«بی صدا» یکی دیگر از سریال هایی است که این روزها مهدی فخیم زاده آن را کارگردانی می کند؛ کارگردانی که سریال هایی چون ولایت عشق ، تنهاترین سردار، حس سوم و خواب و بیدار را در کارنامه خود دارد.
کد خبر: ۱۰۱۵۷۲
سریال هایی که می توان عنوان پرمخاطب را از آن نظر روی آنها گذاشت که می توانند تماشاگران ناآرام امروزی را پای جعبه جادویی بنشانند.
این نشان از هوش سرشار و حس ششم کارگردانی دارد که خودش نیز گهگاه عرصه بازیگری را تجربه می کند. یادم هست فخیم زاده زمانی که حس سوم را می ساخت گفت قرار است حسهای دیگر را نیز تجربه کند؛ اما امروزه با ساخت بی صدا با خنده می گوید: «نه ، نه دیگر حسش نیست.»
در هر حال بی صدا به سمت و سوی مرگ آورترین مواد تخدیرکننده امروزی یعنی قرص اکس رفته و قرار است روایتگر محیطی باشد که امروزه در آن می توان این نوع مواد و اثرات آن را میان جوانان دید.
مهدی فخیم زاده نوشتن بی صدا را درست پس از مرداد 84یعنی زمان پایان یافتن حس سوم شروع کرده است و اکنون بی صدا را به تهیه کنندگی محمد مسعود با تعدادی از بازیگرانی که در کارهای قبلی نیز با او همبازی بوده اند، کارگردانی می کند.
نزدیک ظهر به مهدی فخیم زاده و گروهش پیوستیم ، بی صدا وارد خانه ای با یک در چوبی به رنگ نارنجی شدیم. از ظاهر خانه مشخص بود که خانه متعلق به اعیان است.
صاحب این خانه مجلل کسی نیست جز چنگیز تورانی که نقش او را محمد صادقی بازی می کند. چنگیز در داستان فیلتر ورودی این مواد تخدیرکننده(قرص اکس) است؛ اما از قدیم گفته اند چاه مکن بهر کسی... حکایت این داستان نیز همین طور است ، چون معمولا افراد خلافکار در دام هولناکی که برای دیگران پهن می کنند، گرفتار می آیند.
در این داستان نیز مونا، دختر چنگیز که نقش آن را لیلا برخورداری بازی می کند در دامی که پدرش برای دیگران گسترده است ، گرفتار می آید و این تازه اول ماجراست.
هماهنگی بین کارگردان و بازیگر
محمد صادقی ، صبور و آرام و با پشتوانه تعریف نشده ای از بازیگری ، گوش به زنگ است تا کلام از دهان کارگردان بیرون نیامده است ، به خوبی منظور او را بگیرد و جان کلام را ادا کند.
بازیگری مثل او را کمتر می توان در عرصه بازیگری یافت ، اما در مقابل او مهدی فخیم زاده است که وظیفه مهیا کردن شرایط بازی در زمان تصویربرداری را برای یک لحظه برای بازیگرش دارد. چون او نیز خودش این تجربه را قبلا آزمایش کرده است.
در هر حال ما زمانی به گروه بی صدا پیوستیم که چنگیز و برادرش یوسف از توطئه ای دم می زدند که ممکن بود گریبانگیر خود آنان شود. نقش یوسف را انوشیروان فاطمی ایفا می کند.
کسی که نقش جناب سرهنگ را برای جلوگیری از انتشار مواد مخدر در سریال قبلی فخیم زاده داشت. این بار خود او یکی از عاملان واردکننده این مواد است.
فخیم زاده قرار است تاثیرات عمیق اعتیاد به قرصهای اکس ، اثرات آن و چگونگی پیشگیری از آنها را به نمایش گذارد. این را ابتدای ورود ما قبل از برداشت سکانس گفت. امروز محمد صادقی و انوشیروان فاطمی در صحنه حضور دارند و قرار است تنها برای یک صحنه لیلا برخورداری نیز به جمع آنها بپیوندد.
مریم نراقی (منشی صحنه) نام این سکانس را می نویسد. حمیدرضا قربانی ، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز همیشه کنار کارگردان حضور دارد و محمود معظمی و سیاوش عرفانی نیز دیگر دستیاران به فعالیت خود ادامه می دهند.
این خانه بزرگ و بظاهر ویلایی ، خیلی زیبا و قشنگ آراسته شده است. هم از نظر چیدمان داخلی منزل و هم از نظر سرسبزی و شادابی که حیاط این خانه به دلیل درختان و چمنهای یکدست سبز زیر نور آفتاب برق می زنند. عوامل بی صدا، چقدر بی صدا به کار خود ادامه می دهند. مثل این که ساخت سریال با این عنوان تاثیر ابتدایی اش را اول روی خود عوامل گذاشته است.
کبرا 11 و بی صدا
اما آنچه گاه در پرداختن به یک کار پلیسی و درخصوص ساخته های مهدی فخیم زاده مدنظر است، فضای طنزی است که گوشه ای از بار درام را بر دوش می گیرد؛ البته در یک کار پلیسی آنچه بیشتر داستان را جلو می برد، تعلیق و کشمکش است که در صحنه های اکشن مورد توجه قرار می گیرد.
منوچهر رهنما، مدیر تولید بی صدا معتقد بود اگر چندین قسمت از هشدار برای کبرا 11را روی هم بگذارید می شود بی صدا؛ اما فخیم زاده با خنده می گوید: «اتفاقا این کار آنچنان صحنه های اکشن هم ندارد.
نه مثل خواب و بیدار و نه حتی هشدار برای کبرا11 مساله بیشتر حول و حوش مطب و بیمارستان است و بیشتر روی اثرات روانی این قرص و کسانی که مصرف کننده آن هستند و پلیسی که به دنبال این ماجراست می چرخد.»
آیا او نیز در مطرح کردن جزییات مربوط به این مواد از ورود آن به کشور و اثراتش روی مصرف کننده با خط قرمزی نیز مواجه شده است؛ کارگردان خواب و بیدار می گوید: «نه، اتفاقا خیلی هم خوب است و کسی هم مخالف نیست که در یک سریال تلویزیونی درباره این نوع قرصها و علل و عوارض آنها بحث شود تا مصرف کنندگان هوشیار باشند.»
فخیم زاده ادامه می دهد: «نکته دیگر این که متاسفانه پس از مصرف ، تولید این مواد است که می تواند مرگ آورتر باشد.»
او اشاره می کند که قیمت این قرصها حتی گران تر از کشور انگلستان است و اعتقاد دارد دستهایی پشت پرده قرار دارد که خواستار پخش هر چه بیشتر این قرصها در سطح جامعه و میان جوانان هستند.
صحبت هایم که با کارگردان پایان می یابد، محمد صادقی و انوشیروان فاطمی آماده بازی شده اند. صادقی تمرین می کند و دیالوگش را چند بار تکرار می کند. این دو باید از بالای پله هایی که به حیاط خانه ختم می شود دیالوگ هایی را بگویند و پایین بیایند.
محمد صادقی ، نگران و مضطرب است و مدام از یوسف می پرسد: یعنی کی می تونه باشه؛! ماشین پلیس که نبود؛! یوسف : نه پلیس نبود... چنگیز: دزد هم که نبود. پس کی می تونه باشه؛
کارگردان به آنها می پیوندد و خودش در این صحنه به جای چنگیز دیالوگ می گوید؛ اما این صحنه ، صحنه دلخواه مهدی فخیم زاده نیست . به نظر می آید او به دنبال داشتن زاویه دید آرام و در عین حال رمزآلود است.
به همین علت به تنهایی در آن طرف حیاط، کنار ماشین ، زاویه دید خود را با دو دست از نگاه دوربین ناصر کاووسی تنظیم می کند.
بعد بلند می گوید که قرار است آن طرف حیاط آن صحنه را بگیرند و چنگیز و یوسف باید دیالوگ هایشان را کنار ماشین بگویند. آفتاب ظهر داغ است ، گروه تدارک صحنه را می چینند. پیچهای تراولینگ محکم می شود و به شکل مارپیچ پشت ماشین قرار می گیرد. ایمان آزاد و حامد مختاری (دستیاران صدا) کار خود را بخوبی انجام می دهند و هر لحظه بوم صدا را بموقع از کادر خارج می کنند.
کارگردان ، قربانی منشی صحنه ، جواد مقدس (صدابردار) به ترتیب زیر سایه شیروانی خانه چنگیز می نشینند و زیر سایبان آنجا، کارگردان چند بار از کاووسی می خواهد صحنه را بگیرد تا او از داخل مانیتور، صحنه دلخواهش را امتحان کند.
چشم سوم بی صدا، مدام در حال تصویربرداری است. جواد فراهانی کار تصویربرداری پشت صحنه سریال را دارد. چند بار این صحنه با دیالوگ چنگیز و یوسف گرفته می شود، اما هر بار کارگردان از ناصر کاووسی زاویه دید تازه ای می خواهد تا این که مورد قبول او واقع می شود و می گوید: «بالاخره شد».
جذاب و سرگرم کننده
در صحنه نهایی کارگردان دستور می دهد لیلا برخورداری نیز به صحنه بیاید. کمی گریم او طول کشیده است. مهدیه اعرابی ، طراح چهره پردازی وقتی لیلا برخورداری را آماده می کند، می توان مونا را در هیبت یک زن جوان با کت آبی رنگ و روسری ای به همین رنگ دید.
او باید از پایین پله های حیاط شروع کند با تلفن صحبت کند تا این که به پله های دیگر آن طرف حیاط (ورودی ساختمان) برسد.
مسیر عبور او، شیوه ادای دیالوگ هایش نمی تواند از زیر ذره بین کارگردان به راحتی عبور کند. به همین علت کارگردان به مونا می گوید که باید تب و تاب صحبت با تلفن را بیشتر کند و اضطراب و ناراحتی خودش را بیشتر بروز دهد و زمانی که از کنار چنگیز و یوسف می گذرد، آنها به هم نزدیک شوند و دیالوگ هایشان را شروع کنند. چند بار صحنه تکرار می شود.
یک بار مورد قبول کارگردان نیست ، یک بار چنگیز دیر وارد کادر می شود و یک بار صدای چنگیز ضبط نشده است. بالاخره این سکانس ضبط می شود و قرار است سکانس بعدی در ادامه همین صحنه، دوباره از کنار ماشین به داخل خانه آغاز شود.
دوباره کارگردان زاویه دیدش را می سنجد و گروه ، وسایل صحنه را به آن طرف می برند. با محمد صادقی در بالکن این خانه روی یک میز پر از میوه های رنگارنگ صحبت می کنم.
صادقی 3بار مقابل دوربین فخیم زاده قرار گرفته است. از او درباره کار با فخیم زاده می پرسم و می گویم که او در دقیقه 90همه چیز را عوض می کند، درست است؛
صادقی با خنده می گوید: «بستگی دارد. در بعضی قسمتها به طور معمول و بعضی وقتها برای پیدا کردن محل و مکان مناسب ممکن است پیش بیاید.»
صادقی درباره نقشش در بی صدا می گوید: «نقش چنگیز تورانی را دارم که به نظر می آید نقش متفاوتی است، البته با کارهای قبلی من.»
از او درباره این تفاوت می پرسم، صادقی می گوید: «باید این آدم را ببینید و با حرکات ، سکنات و روحیات او آشنا شوید. موقعیتی که این آدم در فیلم و در بافت نمایش داستان دارد متفاوت است؛ اما مساله ای دیگر متن فیلمنامه این کار بود که عامل بازدارنده موثری برای جوانهاست. از نقطه نظر جلب شدن آنها به سمت مواد مخدر و قرصهایی که امروزه اثرات آنها را می بینیم و می شنویم.»
صادقی به عامل سرگرم کننده بودن متن فیلمنامه اشاره می کند و می گوید: «بی صدا به دلیل سرگرم کننده بودن، از داستان جذابی برخوردار است و یک کار پلیسی به دلیل کششی که دارد می تواند مخاطب پسند باشد.»
چنگیز معتقد است که جدای از اینها آن بعد قضایا نیز در کار مستتر است که همان عامل بازدارنده و تاثیرگذار روی جوانهاست.
شخصیت خاکستری
پس از او تا عوامل بی صدا کمی استراحت می کنند، با لیلا برخورداری هم گپی می زنم. او با نقش کبری در سریال خواب و بیدار استارت خوبی برای بازیگری زد و حالا در ادامه همکاریش با مهدی فخیم زاده، درباره نقش مونا در بی صدا می گوید: «مونا شخصیتی است که در خانواده ای بزرگ شده که پدرش قاچاقچی است و با مساله ای که میان مونا و بهرام (شوهرش) رخ می دهد، بهرام بر اثر یک سری اتفاقات گم می شود و مونا که بشدت به شوهرش (فرداد صفاخو) علاقه دارد، به دنبال شوهرش می رود.
از نظر برخورداری مونا نه مثبت است و نه منفی ، بلکه نقش خوبی است که پتانسیل زیادی دارد. این شخصیت در کودکی دچار یک سری مسائل روانی شده و چیزهای زیادی او را تحت تاثیر قرار داده است و حالا که بزرگ شده آن عوامل در او بروز پیدا می کنند.»
از برخورداری می پرسم آیا مونا در دام مصرف قرص اکس هم می افتد؛ مونا با خنده می گوید: «تا اینجا که می دانم نه ، ولی هنوز یک سری از جریانات در داستان مشخص نیست چون ممکن است کارگردان ، فیلمنامه را تغییر دهد.»
او امیدوار است این فکر به خاطر سختگیری ها و نکته بینی های کارگردان نیز کار پرمخاطبی باشد. باید زودتر از حیاط عبور کنم، چون قرار است ادامه آن صحنه گرفته شود.
محمد فوقانی، عکاس کار نیز پشت صحنه حضور می یابد، ولی عکاس روزنامه پیش از او عکسهای خود را از این سکانس به ثبت رسانده است، کارگردان داخل خانه روی مبلی استراحت می کند و حتما در این فکر است که چگونه سکانس بعدی را متفاوت تر بگیرد.
شما هم بی صدای بی صدا تا نمایش بی صدا منتظر بمانید، چون در سکوت حرفهای بیشتری برای گفتن وجود خواهد داشت.
دیگر عوامل طرح بی صدا مجید شهبازی طراح صحنه و لباس ، نازنین توسلی دستیار صحنه و لباس و دیگر بازیگران را فریبا کوثری در نقش آذر، سارا خوئینی ها در نقش لیلا و کامران تختی ، بهارک صالح نیا، لیدا کریملی ، حمید قلی خانی به ترتیب در نقشهای امیر، مریم ، مینا و اکبر شکل می دهند.