کمی از خودم دور شدم

شاید در زمینه مجری گری معروف تر و موفق تر باشد ، اما برای خودش ، بازی چیز دیگری است. هر چند از نظر خیلی ها برادرش ، امین در زمینه بازیگری از امید معروف تر و جاافتاده تر است.
کد خبر: ۱۲۱۹۰۰

به هر حال امید زندگانی عاشق تجربه کردن است. چه نقش آفرینی روی صحنه باشد ، چه بازی جلوی دوربین ، چه شرکت در مسابقات اتومبیلرانی یا حتی غواصی! همه اینها از نظر او تجربه های مهم زندگی و عامل تزکیه روح است. اصولا آدم با روحیه و اعتماد به نفسی است ، اما به همان نسبت ششدانگ حواسش جمع کارش است و کاملا مراقب واکنش دیگران.
بازی در سریال تلویزیونی پرواز در حباب برای او جدای از تداوم همکاری با سیروس مقدم یک ویژگی دیگر هم داشت ؛ تجربه یک شخصیت جدید. یک سرگرد نیروی انتظامی ، دایره مواد مخدر.

یک بار اتفاقی از یک هنرپیشه پرسیدم بابت کدام سکانس دلهره داشتی؛ خیلی از سوالم خوشش آمد. گفتم شاید شما هم دلتان بخواهد به این پرسش پاسخ دهید.
بله. پرسش جالبی است. فکر می کنم اصولا برای یک بازیگر فرقی نمی کند کدام سکانس. این برایش مهم است که در کل بتواند نقش اش را خوب از آب در بیاورد. حتی کوتاه یا بلند بودنش هم زیاد مهم نیست ؛ اما من در قسمتهای رانندگی و تعقیب و گریز کمی دچار نگرانی می شدم ، چون بدلکار نداشتیم و من خودم در آن صحنه ها بازی می کردم.
گو این که من دوره های اتومبیلرانی را هم گذرانده ام و به این دلیل ترجیح می دادم که خودم این صحنه ها را بازی کنم. هر چند ممکن بود با یک اشتباه و تصادف ، هم اعتبار من زیر سوال برود و هم تهیه کننده ضرر بدهد. به هر حال دلهره آورترین صحنه های سریال پرواز در حباب برای من همین سکانس های پر برخورد بود. یکی هم صحنه پایانی کار که تقریبا از ساعت 3 بعد از ظهر شروع شد و ما تا ساعت 7 فردای آن روز در یک پارکینگ در بسته کار می کردیم. در تمام این ساعت ها بچه های صحنه با سوزاندن اسپند در تلاش بودند که فضای مه آلودی را ایجاد کنند. با تمام خستگی که داشتیم صحنه های درگیری حوالی ساعت 3 یا 4 صبح تصویربرداری شد. بر اثر همین فضای دودآلود آن روز دچار یک نوع مسمومیت ریوی شده ، در خانه بستری شدم.

ای بابا! بلا دور باشد. الان که بهترید؛
بله. خدا را شکر الان خوبم. (می خندد)

راستی فرمول یک کار می کنید یا کارتینگ؛
نه. من در رشته کارتینگ بعدا فعال هستم. البته یک مدت برای رشته ریس یک مربی خصوصی داشتم بعد از آن هم وارد کلاسهای اتومبیلرانی کارتینگ شدم. مدتی بعد یک تیم هنرمندان تشکیل شد که من در آن چند دوره مسابقه ای که برگزار شد یک مقام اولی داشتم و یک مقام سومی.

درباره کارتینگ بعدا صحبت می کنیم. اول این را بگویید که اصولا چقدر به فیلمنامه وفادارید؛
برای من وفاداری به فیلمنامه خیلی بستگی به فیلمنامه نویس دارد. من اصولا با توجه به سابقه و اعتبار نویسنده ،تمام تلاشم را می کنم تا خودم را انعطاف پذیر نشان دهم ؛ اما خیلی وقتها حس می کنم خیلی چیزها از دست نویسنده در رفته است. حالا ممکن است متن کار از همه لحاظ چارچوب های یک فیلمنامه را داشته باشد ، اما بعضی وقتها احساس می کنم شاید بیشتر به سمت طرح کلی یک فیلمنامه گرایش داشته تا مثلا شخصیت پردازی و میزانسن و راکوردهای حسی و خیلی چیزهای دیگری که گنجاندنش در یک فیلمنامه مهم و ضروری است.

آن وقت شما چه می کنید؛ بدون توجه به فیلمنامه کار خودتان را می کنید؛
نه، اصلا.

در سینما و تلویزیون ما موقعیت های ویژه ای پدید نمی آید که بازیگرها بتوانند توانایی هایشان را در آن موقعیت نشان دهند

من آدم خودخواهی نیستم. در این جور مواقع می کوشم با پیشنهادهای منطقی روی کار تاثیرات مثبت بگذارم تا جایی هم که بتوانم می کوشم پیشنهادهایم خودبینانه و دگماتیک نباشد.

فیلمنامه پرواز در حباب را کامل خواندید یا به تدریج آن را مطالعه کردید؛
من ابتدا طرح داستانی را خواندم. در آن مرحله این شخصیت یعنی رضا ارجمندی که یک سرگرد نیروی انتظامی است ، زیاد آدم پررنگ و شخصیت تاثیرگذاری نبود. اصلا کاراکتر مهمی نبود و در روند قصه دخالت زیادی نداشت.
برای این که بیشتر با او آشنا شوم 3 یا 4 قسمت اولیه کار را به من دادند ، چون متن همزمان با تصویربرداری نوشته می شد ، اما خوب این طرح بازیگردان داشت. از طرفی در مشورتی که با کارگردان کار داشتم هر دو به این نتیجه رسیدیم که این آدم می تواند یک مقدار حضور بیشتری در داستان داشته باشد. موقع اجرای نقش هم سعی کردم در حد امکان شغل سرگرد ارجمندی را با روابط اجتماعی او قاتی نکنم.
راستش این طرح زیاد بازیگر مدار نبود. بنابراین نظرات خانم آدینه (بازیگردان) خیلی به همه بازیگرها کمک می کرد و ما سعی می کردیم طبق تجزیه و تحلیل های ایشان کار را پیش ببریم ؛ البته مشورت با آقای مقدم هم بسیار کارساز بود. خود من با مشاوره با آقای مقدم سعی می کوشیدم یک شخصیت انسانی را بسازم که در مواقع مختلف می تواند رفتار و واکنش های انسانی متفاوتی از خودش نشان بدهد. توصیه های آقای مقدم بخصوص در نیمه دوم کار خیلی موثر بود و به شخص من خیلی کمک می کرد.

کار با سیروس مقدم چطور بود؛ در نرگس که نقشتان زیاد جدی نبود.
کار با آقای مقدم که کار نیست. پر از لذت و شیرینی است و راستش را بخواهی اصلا حس خستگی برای آدم باقی نمی گذارد. پس از سریال نرگس ، این دومین تجربه من با سیروس مقدم بود. کار با سیروس مقدم درست مثل فعالیت دوران دانشجویی است که آدم پر از انرژی و طراوت به تمرین و کار مشغول می شود. دلیلش هم فضای بسیار خوب و شادی بود که ایشان برای همه فراهم کرده بودند. اصلا اتمسفری که در محیط ایجاد شده بود روی تک تک بچه ها تاثیر مثبت می گذاشت و همه را با انرژی نگه می داشت. هیچ کس نبود که منتظر تمام شدن کار باشد. نمونه اش خود من که خیلی وقتها پیش می آمد با این که فیلمبرداری تمام شده بود و نصف بچه ها رفته بودند ، اما هنوز در صحنه می ماندم. یک علاقه شخصی بود که البته با مدیریت و رفتار مناسب کارگردان به وجود می آید.

حالا که کار را می بینید از خروجی هم راضی هستید؛
الان درست نیست که من اظهار نظر کنم ، اما فکر می کنم که ریتم کار و تصویربرداری آن خیلی خوب است. می توانم بگویم که شخصا از کیفیت کار هم راضی هستم ؛ اما درباره مونتاژ نمی توانم نظری بدهم. چون الان که ما داریم با هم صحبت می کنیم چند قسمت از سریال پخش شده و نمی شود به این زودی درباره همه چیز نظر قطعی داد. ولی ساعت پخش اصلا مناسب نیست. این همه برای کار زحمت کشیده می شود من نمی دانم چرا یک فکری هم به حال پخش کار نمی کنند که همه گروه حاصل زحماتشان را ببینند. این گله را درباره پخش دارم. اما همان طور که گفتم درباره مسائل فنی کار ترجیح می دهم پس از تمام شدنش نظر بدهم.

خب کمی هم درباره چیزهایی جز پرواز در حباب صحبت کنیم ؛ البته خیلی هم بی ربط نیست. اتومبیلرانی ، مجری گری ، بازیگری. بالاخره کدامش برای شما به عنوان مهمترین دغدغه حرفه ای یا به نوعی هدف اول محسوب می شود؛
خب ببین. همه اینهایی که تو اسم بردی به اعتقاد من در خدمت کار بازیگری است ؛ اما من بازیگری را خیلی بیشتر ترجیح می دهم ، چون برایش زحمت کشیده ام ، هم از نظر تحصیلی و هم به لحاظ تجربی.

امید زندگانی فراموش شد


برای من خیلی جالب بود که در سریال پرواز در حباب پس از مدتها نقشی به من پیشنهاد شد که مرا کمی از خودم دور کرد و مجبورم می کرد از قالب و شخصیت خودم جدا شوم. این که باید امید زندگانی فراموش می شد خیلی برایم جالب بود.

آنقدر زندگی کردن در این شرایط برای من جذاب و شیرین بود که حتی غلاف تفنگی که باید موقع بازی به کمرم می بستم را از طراح لباسمان گرفتم تا به عنوان یادگاری از این طرح برای خودم نگهش دارم. در کل می توانم بگویم این قالب عوض کردن برایم بسیار جذاب بود و مسیر جدید و میدان گسترده ای را برای اجرا در اختیارم قرار می داد. از کار با سیروس مقدم هم هرچه بگویم کم است. مهمترین ویژگی او صبر زیاد و آرامش بیش از حد اوست. امیدوارم بازهم قسمت شود با او همکاری کنم

در مورد اتومبیلرانی باید بگویم این رشته هم یک جور ورزش است و هم یک جور تفریح. گو این که من بعضی وقتها غواصی هم می کنم. خب این کارها ، هر چند خارج از حرفه اصلی من باشد ، اما برای من به نوعی آرامش روحی و سلامت جسمی به همراه دارد. من اعتقاد دارم اگر یک بازیگر می خواهد توانمندی هایش را در عرصه های مختلف نشان بدهد ، خیلی خوب است که در همه زمینه ها دست کم یک آشنایی نسبی کسب کند تا در نهایت به قدرت بازیگری اش افزوده شود ، هر چند در سینما و تلویزیون ما موقعیت های ویژه ای پدید نمی آید که هنرپیشه ها بتوانند خودشان را در آن موقعیت نشان بدهند ، اما در کل این ورزش ها که جنبه تفریحی هم دارند از کار ما جدا نیستند. دیدید که مثلا در همین کار هم به درد خورد و به کارم آمد.

تا حالا مسابقه حرفه ای هم داشته اید؛
قرار است یک سری اتومبیل های جدید به نام سی آر جی به بازار بیاید که البته یک مقدار گران قیمت است .هر کدامش 5 ، 6 میلیون تومان است ؛ ولی باید یک سرمایه گذاری پیدا شود که آنها را بخرد. در این صورت می توانیم به صورت تیمی در مسابقه های مهمتری شرکت کنیم ؛ البته یک صحبتهایی هم درباره مسابقه های بین المللی شده است. احتمالا برای مسابقه های کارتینگ بین المللی که فکر می کنم سال آینده قرار است در اتریش برگزار شود بتوانیم خودمان را آماده کنیم. حالاشدن و نشدنش با خداست.

حالا اگر همزمان با شروع مسابقه های کارتینگ بین المللی ، یک پیشنهاد سینمایی یا تلویزیونی داشته باشید، کدام را ترجیح می دهید؛
خب طبیعتا من ترجیح می دهم کار اصلی ام را انجام بدهم.

یعنی بروید در مسابقات شرکت کنید؛
نه. منظورم این است که ترجیح می دهم پیشنهاد بازی را قبول کنم ؛ البته این را هم بگویم که اگر برای شرکت در مسابقه ها خیلی تمرین کرده باشم یا احتمالا روی من سرمایه گذاری شده باشد مجبورم که در مسابقه شرکت کنم ، اما در غیر این صورت اگر مسابقه و ساخت فیلم یا سریال با هم تداخل داشته باشد به طور قطع بازیگری را انتخاب می کنم.

آخرین کتابی که خواندید؛
هنوز هم در حال خواندنش هستم. کتابی است با نام «ماندن در وضعیت آخر» که یک روان شناس نوشته است که اسمش الان یادم نیست. چند وقت پیش هم یکی از آثار گابریل گارسیا مارکز را مطالعه کردم که البته نصفه ماند.

یاسر شیخ لو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها