1. از حال بد به حال بدتر!
اول این سؤالات را از خودمان بپرسیم. در سال چقدر کتاب میخوانیم؟ اصلا چقدر برای کتاب هزینه میکنیم؟ چند کتابخانه عضو هستیم و روزانه چقدر از زمانمان را به مطالعه اختصاص میدهیم؟ همه میدانیم بخش عمده جامعه ایران بیشتر، متنهای پراکنده و کم خاصیت فضای مجازی را میخوانند تا کتاب. میدانیم مدتهاست کتاب هر روز بیشتر و بیشتر حذف شده و اتفاقات دیگری جای آن را در جامعه گرفته است. تیراژ کتابها رسیده به 500 و اغلب آنها با همین تعداد تیراژ تاسفبرانگیز هم کاملا فروخته نمیشود و ممکن است چند سالی طول بکشد تا تجدید چاپ شود.
حالا هم که با بحرانهای کاغذ و البته در کنارش سوءاستفاده برخی ناشران از شرایط پیش آمده، قیمت کتاب کلی بالاترآمده و تبدیل به کالایی لوکس و به قول امروزیها لاکچری شده است. خلاصه این که دیگر همان تعداد محدود اهالی مطالعه هم باید کلی از هزینههای دیگرشان بزنند تا بتوانند کتاب بخرند.
البته همین قشر کتابخوان یا کتاب بخر هم با انتقاداتی روبهرو بودهاند. گفته میشد و میشود که خیلیها فقط ادعای کتاب خواندن دارند و آنطور که میگویند مطالعه نمیکنند، یا فقط کتاب میخرند و انبار میکنند یا کتاب گوشهای از تزئینات خانهشان شده است و اغلب آنچه که خریدهاند را نخواندهاند.
با همه این اوصاف و اتفاقات میشود گفت کتاب، همان یار مهربان همیشه تنها این روزها حالش از بد به بدتر رسیده و حالا در این اوضاع وخیمش کتابهای مقوایی هم از راه رسیدهاند و دارند خانههایمان، همان صحنههای نمایش را میگیرند و شاید هم خدایی ناکرده یک روز تمام این صحنه را بگیرند و زندگیهای نمایشیمان را نمایشیتر کنند.
2. کتاب مقوایی چند؟
اولش از چین وارد میشد، کتابهایی با جلدهایی که به زبان انگلیسی رویش عنوان اثری را نوشته بود یا عنوانی هم نداشت. از جنس مقوا و پیدیاف بود حسابی کموزن و سبک. توخالی بودن را هم در ظاهر خود داشت و هم در باطن. از همان اول گفته شد مردم حسابی استقبال کرده و این توخالیهای خوشتیپ را که در بدو ورود خود یکی دو سال پیش از کتابهای واقعی هم گرانتر بود، حسابی خریدند.
بعد هم چند شرکت ایرانی وارد کار شدند و خودشان کلی کتاب جذاب توخالی با چهره شخصیتهای داستانهای معروف تولید کردند و ما را در این زمینه به خودکفایی رساندند. کمکم جای دستمال کاغذی، جاشکلاتی و خیلی چیزهای دیگر با فرمت کتاب ساخته شدند و به بازار آمدند؛ آن هم با قیمتی که این روزها میشود گفت از قیمت کتابهای واقعی پایینتر است.
یکی از سایتهای مشهور فروش اینترنتی قیمت ده جلد از این کتابهای مقوایی تزئینی را زده 240 هزار تومان؛ یعنی هر جلد کتاب مقوایی برای خریدار میشود 24 هزار تومان.
تصویری هم از این کتابها منتشر کرده که کنار مبل نقش میز را برای آباژور پیدا کرده است. کتابهای الکی خوشرنگ و لعابی که میتواند تزئین زیبایی برای گوشهای از خانه باشند، اما واقعا بناست از فروش کتاب پیشی بگیرند و اقبال بیشتری داشته باشند؟
3. چند، چندیم؟
جامعه ما را میتوان تقریبا یک جامعه کتابنخوان دانست؛ جامعهای که استقبالش از خیلی چیزها بیشتر از کتاب است و ترجیح میدهد برای بخشهای نمایشیتر زندگیاش هزینه کند تا برای خواندن. یعنی زیاد کاری نداریم روحمان چه میخواهد و چه نمیخواهد، آنقدر کاری نداشتهایم که اشتهایش کور شده و خودش هم دیگر نمیداند چه میخواهد. طبیعی است که مردم چنین جامعهای هم کمتر سمت کتاب میروند و سرگرمیهای مطالعاتیشان هم بریده کتابهایی میشود که یکی میخواند و در فضای مجازی منتشر میکند تا همه استفاده کنند.
اما میشود از این جامعه خواهش کرد که لطف کرده و در نمایشیکردن کتاب لااقل عرصه را رها کند و کوتاه بیاید. میشود خواهش کرد همانطور که کتاب نمیخواند، از آن، آن هم نوع الکیاش برای تزئین خانه استفاده نکند.
فکر نکند چند ورق پیدیاف و مقوایی که کتاب الکی ساخته باید بشود تزئین خانهاش. بشود نماد کتاب داشتنش. لطفا یا کتاب واقعی هم بخرد و کنارش از این الکیها هم برای تزئین استفاده کند یا لطفا هر دو را با هم فراموش کند. همه زندگی را که نمایشی کردهایم، لطفا به کتاب رحم کنیم.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر