دیده نشدن تاریخ تصویری

اگر قبول کنیم که یکی از بزرگترین ویژگی های کشور ما تاریخ است ، پس حتما تمسک جستن به آن ، استناد به آن ، روایت و هر چیزی که رنگ و بوی تاریخی دارد برای مخاطب ایرانی می تواند جذاب باشد.
کد خبر: ۱۲۲۰۲۱

به عبارتی تاریخ قله های نامکشوف بسیاری دارد که برای هر کسی می تواند رهیافت و آموزه ای داشته باشد. بسیاری معتقدند که هنر اصولا باید پیامی داشته باشد که تعریف هنر برای هنر مدتهاست در نزد بسیاری بی عیار است. سینما هم یکی از این هنرهاست.
اگرچه چندان قائم به ذات نیست و بشدت از اکثر هنرهای دیگر بهره می برد. این موضوع البته به خودی خود ربطی به تاریخ پیدا نمی کند ، اما رفته رفته که از آغاز پیدایش هنر سینما گذشت ، تاثیر شگرف آن بر نظر و عمل توده ملتها آشکار شد و از همین جا بود که تاریخ نویسی سینما آغاز شد.
پدیده ای که مجموعه ای از روایت ها و تحریف ها و آگراندیسمان کردن وقایع کوچک و بی اهمیت و ماسکه کردن حقیقت های بزرگ را در جهت قلب تاریخ در خود داشت. سینما به قدرتی دست یافته بود که می توانست تاریخ خود انگاشته و نه تاریخ واقعی را به باور پذیرترین شکل ممکن به مردم حقنه کند. ابزاری قدرتمند که خیلی زود برای کشورهای بزرگ مورد استفاده پیدا کرد و با کمک آن به دست نیافته ترین اهداف استعماری این کشورها، جامه عمل پوشانید.
در عالم سینما کمتر کشوری مثل امریکا توانسته از هنر هفتم این گونه هدفمند ، باشکوه ، حق به جانب و تحریفی استفاده کند. در واقع تاریخی که بر پرده سینماها تابانده شده تاریخی دیگر بود که امکان نمایش و دیده شدن یافته بود.

استراتژی بلند مدت

تاریخ در سینمای ما هم جایی برای خودنمایی پیدا کرد ، البته بدون آن که یک استراتژی بلندمدت آن را حمایت کند چیزی که اصولا برای کلیت سینمای ما خنده دار به نظر می رسد فیلمهای تاریخی در کشور بیشتر در حد امتحان سلیقه کارگردان در این حوزه و البته با نگاهی به گیشه و موج جاری و ساری در جامعه ساخته شدند و بدیهی بود که اجرای آن نیز در حد فیلمهای همان زمان بود. در مدیوم رسانه ای مثل تلویزیون نیز اوضاع کم و بیش همین گونه بود.
مجموعه و سریال های تاریخی چیزی بیشتر از داشته های افواه مردم نداشت. بعد از انقلاب و با رویکرد جدید فرهنگی ، دستور کار جدیدی برای تلویزیون و از جمله آثار تاریخی آن تعریف شد.
هزاردستان ، سربداران ، ابوعلی سینا و... مجموعه سریال های تاریخی بودند که با این نگاه تازه جلوی دوربین رفتند. سریال هایی که بعدها هم به عنوان مرجعی قابل اعتنا شناخته شدند ؛ خصوصا سریال هزاردستان که به جهت مقطعی که روایت می کرد در کنار انبوه بازیگرانی که مخاب به آنها روی خوش نشان می دادند و البته ویژگی کارگردان جوان و کارکشته اش هزاردستان را تا اندازه یک اثر نوستالژیک بالا برد.
رضا تفنگچی این سریال بعدها یک شخصیت تکرار نشدنی شد که از هیات یک آدم معمولی خوشگذران تا اندازه یک مهره تاثیرگذار ارتقا پیدا می کرد. سالها بعد امرالله احمد جو روزی روزگاری را در قالب یک اثر کاملا متفاوت ارائه کرد.
یک داستان کاملا تخیلی که تنها در اواخر آن به شمایل یک اثر تاریخی در می آمد. احمدجو در این سریال بدعتی گذاشت که تا بعدها و حتی تا همین الان کسی آن را کهنه نکرده است سریال اگرچه خسرو شکیبایی را به عنوان بازیگر اول خود داشت ، ولی واقعیت این بود که ستاره اول آن محمود پاک نیت بود که نقش حسام بیک را با قدرت و توانی مثال زدنی ایفا کرد.

رویه ای که بعدها ادامه پیدا کرد

به هر حال ساخت آثار تاریخی علاوه بر هزینه بسیار، کند پیش می رود و بسیار انرژی براست . آدمهای بسیاری باید تلاش کنند تا یک اثر به فرجام برسد. این همه در حالی است که ابدا معلوم نیست مخاطب در برخورد با آن اثر چه واکنشی از خود نشان خواهد داد. داوود میرباقری کارگردانی که از او رعنا را دیده بودیم ، گرگها را در همین هیات به مخاطب عرضه کرد. او بعدها سریالی ساخت که با وجود همه کمداشت ها و ایرادهایی که می توان به آن گرفت ، سهم بسزایی در جهت دهی فرهنگی به مدیران رسانه ملی داشت.
او سریال امام علی ع را ساخت که در زمان پخشش بشدت مورد توجه قرار گرفت. دیالوگ های حساب شده ، اجرای دقیق که البته بیشتر تئاتری بود و در صحنه های زد و خورد تا اندازه یک فیلم ضعیف افت می کرد از ویژگی این اثر میرباقری بود. در این اثر بود که برای اولین بار احساس می شد چیزی با عجله جلوی دوربین نرفته است. قصه چیزی را به عوامل سازنده برای شتاب تحمیل نمی کرد.
سریال امام علی ع آنقدر با استقبال انبوه مخاطبان داخلی و خارجی روبه رو شد که مسوولان را واداشت به مقوله تاریخ پیامبران و ائمه اطهار نگاهی ویژه داشته باشند و از همان جا بود که آثاری چون تنهاترین سردار ، ولایت عشق ، مریم مقدس ، مردان آنجلس و... امکان ساخت و نمایش یافتند. معصومیت از دست رفته ، تفنگ سرپر ، خانه ای در تاریکی و... از جمله آثار دیگری بودند که بعدها ساخته شدند.
این همه البته معنی اش پرورش مخاطب نیست ، چراکه به نظر می رسد در دوره ای با شدت و حدت بسیار و در دوره ای رکود جایگزین همه آن جنب و جوش ها شده است. همین الان که این سطور نوشته می شود چندین پروژه عظیم تاریخی توسط کارگردانان و تهیه کنندگان مختلف تلویزیون جلوی دوربین رفته است.
روزگار قریب (کیانوش عیاری) یکی از این سریال هاست که نگاهی به زندگی محمد قریب ، بنیانگذار پزشکی نوین کودکان در ایران دارد. مهدی هاشمی ، بازیگر اصلی آن است. شهرآشوب (یدالله صمدی) نیز به مقطعی از رونق علوم ، هنرهای مختلف و البته مذهب شیعه در ایران می پردازد. آشیانه سیمرغ (شهرام اسدی) دیگر سریالی است که به زندگی شیخ بهایی می پردازد.
کلاه پهلوی (ضیاء الدین دری) بعد از افت و خیزهای فراوان سرانجام کار فیلمبرداری آن آغاز شد تا پس از کیف انگلیسی دومین ساخته کارگردانش باشد ، این مقطع تاریخی را نشانه رفته است.
به جز این سریال مدار صفر درجه به کارگردانی حسن فتحی هم از مدتها پیش جلوی دوربین رفته است. سریال در چشم باد هم (مسعود جعفری جوزانی) یکی از جذابترین دوره های تاریخی ایران را به لحاظ سیر حوادث جلوی دوربین برده است و فیلمبرداری آخرین سریال فرج الله سلحشور با نام حضرت یوسف ع با حضور بازیگرانی مختلف همچنان ادامه دارد.
این نگاه اجمالی به آثار تاریخی تلویزیون می رساند که این رسانه برنامه دراز مدتی برای ساخت آثار تاریخی دارد ، اما این انتظار می رود که در کنار این فرهنگسازی گسترده ، برنامه های دیگر تلویزیون در حوزه های دیگر و خصوصا آثاری که به عنوان آثار روتین معروف شده اند آنقدر سطح توقعات بینندگان را پایین نیاورند که تماشای یک اثر تاریخی با اندکی پیچیدگی های غیرقابل اجتناب ، آنها را از پیگیری این گونه آثار باز دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها