تمدن آمریکایی و بی‌رحمی‌های جهانی

آیا؟! قرن بیستم، که با القاب و صفات گوش‌نواز و چشم پرکن و خیره‌کننده‌ای همچون: قرن سفر به ماه، قرن تسخیر فضا، یا قرن تحقق آرزو‌های ۱۰۰۰ ساله سفر به سیاره‌های دوردست و امکان برپا کردن زندگی، که از آن به عنوان «مهاجرت‌های فضایی»، یاد کرده‌اند ... قرنی پر از پیشرفت و رفاه و خوشحالی‌های جمعی و میلیونی بوده است.
آیا؟! قرن بیستم، که با القاب و صفات گوش‌نواز و چشم پرکن و خیره‌کننده‌ای همچون: قرن سفر به ماه، قرن تسخیر فضا، یا قرن تحقق آرزو‌های ۱۰۰۰ ساله سفر به سیاره‌های دوردست و امکان برپا کردن زندگی، که از آن به عنوان «مهاجرت‌های فضایی»، یاد کرده‌اند ... قرنی پر از پیشرفت و رفاه و خوشحالی‌های جمعی و میلیونی بوده است.
کد خبر: ۱۵۵۳۰۸۰
نویسنده سینا واحد
نویسندگان و مورخین مشهور و تحلیلگران بزرگ قرن بیستم، همچون، توماس مان آلمانی، یا رومن رولان فرانسوی یا جواهر لعل‌نهرو هندی؛ هیچ‌کدام، نخواسته‌اند چشم ظاهربین را بر روی برخی پیشرفت‌های صنعتی و بهداشتی، ببندند و از «بی‌رحمی‌های وحشتناک» تمدن جهانی قرن بیستم، نام ببرند و در برابر حرکت برنامه‌ریزی‌شده این خط بی‌رحمی‌ها که در قلب دولت‌های اروپایی، نفس می‌کشید؛ سخن بگویند و وجدان جامعه بشری و نخبگان رسانه‌ها و دانشگاه‌ها و بنیاد‌های فرهنگ و تولید فرهنگی را، از جهل و نگاه وارونه و از تفکر نادرست و سپس قضاوت و داوری نادرست و «خطاگرانه»، دور کنند...

رومن رولان یا اندره مالرو یا حتی ژان پل‌سارتر، هیچ‌گاه پرسش نکردند که جامعه فقرزده فرانسوی بعد از جنگ جهانی دوم، که هزاران گرسنه، در هزاران کوچه پاریس را به نمایش جهانی گذاشته است، ارتش پاریسی‌اش در ویتنام چه می‌کند و چرا باید به سوی «ویتنامی‌ها» شلیک کنند... و خونریزی نمایند ... تا برسد ... به آتشفشان معروفی به نام حادثه وحشتناک «دین بینو» ...
که گریه بلندبالای ارتش فرانسه را، درآورد و آبروی فرانسه را در خاکستر شرق آسیا، به باد فنا دهد!
در دو دهه پایانه قرن بیستم، یک «بی‌رحمی وحشتناک» در تاریخ خاورمیانه، شعله‌ور شد؛ که همانا «جنگ دستوری» آمریکاییان بود؛ که «صدام» شیطان‌زده؛ مجری آن بود و تمدن غربی به فرماندهی دولت‌ها و موسسات و شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای، از این «بی‌رحمی برنامه‌ریزی شده» حمایت کردند و با پخش قدرتمندانه تفسیر‌های غلط و پردروغ؛ از این «بی‌رحمی ضدبشری» دفاع کردند تا چشم‌ها را، نابینا و گوش‌ها را، بدشنوا و ذهن و حافظه و زبان را، پر از خطا و تیرگی و بدنگاهی نمایند و آن را، یک حادثه کاملا نامربوط و ناپیوسته با فرهنگ و ارزش‌های قدرت‌گرایانه تمدن غربی، به مصرف‌کننده خبری و رسانه‌ای جهان، معرفی نمایند.

تمدن غرب و ارزش‌های ضددینی و فریبکارانه آن، در این دو سه دهه، تغییر کرده، اما هرگز ماهیت ضدبشری و ضددینی و ضدایرانی آن، دگرگون نگشته و چونان گذشته، خواهان ایرانی «سرخمیده» و «حرف‌شنو» و آماده تسلیم، دربرابر «پرچم آقایی تمدنی و ارزشی و سیاسی» غرب و آمریکا، هستند و از استراتژی‌ها و بنیاد‌های نظامی و صدالبته ... طرح و عملیات نظامی کاملا بی‌رحمانه و بی‌پایان علیه سرزمین و وطن عاشورایی و حسینی، هرگز و هرگز، دور نخواهند شد و عقب‌نشینی نخواهند کرد و «بی‌آزاری» و احترام انسانی متقابل را، یاد نخواهند گرفت.
 
قدرتمندان و سیاستمداران تمدن غرب بیستم خوب ... و بسیار خوب یاد گرفته‌اند که چگونه در اعماق یک ملت تاریخی، «بی‌رحمی‌های بزرگ» تولید کنند و برفراز آن «بی‌رحمی ضدبشری»، «زنده‌باد بشر و زنده‌باد آزادی – و مرگ بر استبداد و خشونت» سر دهند!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها