به خیام لقب حکیم دادهاند، این لقب چه ویژگیهایی را دربر میگیرد و چه شد که به خیام، گفتند حکیم؟
حکیم مفهومی وسیع است که آن را به کسانی میدهند که در علوم زمان خود دستی داشتهاند بهخصوص در علم فلسفه که بحثی پیچیده است. به برخی از شاعران ایرانی لقب حکیم دادهاند مثل حکیم سنایی و حکیم خیام، چون دانش زیادی داشتهاند.
درباره خیام چند گمانه وجود دارد، برخی مثل صادق هدایت بر این باورند که خیام به واسطه رباعیاتش در دنیا مطرح شده آنهم به دلیل تفکر نهیلیسمی که در رباعیات او دیده میشود. برخی هم معتقدند که جهانیان خیام را به واسطه علمش میشناسند بهخصوص در باب نجوم و ستارهشناسی و ریاضیات. نظر شما در این باره چیست؟
شهرت جهانی خیام به واسطه رباعیاتش غیرقابل انکار است. رباعیات خیام به زبانهای زنده جهان ترجمه شده و همچنان ترجمه میشود. یکی از تاثیرگذارترین ترجمهها را فیتز جرالد انجام داد در اواخر قرن نوزدهم که چون بسیار ترجمه خوبی بود در به شهرت رساندن خیام در میان جهانیان تاثیر زیادی داشت. اگرچه قبل از آن آثار علمی خیام مثل جبر و مقابله و برخی از رسالههایش به زبانهای مختلف ترجمه شده بود و الان هم رسالههای علمی او ترجمه میشود که بیشتر به کار خواص میآید، اما آنچه خیام را بین عموم مردم جهان به شهرت رساند، رباعیات اوست. جالب اینجاست که هر سال ترجمههای تازهای از رباعیات او صورت میگیرد که این در نوع خود بینظیر است. البته در داخل کشور هم مردم خیام را بیشتر به واسطه رباعیات او میشناسند.
اگر به باور برخی خیام مقلد فلسفه نهیلیسم و پوچگرایی بوده، پس این همه رساله و کتابهای علمی باقیمانده از او را چگونه میتوان باور کرد؟
برخی از واژهها و تفکرات متعلق به زمان اکنون بوده و برای جهان قدیم قابل تعمیم نیستند. شرایط زندگی و دنیای اندیشه مردم قدیم با تفکر پوچگرایی یا نهیلیسم بیگانه بوده. طبق مستندات موجود خیام فرد معتقدی بوده هر چند بخشی از تفکر او شاید با فلسفههای امروزی هم مشترکاتی داشته باشد. خیام را باید در جهان فکری خودش و در زمانهای که زیست میکرده، بسنجیم، نمیتوانیم بیهوده به او برچسب بزنیم. اصل تفکر خیام در رباعیاتش دغدغه مرگ و زندگی است. بیشتر انسانها به تولد، زندگی و مرگ فکر میکنند. برداشت خیام از این فرایند این است که زندگی کوتاه و زودگذر است و باید از این فرصت اندک بیشترین بهره را ببریم و به قول خودش: از عمر نصیب خویش برگیر و برو... دم غنیمتشماری که آموزهای اخلاقی و عرفانی است در جهان فلسفه خیام جایگاه ویژهای دارد. خیام معتقد است که باید شاد بود و از زندگی بهره گرفت. دلیل محبوبیت خیام شاید به این دلیل است که دغدغه و نوع نگاه او به زندگی و عمر دغدغه بیشتر مردم جهان است و رباعیات خیام پاسخی است به این دغدغه. البته خیام با سبک زندگی و فعالیتهای علمی که داشته ثابت کرده دمغنیمت شماری عمر با این که زندگی را رها کنیم، کاملا فرق دارد. خیام به ما نشان داده که چون عمر کوتاه است باید بیشترین بهره را از آن ببریم.
چرخش زندگی و مرگ در رباعیات خیام دیده میشود، جسم تبدیل به خاک میشود و از خاک گیاه میروید و حیات ادامه پیدا میکند تا دوباره نیست شود. چرخشی که در غزلیات مولانا هم دیده میشود، آیا میتوانیم خیام را جزو عرفا بدانیم؟
عرفان نه؛ یکجور بینش فلسفی است. زندگی در نگاه خیام چرخشی دایرهوار دارد. به نظرم جهان فکری خیام و مولانا کاملا با هم تفاوت دارد و خیام را نمیتوان عارف دانست، اما در مبانی فکری با عرفایی مانند مولانا اشتراکاتی دارد. این که هیچکس نمیتواند ذات هستی را درک کند نقطه اشتراک همه اندیشمندان و عرفاست. مرز حیرت فلسفی با حیرت عارفانه خیلی به هم نزدیک است، اما خاستگاه فکری هر کدام جداست و باید بین آنها تفکیک قائل شد. کوزه که در رباعیات خیام نمود زیادی دارد، فلسفهاش این است که کوزه از خاک آدمیزادها، گیاهان و حیواناتی ساخته شده که بارها به دنیا آمده و مردهاند و خاک شدهاند؛ صد بار پیاله شده و صد بار سبو ... این نشاندهنده ناپایداری آدمیان و جهان است.
درباره تعداد رباعیات خیام همیشه شک و گمانه بوده، به نظر شما تعداد رباعیات خیام چند تاست؟
نزدیک به 30 سال است با خیام انس و الفت دارم. درباره او و رباعیاتش تحقیق کردهام به نظرم حداکثر 50 رباعی را میتوان متعلق به خیام دانست و بقیه که گاهی حدود 500 رباعی است، متعلق به این شاعر نیست. نسخهشناسی، نوع ادبیات دوره سلجوقی، نوع تفکر و فلسفه حاکم بر آن زمان و نوع فرم رباعیات دوره خیام. رباعیات او بیشتر از 50 تا نمیشود. بقیه رباعیات منسوب به اوست که به گفتمان خیام نزدیک است، اما برای او نیست ولی چون سرایندگان آنها تلاش کردهاند سبک او را حفظ کرده و به زبان شعری خیام نزدیک شوند، باید قدر دانسته شوند.
در دورهای که شرایط زندگی سخت شده و ما کمتر میتوانیم شادی را درک کنیم، تفکر خیام درباره زندگی و رباعیات او چگونه میتواند حالمان را خوب کند؟
زندگی همیشه ناملایماتی داشته و خواهد داشت. برای بیشتر مردم ناگواری مرگ خیلی بزرگ است، اما در این حجم از ناگواری هم باید به این نکته توجه داشت که زندگی از مرگ و نیستی بهتر است و باید بیشتر به آن توجه کرد. از خیام شاد زیستن و شاد کردن دیگران را یاد بگیریم. اگر همین مقدار از حکیم یاد بگیرم کفایت میکند برای داشتن زندگی بهتر.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)