با شنیدن نام جام جهانی بیش از هر چیز یاد چه چیزی میافتید؟ گلی که به پرو زدید؟
همه چیز به یادم میآید. از سفر به جام جهانی تا گلزنی در این رقابتها و مصدومیت. جام جهانی فوتبال برای هر فوتبالیست نقطه اوج آرزوها و نهایت افتخار ورزشی است. رویدادی که فراتر از یک تورنمنت ساده است. هر بار که نام جام جهانی به گوش میرسد، نخستین چیزی که در ذهن یک فوتبالیست تداعی میشود عملی شدن رویاها و آرزوهاست. رسیدن به جام جهانی مسیری دشوار و چندمرحلهای دارد. یک بازیکن ابتدا باید در باشگاه خود بدرخشد تا به تیم ملی دعوت شود و سپس در رقابتهای ملی نیز عملکردی درخشان ارائه دهد تا در فهرست نهایی حضور در جام جهانی قرار گیرد. این روند حاصل سالها تلاش، انضباط و شایستگی است و حتی کوچکترین لغزش میتواند این رؤیا را از بین ببرد.
الان اخبار مربوط به تیم ملی را چقدر پیگیری میکنید؟ تیم ملی در جام جهانی 2026 چه میشود؟
بگذارید ابتدا درباره خود جام جهانی صحبت کنم. در سالهای اخیر افزایش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی اگرچه از نظر اقتصادی و تجاری به توسعه این مسابقات کمک کرده اما از لحاظ فنی هیچکس آن را نمیپسندد. جام جهانی از ۱۶ تیم به ۲۴، سپس ۳۲ و اکنون به ۴۸ تیم رسیده است. با افزایش تعداد تیمها سطح کیفی مسابقات کم میشود و جذابیت فنی رقابتها در مراحل ابتدایی کمتر شود.
برای تیم ملی ما تا همین الان هم کلی حاشیه و مشکل درست شده است. شما چه توصیهای به بازیکنان تیم ملی دارید؟
اصلا به هیچ چیز اهمیت ندهند. در ظاهر حرف ساده و راحتی است اما همین اهمیت ندادن به کلی حاشیهای که قرار است دور و بر تیم ملی شکل بگیرد مشکل است. رفتار حرفهای و اخلاقی بازیکنان و هواداران میتواند تصویری واقعیتر از مردم ایران به جهان ارائه کند. در دنیایی که رسانهها و تصاویر نقش تعیینکنندهای در افکار عمومی دارند نحوه رفتار تیمها از نتیجه مسابقات مهمتر است. طبیعی است که حساسیتها و نگرانیهایی وجود داشته باشد. البته فوتبال فراتر از اختلافات سیاسی و زبان مشترک ملتهاست و رقابتهای بینالمللی باید در فضایی حرفهای، امن و محترمانه برگزار شود.
برویم سراغ جام جهانی 1978. 46 سال پیش. زمانی بسیار طولانی است، نیم قرن. یک زندگی. ما شنیدهایم که تیم بنا بر مقتضیات زمان با سختی و با سفری طولانی به میزبان رقابتها یعنی آرژانتین رسیده است.
نه اصلا اینطور نبود. البته مسافت طولانی و تحمل آن که همیشه وجود داشته است.
نتایجی که تیم ملی در آن رقابتها گرفت (دو شکست مقابل هلند و پرو یک مساوی مقابل اسکاتلند) از قبل برای شما قابل پیش بینی بود؟
خیر. ما قرار نبود برویم چهار تا از پرو بخوریم یا به هلند ببازیم. بسیاری از بازیکنان نسل ۱۹۷۸ معتقدند که تیم ملی ایران در آن دوره بیش از آنکه از حریفان بترسد قربانی شرایط، فشار روانی و حتی قضاوتهای سختگیرانه داوری شد. شما در کدام جام جهانی سراغ دارید که دو بازی پشت سر هم علیه یک تیم چهار پنالتی بگیرند؟ این رکورد وحشتناک برای ایران در جام جهانی 1978 ثبت شد.
در آن سالها فیفا به داوران توصیه کرده بود برای جذابتر شدن مسابقات و افزایش تعداد گلها در صحنههای مشکوک راحتتر اعلام پنالتی کنند. این تصمیم هم که خیلی راحت به ضرر ایران تمام شد. بازیکنان آن نسل هنوز هم با حسرت از فرصتهای ازدسترفته حرف میزنند. از توپهایی که با اختلافی اندک به گل تبدیل نشد و اگر تنها یکی از آنها وارد دروازه میشد شاید مسیر مسابقات برای ایران کاملاً تغییر میکرد. ما چهار گل از پرو خوردیم و من در همان مسابقه یک گل زدم. با اسکاتلند هم مساوی کردیم.در مسابقه اول هم که سه گل از هلند خوردیم. ما نرفته بودیم این نتایج را بگیریم.
از دیدار مقابل هلند چه چیزهایی به یاد می آورید؟
بازیکنان هلند که در آن دوران از قدرتهای بزرگ فوتبال جهان محسوب میشدند بعدها اعتراف کردند که مقابل ایران احساس نگرانی و فشار روانی داشتهاند. حتی رودی کرو، کاپیتان هلند، سالها بعد در دوره آموزشی فیفا به من گفت که تیم هلند در آن مسابقه از نمایش ایران غافلگیر شده بود و اصلا ترسیده بودند.
تیم ملی ۱۹۷۸ برای فوتبال ایران یک استثنا بود، نسلی که در دورانی بسیار سختتر از امروز، راهی جام جهانی شد. آن زمان تنها یک یا دو تیم از قاره آسیا شانس حضور در جام جهانی را داشتند اما امروز سهمیه آسیا به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. به همین دلیل مقایسه شرایط صعود در گذشته و امروز چندان ساده نیست.
چه تفاوتی بین تیم 1978 با تیم فعلی که میخواهد در جام جهانی بازی کند قائل هستید؟
آنچه نسل ۱۹۷۸ را متمایز میکرد، روحیه جسورانه و شخصیت جنگنده بازیکنانش بود. آنها برابر بزرگترین تیمهای جهان بدون ترس بازی میکردند و همین ویژگی باعث شد نامشان در تاریخ فوتبال ایران ماندگار شود. البته تیم ملی ما هنوز هم جسور است. ما جسور بودیم و این جسارت باقی ماند. اما تیم ملی که الان داریم بیش از هر زمان دیگری به همان روحیه شجاعت، اعتمادبهنفس و شخصیت بینالمللی نیاز دارد، ویژگیهایی که میتواند تیم ملی را در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز به تیمی قابل احترام و رقابتپذیر تبدیل کند.
این سوال مدام تکرار میشود. چرا این تیم ملی جانشین ندارد؟ اصلا چرا مسئله پشتوانه سازی در فوتبال ما معنایی ندارد؟
این مسئله در سالهای اخیر بهدرستی مدیریت نشده است. در دهههای گذشته فوتبال ایران همواره برای ستارههای خود جانشین آماده داشت. پس از پایان دوران نسل طلایی بازیهای آسیایی، بلافاصله بازیکنان جوان و بااستعداد وارد تیم ملی میشدند و خلأیی ایجاد نمیکردند. اما امروز شرایط متفاوت است و تیم ملی با میانگین سنی بالا، به یکی از مسنترین تیمهای جام جهانی آینده تبدیل شده است.
در فوتبال حرفهای دنیا، بهویژه در کشورهایی مانند برزیل و آرژانتین، تیمهای امید و المپیک نقش مهمی در ساختن تیم ملی بزرگسالان دارند. بازیکنان از سنین پایین برای حضور در جام جهانی آماده میشوند و به تدریج وارد ترکیب اصلی تیم ملی میشوند. در ایران اما این چرخه در سالهای اخیر با ضعفهایی همراه بوده و همین مسئله نگرانیهایی درباره آینده تیم ملی ایجاد کرده است.
بازیکنان تیم ملی را از لحاظ روحیه برای جام جهانی چطور میبینید؟
بالاخره ایرانی همیشه غیرت دارد اما بزرگترین مشکل فوتبال امروز ایران نه کمبود استعداد بلکه نوعی «اشباع ذهنی و مالی» در میان برخی بازیکنان است. نسل قدیم فوتبال ایران جام جهانی را رؤیایی دستنیافتنی میدانست و با عطش و انگیزهای متفاوت وارد میدان میشد. برای آن نسل حضور در جام جهانی بهمعنای ورود به بزرگترین صحنه فوتبال جهان بود، جایی که باید خود را مقابل بهترینهای دنیا ثابت میکردند.عطش و انگیزه مهمترین سرمایه نسل گذشته فوتبال بود.
تیم ملی ما امروز با همه این مشکلاتی که با آن روبرو است، از کمبود بازیهای تدارکاتی گرفته تا فشارهای سیاسی و حاشیههای بینالمللی، همچنان یک سرمایه مهم در اختیار دارد؛ انگیزه. اگر بازیکنان تیم ملی با درک بزرگی صحنه جام جهانی و مسئولیتی که در برابر مردم دارند وارد مسابقات شوند میتوانند نتایجی فراتر از انتظار رقم بزنند.
صعود از مرحله گروهی بالاخره رقم میخورد؟
صعود از مرحله گروهی جام جهانی بیش از آنکه یک موفقیت فوتبالی باشد میتواند به تقویت جایگاه و شخصیت بینالمللی ایران کمک کند. در شرایطی که نگاه رسانههای جهان به ایران دوخته شده است عملکرد حرفهای، رفتار اخلاقی و نمایش شجاعانه تیم ملی میتواند تصویری متفاوت و مثبت از مردم ایران به جهانیان ارائه دهد، همان مسیری که نسل جسور و خاطرهساز ۱۹۷۸، سالها پیش آغاز کرد. البته آنچه امروز بیش از هر چیز تیم ملی را در جام جهانی تهدید میکند نه کمبود استعداد بلکه فاصله گرفتن از روحیه بالا است. بازیکنان تیم ملی باید بدانند چشم خیلیها به عملکرد آنهاست. یک نمایش شجاعانه در جام جهانی کافی است. بازیکنان تیم ملی باید در جام جهانی همه مسائل حاشیهای را کنار بگذارند، از فشارهای بیرونی گرفته تا واکنشهای سیاسی و رسانهای. فوتبال صحنهای جهانی است و بازیکنان باید تنها به مسئولیتی فکر کنند که در قبال مردم و نام ایران بر دوش دارند. حتی اگر در ورزشگاهها یا فضای رسانهای با رفتارهای تند و شعارهای مخالف مواجه شوند پاسخ اصلی باید در زمین مسابقه و با نمایش تعصب، احترام و کیفیت فنی داده شود.
نسل فوتبال ۱۹۷۸ و حتی تیم ملی ۱۹۹۸ بیش از هر چیز بر پایه انگیزه و ساختار صحیح بازیکنسازی شکل گرفته بودند. بسیاری از بازیکنان آن دورهها، سالها در تیمهای جوانان و پایه زیر نظر مربیان باتجربهای مانند حشمت مهاجرانی رشد کرده بودند و پیش از رسیدن به تیم ملی بزرگسالان، مراحل مختلف فوتبال ملی را طی کرده بودند. در آن سالها، تیم ملی تنها محدود به یک تیم اصلی نبود؛. تیم «ب» و تیم جوانان و حتی تیمهای منتخب دیگر وجود داشتند و بازیکنان مستعد بهتدریج وارد چرخه حرفهای میشدند.اما امروز فوتبال ایران تقریبا هیچ چیز ندارد. ضعف آکادمیها، مشکلات مدیریتی و کمرنگ شدن فرآیند استعدادیابی باعث شده جریان تولید بازیکن با کیفیت گذشته را نداشته باشد. در حالی که در فوتبال حرفهای دنیا باشگاهها و فدراسیونها از سنین پایین روی بازیکنان سرمایهگذاری میکنند فوتبال ایران هنوز درگیر مشکلات ساختاری و مدیریتی است.
سقوط مهارتهای فنی هم در فوتبال ایران مشهود است.
من اعتقاد دارم همچنان استعداد در فوتبال ایران وجود دارد. نمونه آن نسل بازیکنانی بود که در جام جهانی ۲۰۱۸ با حضور لژیونرهای متعدد توانستند عملکرد قابل قبولی ارائه دهند. بسیاری از آن بازیکنان در آن مقطع هنوز انگیزه پیشرفت، اثبات توانایی و رسیدن به جایگاههای بالاتر را داشتند. اما به مرور بخشی از همان انگیزه اولیه کاهش پیدا کرد، مسئلهای که امروز به یکی از دغدغههای اصلی فوتبال ایران تبدیل شده است.
فوتبال تنها به مهارت با توپ محدود نمیشود. تعهد، دوندگی، ایجاد فضا، همکاری تیمی و فداکاری برای موفقیت تیم بخش مهمی از فوتبال حرفهای است. بازیکنان تیم ملی ایران اگر بتوانند همان روحیه جنگندگی و مسئولیتپذیری نسلهای گذشته را دوباره زنده کنند همچنان توانایی خلق شگفتی در جام جهانی را خواهند داشت.
از صحبتهایتان یک تردید نسبت به تیم ملی را متوجه شدم. بالاخره این تیم را دارای روحیه و شجاعت لازم میبینید یا اینکه اعتقاد دارید به دلیل همان چیزی که خودتان گفتید یعنی اشباع مالی و روحی توانایی کار بزرگ در جام جهانی ندارد؟
این تیم شجاعت دارد اما ممکن است بنابر شرایط احتمالی این شرایط از بین برود. یکی از مهمترین مشکلات تیم ملی در سالهای اخیر فاصله گرفتن بازیکنان از روحیه همدلی، ترس مثبت از رقابت و انگیزهای است که نسلهای گذشته با آن وارد میدان میشدند. بازیکنی که میخواهد موفق باشد نباید اسیر غرور شود بلکه باید همواره عطش یادگیری، پیشرفت و جنگیدن برای پیراهن تیم ملی را حفظ کند.
در گذشته بازیکنان تیم ملی با وجود تمام اختلافها و رقابتهای باشگاهی،در اردوهای ملی به یک خانواده تبدیل میشدند. رابطه میان بازیکنان بر پایه اعتماد و رفاقت شکل میگرفت، همان هماهنگی و شناختی که در زمین مسابقه به کمک تیم میآمد. امروز این همدلی کمتر از گذشته دیده میشود و همین مسئله بر عملکرد تیم ملی تأثیر گذاشته است.
موفقیت یک مربی بزرگ بیش از آنکه به تغییر سیستمهای پیچیده وابسته باشد به توانایی او در انتخاب بهترین بازیکنان و ایجاد انسجام روحی میان آنها مربوط میشود. نمونه روشن این مسئله تیمهای موفق دهههای گذشته فوتبال ایران بود که با هدایت مربیانی مانند حشمت مهاجرانی شکل گرفتند؛ تیمهایی که حاصل سالها استعدادیابی، آموزش اصولی و هماهنگی میان بازیکنان بودند.
فوتبال ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، با برنامهریزی دقیق و استفاده از دانش مربیان خارجی مسیر درستی را طی کرد. حضور مربیان مطرح خارجی در باشگاهها و تیمهای ملی،پایههای فوتبال مدرن ایران را شکل داد. مربیانی از فوتبال اروپای شرقی با تأکید بر قدرت بدنی و نظم تاکتیکی و مربیان اروپای غربی، با تمرکز بر فوتبال فنی و تکنیکی، ساختاری ایجاد کردند که بعدها به موفقیتهای بزرگ فوتبال ایران و قهرمانی در جام ملتهای آسیا منجر شد. فوتبال ایران زمانی پیشرفت کرد که باشگاهها، تیمهای پایه و تیم ملی در یک مسیر مشترک حرکت میکردند. نتیجه همان برنامهریزیها، نسل طلایی فوتبال ایران در بازیهای آسیایی و جام جهانی ۱۹۷۸ بود.
البته فوتبال ایران همچنان ظرفیت بازگشت به روزهای خوب را دارد. اما این بازگشت نیازمند برنامهریزی اصولی، توجه جدی به فوتبال پایه، ایجاد پشتوانه برای تیم ملی و بازگرداندن همان روحیه غیرت، همدلی و مسئولیتپذیری است.
چه چیزی را بزرگترین آفت فوتبال ایران میدانید؟
یکی، دوتا نیستند. فوتبال بیش از هر زمان دیگری گرفتار بیثباتی مدیریتی، دلالی و فاصله گرفتن از اصول حرفهای شده است.فوتبال ایران زمانی در مسیر پیشرفت قرار داشت که تصمیمگیریها بر پایه تخصص، برنامهریزی و احترام به بدنه فنی فوتبال انجام میشد. اما به مرور کمیتههای فنی و ساختارهای کارشناسی به جای آنکه نقش واقعی خود را ایفا کنند به نهادهایی تشریفاتی تبدیل شدند و بسیاری از تصمیمهای کلان فوتبال تحت تأثیر روابط و جریانهای بیرونی قرار گرفت. یکی از مهمترین مشکلات فوتبال امروز ایران کمرنگ شدن نقش مربیان سازنده و پایهساز است. قبلا مربیان با سالها تلاش و آموزش نسلهای جدید فوتبال را پرورش میدادند و بازیکنان نیز با سختی، انضباط و فداکاری به تیم ملی میرسیدند. بسیاری از بازیکنان نسلهای قدیم با وجود مصدومیتهای شدید شرایط سخت مالی و امکانات محدود تنها به عشق فوتبال و پیراهن تیم ملی بازی میکردند.
دورانی بود که بازیکنان حتی آسیبدیدگیهای خود را پنهان میکردند تا جایگاهشان در تیم ملی از دست نرود.آنها با کمترین امکانات، اما با بیشترین انگیزه و غیرت، برای موفقیت فوتبال ایران تلاش میکردند. اما امروز فوتبال حرفهای بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر مسائل مالی، قراردادها و فضای تجاری قرار گرفته است.
در بخش باشگاهی نیز انتقادها کم نیست. بسیاری معتقدند باشگاههای بزرگ ایران، بهویژه استقلال و پرسپولیس، بیش از آنکه به ساختار حرفهای و مدیریت تخصصی توجه کنند گرفتار تصمیمهای مقطعی و تغییرات پیدرپی شدهاند.
الان هم که بحران باشگاه استقلال را شاهد هستیم. به عنوان یک استقلالی چه نظری درباره حال و روز کنونی این باشگاه دارید؟
دیگر با صحبت کردن چیزی درست نمیشود. فقط میتوانم شما را دعوت کنم به دیدن آنچه که میگذرد. در فوتبال حرفهای دنیا باشگاههای بزرگ دارای ساختار مشخص مدیریتی، معاونت ورزشی قدرتمند و برنامهریزی بلندمدت هستند در حالی که در فوتبال ایران، تغییرات سریع مدیریتی و نبود ثبات، مانع شکلگیری چنین ساختاری شده است.
نقش مربیان بزرگ و با شخصیت نیز بسیار تعیینکننده توصیف میشود. موفقیتهایی مانند دوران طلایی پرسپولیس با هدایت برانکو ایوانکوویچ تنها حاصل مسائل فنی نبود بلکه نتیجه شخصیت، نظم، اقتدار و توانایی مدیریت روانی تیم بود، ویژگیهایی که فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
با وجود تمام این مشکلات فوتبال ایران میتواند با بازگشت به اصول حرفهای، توجه به فوتبال پایه، استفاده از مدیران متخصص و احیای فرهنگ تلاش و همدلی دوباره به جایگاه واقعی خود در آسیا و جهان نزدیک شود، جایگاهی که روزی با زحمت نسلهای گذشته ساخته شد و امروز حفظ آن، نیازمند تصمیمهای بزرگ و نگاه حرفهای است.
سوال آخر. توصیه شما به بازیکنان تیم ملی ایران در جام جهانی چیست؟
اهمیت توازن میان قدرت بدنی، آمادگی روحی و فنی بازیکنان باید مشخص باشد. یکی از بزرگترین مشکلات فوتبال ایران، کمتوجهی به بعد روانی و انگیزشی بازیکنان است. بازیکنان تیم ملی باید بدانند چه پیراهنی بر تن دارند و چه وظیفهای روی دوش آنهاست. باید بدانند چقدر چشم روی آنهاست. اتحاد آنها باید تقویت شود. تقویت روحیه غیرت و همدلی در بازیکنان وظیفه کنونی کادر فنی است.
نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛