رمزگشایی از موشک‌های تلویزیون در جنگ

در دوره‌ای که بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور گرفتار کلیشه، تکرار و گفت‌وگوهای از پیش ‌قابل ‌پیش‌بینی شده‌ بود، موفقیت برنامه «من ایرانم» را باید در یک ویژگی مهم جست‌وجو کرد؛ بازگشت به روایت انسانی. برنامه‌ای که تلاش می‌کند به‌جای شعار، آدم‌ها را به قاب تلویزیون بیاورد و از خلال تجربه زیسته آنها، درباره مفاهیم کلان حرف بزند.
در دوره‌ای که بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور گرفتار کلیشه، تکرار و گفت‌وگوهای از پیش ‌قابل ‌پیش‌بینی شده‌ بود، موفقیت برنامه «من ایرانم» را باید در یک ویژگی مهم جست‌وجو کرد؛ بازگشت به روایت انسانی. برنامه‌ای که تلاش می‌کند به‌جای شعار، آدم‌ها را به قاب تلویزیون بیاورد و از خلال تجربه زیسته آنها، درباره مفاهیم کلان حرف بزند.
کد خبر: ۱۵۵۳۲۸۷
نویسنده الهام عرشی‌زاده-کارشناس رسانه
 
حضور زینب طهرانی‌مقدم دختر پدر موشکی ایران، یکی از همان لحظاتی بود که نشان داد چرا این برنامه در میان مخاطبان دیده شده است. او نه درباره سیاست حرف زد نه تحلیل نظامی ارائه داد. فقط از زندگی گفت؛ از سال‌هایی که خانواده‌اش بعد از ترور شهید صیاد وارد فضای حفاظتی شدند، از جابه‌جایی‌های مداوم و از کودکی‌ای که سهمش از پدر بیشتر انتظار بود تا حضور. جمله‌ای که درباره اولین نامه‌اش به پدر گفت_ نامه‌ای برای پدری که نیست_ به‌تنهایی توانست معنای بسیاری از شعارهای رسمی درباره امنیت و اقتدار را برای مخاطب ملموس کند. اهمیت من ایرانم دقیقا در همین نقطه است؛ این‌که مفاهیم بزرگ را از سطح بیانیه و خبر پایین می‌آورد و به سطح زندگی روزمره می‌رساند. مخاطب در چنین برنامه‌ای فقط یک چهره شناخته‌شده نمی‌بیند بلکه با هزینه انسانی مسیری روبه‌رو می‌شود که امروز از آن با عنوان امنیت، بازدارندگی و اقتدار یاد می‌شود. 
در این میان، نقش سازمان هنری_رسانه‌ای اوج نیز قابل توجه است؛ مجموعه‌ای که در سال‌های اخیر تلاش کرده روایت‌های رسمی را به روایت‌های انسانی نزدیک کند. موفقیت من ایرانم در فضای رسانه‌ای و واکنش مثبت کاربران فضای مجازی نشان می‌دهد مخاطب امروز بیش از هر چیز، به صداقت روایت و تجربه واقعی آدم‌ها واکنش نشان می‌دهد؛ همان چیزی که این برنامه توانسته به آن نزدیک شود. ‌علاوه بر محتوا، هوشمندی فرمی برنامه نیز در این موفقیت سهم عمده‌ای دارد. دکور ساده، نورپردازی متمرکز و ریتم آرام گفت‌وگوها به مخاطب اجازه می‌دهد مستقیما با حس و حال مهمان مواجه شود. دوربین در این برنامه در خدمت ثبت جزئیات چهره و نوسانات عاطفی راویان برنامه است. این پیوند منسجم میان فرم و محتوا اصالت روایت را حفظ می‌کند. من ایرانم نشان داد برای انتقال پیام‌های ارزشمند ملی، نیازی به لحن خطابی و حماسی مفرط نیست بلکه گاهی یک سکوت، یک بغض یا یادآوری یک خاطره خانوادگی، اثری به مراتب عمیق‌تر و ماندگارتر در ذهن مخاطب بر جای می‌گذارد.
 از سوی دیگر برنامه‌ای که مرزهای کلیشه، اغراق و شعارزدگی‌های مرسوم تلویزیونی را جابه‌جا کرد «به وقت ایران» بود. این برنامه به‌جای پناه بردن به اخبار پشت پرده و به اصطلاح سررسیدی، ملاک کار خود را آنالیز دقیق داده‌های آشکار و اخبار عیان میدان قرار داد. از این رو این برنامه اسیر آفت دست ‌کم گرفتن قدرت دشمن نشد بلکه با شجاعت در مرز واقعیت حرکت کرد. 
حضور سه‌گانه وحید خضاب، نیما اکبرخانی و سرباز روح‌الله رضوی نقطه ‌عطف این جریان بود؛ سه جوانی که در دقیق‌ترین احوالات، میدان را توصیف و تبیین می‌کردند. همین تحلیل‌های علمی، منصفانه و واقع‌گرایانه سبب شد حتی مخاطبانی که پیش از این، اخبار کلاسیک و رسمی را جانبدارانه می‌دانستند، به این قاب اعتماد کنند.
newsQrCode
برچسب ها: موشک
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها