در روز روان‌شناس سراغ یک متخصص رفته‌ایم و درباره سینمای اجتماعی با او حرف زده‌ایم

سینما فقط به تجارت فکر می‌کند

امروز 9 اردیبهشت (28 آوریل) روزی است جهانی که از سوی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره به عنوان روز روان‌شناس و مشاور شناخته شده. آنچه مسلم است آسیب‌های اجتماعی شامل کشوری خاص با فرهنگی خاص نمی‌شود و در طول تاریخ بشر همواره وجود داشته و حتی گاهی یک جامعه را به بحران سوق می‌دهد، اما در این بین سینما به عنوان ابزاری کارآمد در پیشگیری از این آسیب‌ها و خلق یا تغییر فرهنگی مضر چقدر کمک رسان بوده؟ قطعا فیلمسازان اجتماعی با حضور تاثیرگذاری که در جامعه دارند جزو دغدغه‌مندترین اهالی سینما هستند که با وجود موانع بسیار در تلاش برای برداشتن گام رو به جلو در جامعه هستند و اگر شرایط مهیا باشد در این عرصه بسیار موثر خواهند بود. به بهانه این روز گفت‌وگویی داشتیم با دکتر جعفر بای، جرم‌شناس و محقق آسیب‌های اجتماعی و او برایمان از نقش سینما در پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی و بسط فرهنگ رفتاری درست در جامعه گفت.
کد خبر: ۱۲۰۳۲۴۹

به نظر شما سینمای ایران چقدر می‌تواند برای کسی که شناختی از وضعیت سیاسی و اجتماعی ندارد، آینه‌ای تمام‌عیار از شرایط و مناسبات کنونی باشد. به عبارت دیگر می‌توان به عنوان یک منبع اطلاعاتی دقیق به سینمای فعلی مان استناد کرد یا خیر؟
خیر. متاسفانه سینمای ما آینه تمام‌عیار جامعه‌مان نیست، بلکه گوشه‌های پراکنده‌ای از مشکلات جامعه را نمایش می‌دهد. این گوشه‌ها چنانچه کنار هم چیده هم شود، باز هم نمی‌تواند حق مطلب معضلات جامعه ما را بیان کند. سینما ابزار قدرتمندی است که می‌تواند بر تغییر نگاه جوامع نقش اساسی داشته باشد. در واقع با زبان سینما می‌توانیم شناخت خوبی از جامعه‌مان به تمام دنیا ارائه کنیم که متاسفانه این مهم تاکنون چندان که باید مهیا نشده است.
دلیلش را شما در چه می‌دانید؟
چند دلیل دارد. یکی این‌که در سینمای ما مافیایی وجود دارد که صرفا تجارت در سینما برایش حائز اهمیت است و در پی اقتصاد است. این مافیا فضا را برای اجازه رشد و گسترش فیلم‌های دغدغه مند محدود کرده. به عبارت دیگر سینما برای آن‌که بتواند آیینه‌ای از جامعه‌اش باشد باید از پرداختن به سلایق شخصی پرهیز کند. این‌که بر اساس تمایلات و دیدگاه‌های فردی خودم دست به ساخت و انتخاب مضمون فیلم بزنم، چشم‌انداز کاملی از جامعه را نمی‌تواند ترسیم کند.
البته این مضامین و دغدغه‌های محدود بعضا به سلایق خود فیلمساز هم برنمی‌گردد و بعضا شرایط محیطی و محدودیت‌ها هم دخیل هستند.
من اگر حرف از ذائقه شخصی می‌زنم، منظورم دیدگاه خودخواهانه نیست. همان‌طور که گفتم بخشی از این موضوع به‌ درنظر گرفتن گیشه و اقتصاد سینما برمی‌گردد و بخشی دیگر هم به چارچوب‌ها و خط قرمزهای از قبل تعیین شده. به عبارت دیگر میدان عملی به سینماگران ما نمی‌دهند که آنها خودشان را به بالاترین نقطه برسانند و جامعه را از آن نقطه بالا ببینند و ترسیم کنند. سینمای اجتماعی، سینمایی است مبتنی بر تحقیق و پژوهش، اما شما اگر بخواهید فیلمی راجع به یک مساله اجتماعی بسازید و طی آن از جامعه‌شناس، روان‌شناس و پژوهشگر هم استفاده ببرید باز هم باوجود محدودیت‌های موجود صرفا می‌توانید گوشه‌ای از واقعیت‌های موجود را ترسیم کنید. دختر خود من در رشته سینما تحصیل می‌کند و من به‌خوبی با مشکلات سینماگران آشنا هستم.
پس با توجه به اشرافتان به حوزه اجتماع و سینما و آگاهی‌ای که نسبت به حساسیت‌های هر دو حوزه دارید، چه راهکاری را برای برون‌رفت از شرایط فعلی پیشنهاد می‌کنید؟
به نظرم باید اندیشه و تفکر چند‌صدایی در سینما حاکم شود. یعنی نباید سینما را منحصر به گروه و طبقه خاصی بدانیم و صرفا سعی در نمایش مشکلات و دغدغه‌های آن طبقه داشته باشیم. ما نیازمند نگاهی متفاوت و حتی دعوت به همکاری صدای مخالفان هستیم؛ لذا برای این موضوع وزارتخانه‌های مربوط باید دامنه تحمل و افق دیدشان را در صدور دستورالعمل‌ها بالاتر ببرند. الان موضوعات و دغدغه‌های فراوانی در جامعه ما وجود دارد که هیچ فیلمسازی سمت آنها نمی‌رود! در صورتی که برای پیشگیری و درمان این معضلات نیاز به واکاوی آنها هست. کلا درک درستی از سینمای اجتماعی به مفهوم واقعی کلمه وجود ندارد! سینمای اجتماعی سینمایی است که به ساختارهای اجتماعی، به ناهنجاری‌ها و نارسایی‌های اجتماعی و به هر آنچه در جامعه وجود دارد، نه تنها توجه، بلکه آنها را ریشه‌یابی می‌کند. در سینمای فعلی ما باید دیدگاه‌های گوناگون کنار هم جمع شوند و موضوعات مختلف را مورد بررسی قرار دهند، هرچند به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید. من خودم یک بار می‌خواستم در یک برنامه رادیویی درباره اعتیاد به موسیقی یا مخدر موسیقایی صحبت کنم که یکی از مسؤولان به من گفت: «مگر چند درصد جامعه ما گرفتار این مسأله هستند که شما می‌خواهید در یک برنامه رادیویی طرح مسأله کنید!» و این در حالی بود که نگاه ما، نگاهی پیشگیرانه از این مسأله بود. باید پیشگیری کنیم تا آسیب‌ها بزرگ نشوند. آسیب‌شناسی در جامعه ما مثل سنگی در آب است که ابعاد، رنگ و وزنش مشخص نیست و رسالت سینما در این است که این سنگ را از آب بیرون بکشد و به شفافیت تمام آن را برای همه روشن کند. مگر نه این‌که اگر می‌خواهیم با پدیده‌ای مبارزه کنیم باید اول آن را بشناسیم؟ چرا در حوزه آسیب‌های اجتماعی به پنهان‌سازی آنها علاقه‌مندیم؟ سینما باید آسیب‌های اجتماعی را آن‌گونه که هست به مردم بنمایاند و اگر نتواند از عهده این مهم برآید مشکلات ما بیشتر و بیشتر می‌شود. فراموش نکنیم که سینما به عنوان هنری جذاب و قابل توجه، نقش موثری در این رابطه می‌تواند داشته باشد.
خودتان چقدر سینمای ایران را پیگیری می‌کنید؟
من سعی می‌کنم تا جای ممکن به تماشای فیلم‌های اجتماعی بروم، اما متاسفانه هیچ‌وقت چندان جذب آنها نشده‌ام. نمی‌دانم چرا به سینمای اجتماعی برچسب فقر و سیاهی و نکبت را می‌زنند! این قبیل برچسب‌ها نوعی بی‌اخلاقی است که در ایران رایج شده و تهیه‌کنندگان به آن دامن می‌زنند و به سینمای ایران جهت می‌دهند و به همین دلیل است که فیلم‌های مبتذل در سینما آن‌قدر فراگیر شده؛ سینمایی که سراسر لودگی است! بیاییم واقع بین باشیم. جامعه فعلی ما به واقع‌بینی نیاز دارد.

ساناز قنبری

سینما

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها