همینقدر بگوییم همین که ماموران دایره مبارزه با اعتیاد سنتی و صنعتی در مسیر تهران ـ کرج، محمدی را دستگیر و روانه بازداشتگاه نکردند باید کلی شاکر درگاه ایزد منان باشیم وگرنه باید با خرید چند کمپوت، تنها شاعر گروه را پشت میلههای زندان ملاقات میکردیم. خلاصه در این روزها که بالا و پایین شدن دمای هوا تبدیل به اپیدمی روزانه آب و هوا شده مراقب باشید که بدنتان رگ به رگ نشود!
ذکر خیر محمدی شد از صفحه او هم شروع کنیم. حضرت استاد با دستاویز قرار دادن حرف بامزهای که عمرانخان، نخستوزیر پاکستان در نشست خبریاش گفته و متلک پرانده که اگر انگلیسیها به ما حمله نکرده بودند الان من با شما با زبان فارسی حرف میزدم، رفته سراغ اینکه زبان فارسی در پاکستان و حتی شبهجزیره چه قدمتی داشته و چه اتفاقی افتاده که الان آنها به زبانی سخن میگویند و ما ایرانیها به زبان دیگر و حرف همدیگر را نمیفهمیم. بروید گزارش محمدی را بخوانید تا دوزاریتان بیفتد که دیپلماسی فرهنگی چطور میتواند راه و مسیر خودش را باز کند.
صفحه سینمای ما هم رفته سراغ نامهای که اخیرا در رسانهها منتشر شده. قضیه از این قرار است که در اوایل تعطیلات نوروز یکی از مسؤولان سازمان سینمایی نامهای به دفتر پخشکننده فیلم پرحاشیه رحمان1400 میزند که چرا فیلمتان در سینماهای فلان نهاد پخش شده ممیزی شده و این کار برخلاف قانون است و این صحبتها. راستش را بخواهید ما این حرفها را با حرفهایی که همین نهاد محترم اخیرا به دلیل تخلف پخشکنندگان آن را توقیف کرد مقایسه کردیم و دیدیم از قضا حرفهای این نهاد محترم برای توقیف فیلم دقیقا در نقطه مقابل نامهای است که در روزهای تعطیلات به تهیهکننده فیلم مزبور زدهاند. ما هم که مثل شما ذهنمان پر از علامت سؤال شده بود رفتیم سراغ این قضیه و ماحصل این مساله شده گزارش صفحه 11.
نمایشگاه کتاب هم روز گذشته رسما افتتاح شده و از امروز هم میزبان بنده و شماست. بعضی مطالب مربوط به این رویداد مهم را هم میتوانید در همین صفحه ببینید.