها در دل مؤمنان راستین و حامیان حق نفوذ کنند.اما مردان الهى و رهبران راه حق از پیامبران و امامان گرفته تا دانشمندان متعهد، با امواج نیرومند علم و تقوایشان بر آنها هجوم مى برند و آنان را از نزدیک شدن به این آسمان مى رانند.
و در اینجا است که مى توان رابطه و پیوندى میان تولد حضرت مسیح و از آن بالاتر تولد حضرت محمد ص و طرد این شیاطین از آسمان پیدا کرد.
و نیز اینجا است که مى توان ارتباط میان صعود به آسمان و آگاهى از اسرار را یافت- زیرا مى دانیم در این آسمان مادى اخبار خاصى وجود ندارد جز شگفتیهاى خلقت که حتى از روى زمین نیز قابل مطالعه است، امروز دیگر این مساله قطعى شده است که این کرات آسمانى در این فضاى بیکران پخش شده اند، قسمتى از آنها کرات مرده اى هستند، و بعضى زنده اند، و ساکنانى دارند، ولى شاید زندگى آنها با ما تفاوت بسیار داشته باشد.
این موضوع نیز بسیار قابل ملاحظه است که پیدایش شهاب تنها در جو زمین است که بر اثر برخورد قطعات سنگ به هواى اطراف زمین و شعله ور شدن آنها پیدا مى شود و الا در بیرون جو زمین شهابى وجود ندارد البته در بیرون جو زمین سنگهاى سرگردانى در حرکتند ولى به آنها شهاب گفته نمى شود مگر زمانى که وارد جو زمین گردد و داغ و شعله ور شود، و در برابر چشم انسان به صورت خط آتشى نمایان گردد به گونه اى که تصور مى شود ستاره اى است در حال حرکت و این را نیز مى دانیم که انسان امروز بارها از این جو زمین به خارج عبور کرده و بسیار از آن فراتر رفته و تا کره ماه رسیده است (توجه داشته باشید که جو زمین صد الى دویست کیلومتر بیشتر نیست، در حالى که کره ماه بیش از سیصد هزار کیلومتر با ما فاصله دارد).
بنا بر این اگر منظور همین شهاب مادى و آسمان مادى باشد، باید پذیرفت که این منطقه براى دانشمندان بشر کشف شده و مطلب اسرار آمیزى در آن وجود ندارد.
کوتاه سخن اینکه با قرائن و شواهد فراوانى که ذکر کردیم به نظر مى رسد که منظور از آسمان آسمان حق و حقیقت است، و شیاطین همان وسوسه گران هستند که مى کوشند به این آسمان راه یابند و استراق سمع کنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب یعنى رهبران الهى و دانشمندان با امواج نیرومند قلمشان آنها را به عقب مى رانند و طرد مى کنند.
ولى قرآن دریاى بیکران است و ممکن است دانشمندان آینده در زمینه این آیات به حقایق تازه اى دست یابند که امروز به آن دست نیافته ایم.
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

در عرف روزنامه‌نگاری، برخی مطالب وابسته به زمان است و اگر انتشارشان کمی با تاخیر انجام شود، مطلب با اهمیتی محسوب نمی‌شود و از صفحه در می‌آید، اما گاهی باید برخی نکات را با کمی تاخیر بیان کرد، درست مانند همین مطلب.

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر