از نخستینساعات سهشنبهشب تا بامداد چهارشنبه، زمین در شرق تهران هشت بار لرزید؛ از پیشلرزه ۳.۴ریشتری تا زلزله اصلی که ۴.۶ ریشتر بود و شش پسلرزه که تا بامداد ادامه یافت. نخستین لرزش سهشنبهشب، ساعت ۲۰:۴۱ دقیقه، در شمال پردیس، بومهن و رودهن ثبت شد. حدود سه ساعت بعد، ساعت ۲۳:۴۶ دقیقه، زلزله اصلی با بزرگی ۴.۶ رخ داد که کانون آن در محل تلاقی گسل شمال تهران و گسل مشا، در حوالی روستای ایرا، در شرق تهران بود و با فاصله ۴۰کیلومتری از مرکز شهر، لرزشها عمدتا در شرق پایتخت احساس شد. سپس در فواصل ۱۰ تا ۲۰ دقیقه، شش پسلرزه ثبت شد که آخرین آن با بزرگی ۳.۱، ساعت ۳:۳۰ بامداد روز گذشته (۲۳ اردیبهشت) رخ داد.
دکتر مسعود مجرب، کارشناس مخاطرات زمین به جامجم میگوید: براساس مطالعات سازمان زمینشناسی، گسل شمال تهران در ۳۰ هزارسال اخیر ۹ رویداد بزرگ داشته؛ یعنی بهطور میانگین هر ۳۰۰۰سال یک زلزله بزرگ. این گسل فعال است و پتانسیل زلزله بزرگ را دارد. آنچه اخیرا مشاهده شد، فعالیت یک شاخه فرعی بود اما گسل شمال تهران همچنان یک تهدید جدی باقیمانده است.
ارتباط طوفان با زلزله اخیر تهران
ساعاتی پیش از زلزله، وزش باد ۵۵ کیلومتری همراه با گردوخاک در تهران، گمانهزنیهایی درباره ارتباط این رویداد با طوفان و آتشفشان دماوند در فضای مجازی ایجاد کرد. مجرب اما با صراحت این گمانهزنیها را رد میکند. او با اشاره به تفاوت بنیادین الگوی لرزهای گسلها و آتشفشانها، تاکید میکند که ماهیت این زمینلرزه کاملا گسلی است و داده علمی برای اثبات ارتباط آن با دماوند وجود ندارد. این زلزله در عمق حدود ۱۰ کیلومتری رخ داده و هیچ نشانی از فعالیت آتشفشانی ندارد. این کارشناس مخاطرات زمین برای درک بهتر ابعاد رویداد، آن را با زلزله بم مقایسه میکند و میگوید: زلزله بم با بزرگی ۶.۶حدود ۱۰۰۰ برابر انرژی بیشتری نسبت به زلزله ۴.۶ شب گذشته آزاد کرد. بنابراین ازنظر مقیاس بحران، این زلزله رویداد بزرگی محسوب نمیشود، هرچند آزادشدن انرژی تاحدی مطلوب است و باعث تخلیه بخشی از تنش پوسته میشود اما نباید تصور کرد خطری وجود ندارد؛ گسلی که در تاریخ خود زلزله بزرگی را ثبت کرده و جوان و فعال است، قطعا روزی زلزله بزرگ دیگری خواهد داشت اما اینکه چه زمانی، هیچکس نمیداند. تنها نکته هشداردهنده این است که شاخههای فرعی گسلهای تهران در حال حرکت هستند؛ واقعیتی که باید توجه جدی مسئولان را جلب کند.
مجوز ساخت تا فرادیواره گسل
اما تهرانی که روی گسل زندگی میکند، چقدر از مهمان ناخوانده زیر پای خود میداند؟ چند دستگاه لرزهنگار در سطح شهر کار میکند؟ چه گامهایی برای دورشدن از این خطر برداشته شده؟ پاسخ به این پرسشها، شاید از خود زلزله هم نگرانکنندهتر باشد. دکتر مسعود مجرب، زلزلهشناس، در پاسخ به این سؤالها با صراحت میگوید: ما داده و آمار دقیقی از لرزهخیزی تهران در اختیار نداریم. بهگفته او این ضعف ریشه در دو دلیل اصلی دارد. نخست اینکه وسعت شبکه لرزهنگاری کشور محدود است و دستگاههای ثبت زمینلرزه بهاندازه کافی و بهطور گسترده در سطح تهران مستقر نشدهاند. دوم اینکه تعداد رخدادهای لرزهای در تهران ذاتا کمتر از زونهای فوقفعالی مانند ژاپن است اما توجه کنید که کمتربودن تعداد زلزله هرگز بهمعنای کمخطر بودن نیست؛ برعکس، خطر در تهران بسیار بالاست. همین تعداد اندک رخداد، شناخت ما را از پوسته و رفتار گسلها کاهش میدهد و در کنار این موضوع متاسفانه پژوهشهای میدانی و مطالعات تکمیلی نیز در این حوزه به اندازه کافی انجام نشده است.
بهگفته این کارشناس مخاطرات زمین، در چنین شرایطی بار اصلی مسئولیت بر دوش مسئولان است. شاید عجیب بهنظر برسد اما برخی مسئولان اگر اصلا هیچکاری نکنند، به کاهش مخاطرات تهران کمک بیشتری میکنند. آندسته از مسئولانی هم که قصد اقدام دارند، اولین و مهمترین اصل را باید رعایت کنند: «دوری از خطر». نه اینکه بودجههای کلان صرف مقاومسازی در مناطق پرخطر شود، بلکه باید از همان ابتدا از ساختوساز در حریم گسلها جلوگیری کرد. متاسفانه امروز مجوز ساخت نهتنها از گسل شمال تهران فراتر رفته، بلکه به فرادیواره گسل نیز رسیده است. ساختوسازهای عجیبوغریبی در حریم گسلها مشاهده میشود. طرحهای توسعه شهری باید با نگاه به مخاطرات چندگانه از جمله زلزله، فرونشست زمین و زمینلغزش بازنگری شوند. برای نمونه، اگر همین زلزله ۴.۶ روی گسل ری یا کهریزک اتفاق میافتاد، در مناطقی که دچار فرونشست هستند، خرابیهای فاجعهباری رخ میداد؛ اثر چنین زلزلهای کمتر از یک جنگ تمامعیار نیست، بلکه احتمالا فراتر از آن خواهد بود.
طرحهایی در دل خطر
سالهاست کارشناسان هشدار میدهند طرحهای ملی مسکن و متروی پردیس، مردم را به دل گسلهای فعال و مناطق فرونشستدار میبرند اما این هشدارها شنیده نمیشود. مجرب معتقد است موقعیت مکانی این طرحها باید با مطالعات دقیق مخاطرات زمینشناسی همراه باشد چراکه هر زمین صاف و دارای آبوبرقی جای ساختوساز نیست. او نمونه عینی این اشتباهات را توسعه مترو به پردیس میداند و میگوید: اگر این خط مترو راهاندازی شود، جمعیت منطقه دو برابر خواهد شد. متاسفانه امروز از هر ۱۰۰ نفری که در پردیس فعالیت میکنند، حدود ۹۰ نفر به دلایل مختلف خواهان رسیدن مترو به این منطقه هستند اما باید روشن باشد که مخالفت با متروی پردیس، مخالفت با توسعه نیست؛ مخالفت با توسعه ناپایدار است. بهگفته مجرب، متروکشیدن به منطقهای که روی گسل فعال واقع شده و دچار زمینلغزش است، نهتنها جلوی تمرکز بارگذاری جمعیت را نمیگیرد، بلکه عملا تشویق به افزایش جمعیت در منطقهای پرخطر است. اولین اصل در کاهش خطر، دوری از خطر است، نه نزدیکشدن به آن با طرحهای تشویقی. او موضوع مهم دیگر را توجه به پدافند غیرعامل میداند چراکه اگر کشوری در زمان و شرایط نامناسب دچار یک سانحه طبیعی شود، آسیبپذیری آن چندین برابر میشود. مجرب تاکید میکند که اگر مسئولان واقعا قصد انجام کاری را دارند، نخستین و فوریترین اقدامشان باید دورکردن طرحهای کلان عمرانی از حریم گسلها و جلوگیری از بارگذاری بیشتر جمعیت در پهنههای پرخطر باشد.