حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چرچیل نخستوزیر انگلستان که مشغلههای فراوانی در اداره کشور و جنگ داشت، چند دقیقه مانده به شروع جلسه راننده خود را صدا کرد و به او گفت در سریعترین زمان ممکن او را به محل جلسه برساند. راننده چرچیل، اتومبیل را آتش کرد و گازش را گرفت و راه افتاد. در راه به خیابانی رسیدند که ورودممنوع بود، اما در آن خط ویژه بیآرتی قرار داشت. راننده گفت: اگر از خط ویژه برویم پنج دقیقه دیگر میرسیم، اما اگر بیندازیم در خیابان شکسپیر دوتا چراغ داریم که همیشه خدا پشتش ترافیک است و 15 الی 20 دقیقه دیگر میرسیم.
چرچیل گفت: همین را برو. راننده اتومبیل را به داخل خط ویژه هدایت کرد و مجدد گازش را گرفت. در میانه مسیر یک افسر راهنمایی و رانندگی که برگهای جریمهاش را نیز در دست گرفته بود، راه اتومبیل را بست و آن را متوقف کرد. راننده سرش را از شیشه بیرون آورد و گفت: جناب سروان، ایشان نخستوزیر انگلستان است و باید فورا به جلسهای مهم و محرمانه با حضور کلیه سران برسد. جناب سروان نگاهی به داخل اتومبیل کرد و به چرچیل ادای احترام نمود و گفت: هم ایشان را میشناسم و هم قوانین راهنمایی و رانندگی را و هم وظیفه خودم را. لطفا دور بزنید و مسیری را که آمدهاید برگردید.
چرچیل به راننده دستور داد دور بزند. سپس سیگار برگش را روشن کرد و گفت: ما در جنگ پیروز میشویم. راننده پرسید: چرا جناب چرچیل؟ چرچیل گفت: چون به رغم بمباران سنگین دشمن، در خیابانهای لندن قانون حاکم است. به این ترتیب چرچیل به جلسه محرمانه سران نرسید و سران نتوانستند در برابر حملات آلمانها ترتیب خاصی اتخاذ کنند و انگلستان در آستانه انهدام کامل قرارگرفت، تا آنکه آمریکاییها وارد جنگ شدند و معادله جنگ به سود متفقین تغییر کرد. هماکنون آمریکا بهخاطر نقش تاثیرگذارش در به پایان رساندن جنگ جهانی دوم، کدخدای اروپاست و در برخی خیابانهای انگلستان نیز کماکان قانون حاکم است.
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....