دو دختر خردسال به کدامین گناه شکنجه شدند؛

: مردی که همراه همسر دومش به اتهام تنبیه شدید بدنی 2 دختر خردسالش به دادسرای ناحیه 5 تهران احضار شده بود ، در بازجویی های قضایی ادعا کرد که اقدام به کودک آزاری کرده و همسرش هیچ همکاری با وی نداشته است.
کد خبر: ۱۲۳۰۹۵

چند روز پیش زن جوانی به شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 5 تهران مراجعه کرد و از شکنجه شدن 2 دختر برادرش از سوی نامادری آنها خبر داد.این زن در تشریح ماجرا به بازپرس یونسی گفت : چند سال پیش برادرم ورشکسته و روانه زندان شد و همسرش از او طلاق گرفت و 2 دخترش به نامهای «هلیا» و «هاله» را نزد خود نگه داشت . اوایل امسال برادرم که در مرخصی از زندان به سر می برد ، به منزل ما آمد و گفت با زن کارمندی ازدواج کرده و می خواهد فرزندانش را از همسر سابق خود تحویل بگیرد.زن شاکی ادامه داد: برادرم 2 دختر خردسالش را نزد خود برد و یک ماه بعد برای ادامه محکومیتش به زندان بازگشت و همسرش هم ، منزلش را تغییر داد و به مکان دیگری رفت. هر وقت از او می خواستیم تا برادرزاده هایم را نزدمان بیاورد ، او امتناع می کرد یا خیلی دیر آنها را نزدمان می آورد.

حضور کودکان در کمد لباس
راز کودک آزاری را فاش کرد

وی افزود: چند روز پیش وقتی با غیبت طولانی بچه ها روبه رو شدیم ، به منزل او رفتم و سراغ هاله و هلیا را گرفتم ، او گفت که بچه ها را پدرش به وی سپرده و به کسی تحویل نخواهد داد. مشغول جروبحث با او بودم که از داخل یکی از اتاقها صدای ناله هایی شنیدم. وقتی وارد آنجا شدم ، در کمد دیواری را گشودم و برادرزاده هایم را که با چشمانی گریان گوشه کمد نشسته بودند ، پیدا کردم و با خود به منزل بردم. وقتی از آنها ماجرا را سوال کردم ، تازه فهمیدم نامادری چه بلاهایی بر سر آنها آورده است . وی ادامه داد: در تمامی نقاط بدن آنها جای سیخ داغ ، سیم برق ، شکستگی و سوختگی بوضوح دیده می شد. با مشاهده این وضعیت با همسر اول برادرم تماس گرفتیم و ماجرا را اطلاع دادیم. به دنبال شکایت این زن و مادر 2 دختر ، دستور احضار پدر و نامادری آنها به دادسرا صادر شد.

وحشت 2 کودک خردسال

روز گذشته 2 دختر خردسال که بشدت از حضور نامادری بیم و هراس داشتند و حاضر به دیدن او نبودند ، مقابل بازپرس یونسی ، رئیس شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 5 تهران قرار گرفتند و با چشمانی گریان به تشریح ماجرا پرداختند. هلیا یکی از دختران آسیب دیده گفت : من و خواهرم (هاله) از نامادریمان می ترسیم ، دیگر حاضر نیستیم با او زندگی کنیم. او این بار ما را خواهد کشت . هلیا (9 ساله) ادامه داد: وقتی پدرم به زندان رفت ، ما با مادرمان زندگی می کردیم تا این که اوایل خرداد امسال ، پدرم ما را با خودش به منزل زنی برد و زندگی جدیدی را شروع کردیم. همانجا بود که فهمیدیم آن زن را باید مادر صدا بزنیم. آن زن از همان اوایل از ما خوشش نمی آمد و مدام کتکمان می زد. در غیاب پدرم ، با سیخ داغ و سیم رادیو و ضبط به جانمان می افتاد و بشدت کتکمان می زد. محکوم شده بودیم که ماجرای کتک خوردن هایمان را برای کسی بازگو نکنیم. اگر کمی شیطنت می کردیم ، نامادری سنگدل روزگارمان را سیاه می کرد و به پدرمان هم می گفت ، تا او هم ما را کتک بزند.دختر خردسال افزود: نامادری سنگدل خودش برای انجام کار از منزل خارج می شد و من و خواهر کوچولویم را وادار می کرد تا به نظافت منزل بپردازیم و لباسهای کثیف او را با مایع سفیدکننده بشوییم . اگر منزل را خوب نظافت نمی کردیم او ما را آنقدر کتک می زد و با سیم رادیو ، سیاه و کبودمان می کرد که از فرط درد بیهوش می شدیم. آنقدر از ما کار می کشید که دیگر حاضر نبودیم ، زنده بمانیم .وی افزود: هرچه داد و فریاد راه می انداختیم تا همسایه ها متوجه شوند ، بی نتیجه بود. او حتی نمی گذاشت ما به مدرسه برویم. اعتقاد داشت که مدرسه ، جای بچه های بی ادب است. وقتی دوستان نامادری به منزلمان می آمدند او ما را ساعتها داخل کمد لباس زندانی می کرد. بی آن که آب و غذایی به ما بدهد حتی شب یلدا ، مرا به خاطر خوردن یک عدد شیرینی آنقدر کتک زد که بینی ام آسیب دید و سرم خراش برداشت به طوری که بدحال شدم و گوشه ای افتادم. وقتی خواهرم گریه می کرد ، آن زن می گفت : چیزی نشده ، سر هلیا درد می کند و حالش خوب می شود. بازپرس یونسی پس از شنیدن اظهارات تکاندهنده دختر 9 ساله و خواهر 7 ساله اش (هاله) ، از پدر آنها خواست به دفاع از خود بپردازد.

اعتراف پدر به شکنجه 2 دختر خردسالش

پدر دختران خردسال در اظهاراتش گفت : من 2 دخترم را آزار و اذیت کرده ام و همسرم مرتکب هیچ جرمی نشده است. وقتی بر اثر مشکلات مالی روانه زندان شدم ، بچه ها نزد مادرشان رفتند اما زنم نتوانسته بود آنها را خوب تربیت کند. دخترانم بازیگوش و سرکش شده بودند بنابراین وقتی ازدواج کردم ، از همسرم خواستم به خاطر علاقه ای که به من دارد ، تربیت بچه هایم را به عهده بگیرد که قبول کرد. مرد متهم ادامه داد: دخترانم به حرفهای من و همسرم گوش نمی دادند و مدام او را اذیت می کردند و ناسازگار بودند. متهم افزود: دیگر از دست رفتارهای دخترانم خسته شده بودم. آنها همیشه وسایل منزل را به هم می ریختند و زنم را بشدت عصبانی کرده بودند. دیگر نمی توانستم به این دعوا و کشمکش ها ادامه دهم بنابراین تصمیم گرفتم آنها را تنبیه کنم. دستهایشان را با شعله گاز می سوزاندم ، سیخ داغ روی بدنشان می گذاشتم و با سیم رادیو به جان آنها می افتادم تا رفتارشان بهتر شود و مرا اینقدر عذاب ندهند. وقتی برای گذراندن ادامه محکومیتم روانه زندان شدم ، جویای احوالشان بودم. آنها همچنان زنم را اذیت می کردند اما او کاری با آنها نداشت و مثل یک مادر مهربان با آنها رفتار می کرد.

دفاع نامادری

به دنبال اعترافات پدر 2 کودک آسیب دیده ، نامادری آنها به دفاع از خود پرداخت و گفت : من فرزندان شوهرم را دوست دارم. باور کنید من هیچ آسیبی به آنها نرسانده ام. من فقط بعضی از مواقع شاهد کتک زدن آنها از سوی شوهرم بودم. او می خواست بچه ها را ادب کند تا مرا اذیت نکنند.

انکار نامادری در دادسرا

وی ادامه داد: دختران شوهرم ، لباسهای مرا با قیچی پاره می کردند و به بهانه های مختلف از من ایراد می گرفتند. وسایل منزل را به هم می ریختند. اگر میهمانی به منزلمان می آمد، آنقدر شیطنت می کردند و همه چیز را به هم می ریختند که باعث آبروریزی می شدند. به خواسته شوهرم ، آنها را در مدرسه ثبت نام نکردم و بعد از خارج شدن از منزل ، در را روی آنها قفل می کردم . بنا بر این گزارش ، روز گذشته بازپرس یونسی رئیس شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 5 تهران ، برای نامادری و پدر بچه ها به اتهام مشارکت در کودک آزاری جسمی و روانی ، با توجه به تناقض گویی های متعدد آنها ، قرار قانونی صادر کرد تا در ادامه تحقیقات قضایی ابعاد مختلف پرونده فاش شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها