ساختارهای «برنامههای تولید شده با محتوای کاربران»، «مستندنمایشی» و «آموزشی -سرگرمی» که امسال زیر کشت بذرهای برنامهسازان رادیو رفته بود گاهی کمجان بودند و گاهی بایر. بایر از این حیث که به عنوان نمونه، هیچکدام از «برنامههای تولید شده با محتوای کاربران» براساس اسلوب برنامهسازی این ساختار شکل نگرفته بودند و عموما از درد کژفهمی «برنامههای تولید شده توسط مخاطبان» رنج میبردند. شاید، همین خلط معنایی بین «کاربر» و «مخاطب» باعث این امر شده بود و شاید هم ...! گرچه برنامههای تولید شده در این بخش همگی پختگی تولید را داشتند اما برای این ساختار تهیه نشده بودند. استفاده از محتوای ارزان، مشارکت در برنامهسازی فوق العاده بالا، بهره بردن از جامعه هدف مشخص و دسترسی زیاد به محتوا، تنها بخشهایی از مزیتهای این ساختار رادیویی است.
«مستندنمایشی» - که ترجیح میدهم یک کلمه باشد و بدون کسره اضافه یا فاصله - به نوعی تقویتکننده نقاطضعفی بود که در برنامههای تاریخی رادیو مشاهده میشد؛ برنامههای تاریخیای که عمدتا از زبان یکنواخت کارشناس روایت میشد و جذابیت کلامی و تنوع آوایی کمتری داشت. حالا این ساختار میتواند هم به بازسازی بهتر تاریخ کمک کند و هم به جذابیت در نوع پیام؛ چرا که میپندارم همه ما انسانها قصه شنیدن را دوست میداریم.
در آخر، برنامههای آموزشی - سرگرمی که نیاز جهان امروز است. مردم به دنبال آموختن هستند و جهان پر از پیام آموزشی. اما به نظر میرسد مخاطب امروز جهان به دنبال سرگرم شدن نیز است؛ همانطور که بخشی از ماهیت کارکردی رسانهها همینگونه است. اگرچه در این بخش، برنامههای مناسبی به جشنواره رسیده بود اما جامعه هدفِ عمده این برنامهها کودکان و نوجوانان بودند. حال اینکه این ساختار میتواند متعلق به جامعههای هدف بیشتری از جامعه باشد. نظیر دانشجویان، پدران و مادران، حرف شغلی خاص و .... . حال که بهار، درخت جشنواره رادیو را پربرگ و شاداب کرده است، امیدوارم توسط برنامهسازان نوآور رادیو، نهالهای تازهتر در زمینهای پشت آن حصارهای تکراری ساختار و محتوا بروید.
عباس رجب سلمانی
داور بخش بینالملل جشنواره رادیو