نوانما جام جم نما کد خبر: ۹۰۳۴۱۱ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۹:۰۵

از جمعی که در آن شب سرد منطقه خان طومان حلب دور آتش نشسته بودند و زیر لب ذکر «یا زینب... یا زینب» را داشتند، شاید تعدادی از ایشان شهید شده باشند ... بچه هایی که خیلی ساده بار سفر بستند و از همه چیز این دنیا دل بریدند ...گوشه چادر زینب (س) را گرفتند و به شاخه طوبی وصل شدند و به آسمان پر کشیدند ... به چهرهایشان و آن آرامش درونی و طمانینه ای که از آن موج میزند ،دقت کنید ... شانه به شانه هم نشسته اند .... با دلی مطمئن ، زیر لب می خوانند : « یا زینب... یا زینب... با اینکه من نبودم اون روزا تو کربلا... یی بی بذار بیام ..... بشم برای تو فدا... یا زینب....»

زنده برگشتم؛ زنده از خان طومان + فیلم

حمید شیرمحمدی پنج ماه پیش روزها و شب‌های مشابهی را در این منطقه از حلب گذرانده است لحظه‌هایی فراموش نشدنی ازآن جنگ نابرابر، برای حمید 36 ساله، دردی مانده به یادگار، دردی در سر، موج خمپاره که هنوز هم که هنوز است در سرش می‌پیچد و او را از خود بیخود می‌کند. حمید اما از آن روزها خاطره زیاد به دل دارد. خاطره شهادت دوستان و همرزمانش. فیلم این جانباز مدافع حرم را با هم ببینیم.

مینا مولایی - جامعه

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: