در ادامه با دکتر آرش انیسیان، رئیس بیمارستان ابنسینا و مدیرکل برنامهریزی اقتصاد و سلامت سازمان نظام پزشکی کشور درباره برنامههای بازسازی، چالشهای اقتصادی و راهکارهای تقویت تابآوری بیمارستانها به گفتوگو پرداختهایم.
وضعیت فعلی بیمارستانهای خصوصی آسیبدیده در جنگ رمضان چگونه است؟
بخش خصوصی در حملات اخیر دشمن، آسیبهای جبرانناپذیری دیده است. بیمارستانهایی مانند گاندی به دلیل خسارات اساسی کاملا تعطیل شدند. بازگشایی مراکز درمانی نیازمند تاییدیههای ایمنی و آمادهسازی کامل زیرساختهاست تا بتوانند پذیرش بیمار داشته باشند. در مقابل، سایر مراکز خصوصی تنها آسیبهای جزئی مانند شکستن شیشهها را متحمل شدند اما نکته مهم اینکه آسیبهای اقتصادی وارد شده به مراکز درمانی خصوصی، بسیار گستردهتر و جدیتر از خسارات فیزیکی است.
آماری از شهدا و مجروحان کادر درمان یا کارمندان این بیمارستانها دارید؟
خوشبختانه تعداد مجروحان مستقیم در داخل بیمارستانها چندان زیاد نبوده است، چراکه شرایط ایمنی تا حد امکان رعایت میشد اما متأسفانه امدادگران اورژانس پیشبیمارستانی، کادر درمانی که در منزل یا در حین مأموریت و تردد به محل کار بودند، آسیب دیدند.
چرا دشمن برخلاف قوانین به این مراکز حمله کرد؟
بیمارستانها بهصورت مستقیم هدف قرار نگرفتهاند، اما اصابت به محوطه اطرافشان، به خود بیمارستانها نیز آسیب میزند. دشمن تمایزی بین مراکز نزدیک به بیمارستان یا سایر اماکن قائل نیست. متأسفانه در این جنگ، دشمن مانند آنچه در میناب رخ داد (حمله به مدرسه و شهید شدن دانشآموزان)، اصلا به کنوانسیونهای بینالمللی و غیرنظامی بودن مراکز درمانی و آموزشی توجهی نکرد. پرهیز از آسیب به زیرساختهای حیاتی و غیرنظامی، یک اصل اساسی است که متأسفانه نادیده گرفته شد.
آیا در اعتراض به نقض قوانین بینالمللی به مجامع جهانی شکایت شده است؟
بله اقدامات متعددی انجام شده است. رئیس سازمان نظام پزشکی نامهای را خطاب به دبیرکل سازمان ملل ارسال کرد. همچنین شخصا با شبکههای خبری بینالمللی مصاحبههایی انجام دادم تا افکار عمومی جهانی را آگاه کنیم اما نگرانی اصلی ما فراتر از این مسأله است؛ خطر عدم تأمین دارو، تجهیزات پزشکی و اختلال در زنجیره تأمین به دلیل محاصره بنادر، امکان دارد پیامدهایی برای مردم داشته باشد که حتی از خود خسارات جنگی بیشتر است.
آیا حملات اخیر باعث شده کادر درمان از حضور در بیمارستانها خودداری کنند؟
به صورت کلی هیچ خدمتی در بیمارستانها متوقف نشده و کمبودی در حضور پزشکان و کادر درمان مشاهده نمیشود. البته در مناطقی مانند تهران که مراجعات بیماران کاهش یافته بود، نیاز به حضور فیزیکی پرسنل کمتر احساس میشد اما این به معنای ترک خدمت یا کمکاری نبوده است.
بحث اقتصادی بیمارستانها بسیار جدی است. برای بازسازی و جبران خسارات به چه کمکی نیاز دارید و در این میان نقش دولت چیست؟
بازسازی این مراکز را نباید صرفا به معنای تعمیر ساختمان دانست. بیمارستانها، بهویژه در بخش خصوصی، با ضریب اشغال تخت بسیار پایین و کاهش شدید مراجعات مواجه شدند، در حالی که کادر درمان همچنان باید در محل کار خود حضور پیدا میکردند و هزینههای جاری همچنان بر دوش این مراکز خصوصی بود. از سوی دیگر، سازمانهای بیمهگر به دلیل چالشهای اقتصادی کشور، پرداختهای خود را با تأخیر انجام میدهند. این تأخیر در پرداختها، همراه با اختلال در خرید دارو، تجهیزات و پرداخت حقوق پرسنل، اقتصاد سلامت بخش خصوصی را با مشکل مواجه کرده است. اگر دولت کمک جدی و فوری نکند، بخش بزرگی از نظام سلامت خصوصی ممکن است توان خدمترسانی خود را از دست بدهد و تعطیل شود.
برآورد شما از حجم این خسارتهای اقتصادی چقدر است؟
در شهرهایی مانند تهران که بیشترین آسیبها را دیدهاند، بخش خصوصی سلامت در طول حدود ۴۰روز جنگ و عواقب پس از آن، معادل ۵۰درصد از منابعی را که میتوانست در این مدت بهدست بیاورد از دست داد. این رقم برای تهران به تنهایی، عددی نزدیک به ۱۰۰ همت برآورد میشود.
برای مقاومسازی بیشتر بیمارستانها در آینده برنامهای دارید؟
برنامهریزی برای مقاومسازی باید بر پایه درمان ملی و دولتی استوار باشد. بخش خصوصی در چنین اقتصاد آسیبدیدهای توانایی برنامهریزی مستقل برای این کار را ندارد. دولت باید با ایجاد مشوقها و جذب سرمایه از سایر بخشهای اقتصاد به حوزه سلامت، زمینهساز تابآوری شود. این فرآیند زمانبر است و بعید به نظر میرسد در کوتاهمدت محقق شود.
و در نهایت ارزیابی شما از تابآوری نظام سلامت کشور بهخصوص در شرایط بحرانی چیست؟
کشور در شرایط جنگی است و مراکز درمانی بهعنوان یکی از ارکان مهم پدافند غیرعامل، نقش حیاتی دارند. متأسفانه برخلاف نیروهای نظامی که آرایش جنگی کامل دارند، ساختار کشور برای مراکز درمانی آرایش جنگی ندارد. منابع کافی برای مدیریت مصرف دارو و حفظ تابآوری تخصیص نمییابد. وزارت بهداشت اقدامات خوبی انجام میدهد اما سایر نهادهای فرهنگساز، بانکها (برای حمایت مالی) و سازمانهای بیمهگر مشارکتی در جهت حمایت از این مراکز درمانی نشان ندادهاند. این غفلت نگرانکننده است و اگر جبران نشود، احتمال دارد مراکز درمانی نتوانند خدمات شایسته و لازم را در شرایط بحرانی به مردم ارائه دهند.