این بار بستهشدن تنگه بهدلیل محاصره دریایی ایران ازسوی آمریکا صورت گرفت؛ اقدامی که بنا بر دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قرار است بهصورت بلندمدت ادامه یابد. این محاصره که از ۲۴فروردین آغاز شده، اکنون از یک اقدام موقتی به راهبردی پایدار برای اعمال فشار اقتصادی بر ایران تبدیل شده؛ راهبردی که هدف آن وادارکردن ایران به پذیرش خواستههای ترامپ است.
در چنین فضایی که فشارهای اقتصادی به شکل تازهای درحال تشدید است، شعار امسال «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» بهعنوان نقشهراه عبور کشور از شرایط دشوار، اهمیتی راهبردی پیدا کرده است. تحقق اقتصاد مقاومتی، نیازمند ایستادگی بر پایه ظرفیتهای داخلی، کاهش وابستگی به واردات و مدیریت هوشمندانه و بهرهوری بالا در بخشهای راهبردی است.
بااینحال اقتصاد ایران طی دهههای گذشته با تحریمهای گسترده مواجه بوده و این فشارها پس از جنگ ۴۰ روزه نیز با محاصره دریایی تشدید شده است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اقتصاد ایران توانسته با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، تا حد زیادی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و سطح قابل توجهی از تابآوری را به نمایش بگذارد. در واقع متغیرهای اقتصادی نشان داده اگر سیاستها و تصمیمات در راستای تولید درونزا و برونگرا شکل بگیرد، تابآوری اقتصاد ایران به مرحلهای خواهد رسید که تکانههایی مانند محاصره دریایی، تحریم و... اثر چندانی بر شاخصهای اقتصادی نخواهد داشت.
در سالهای گذشته تحریمهای نفتی و بانکی دسترسی ایران به انتقال ارز را بهشدت محدود کرده بود. با وجود این محدودیتها، اقتصاد ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی، توسعه روابط اقتصادی با کشورهای همسایه و همسو و بهرهگیری از روشهای متنوع در تجارت خارجی، توانسته بخش قابل توجهی از این فشارها را مدیریت کند.
اکنون نیز در شرایطی که محاصره دریایی مطرح شده، اقتصاد ایران بار دیگر نیازمند بهرهگیری از همین تجربهها و تقویت روحیه تابآوری و خلاقیت اقتصادی است. کشورمان با برخورداری از ظرفیتهای گسترده اقتصادی، از منابع غنی انرژی گرفته تا بازار بزرگ داخلی و موقعیت جغرافیایی راهبردی، ابزارهای متعددی برای مدیریت این شرایط در اختیار دارد. تقویت دیپلماسی اقتصادی، گسترش روابط تجاری با کشورهای منطقه، توسعه کریدورهای ترانزیتی، سرمایهگذاری در بخشهای مولد و دانشبنیان و حمایت از تولید داخلی از جمله اقداماتی است که با استفاده از آنها میتوان اثرات محاصره را مدیریت کرد.
انتقال ۴۰ درصد تجارت ایران به مسیرهای زمینی و کریدوری
در همین زمینه، کامبیز اعتمادی، رئیس کمیته کانتینری انجمن کشتیرانی، با اشاره به تأثیرات محاصره دریایی بر هزینههای حملونقل و تجارت خارجی میگوید: پیش از این نیز محدودیتها تجربه شده و در مقاطعی دولتهای متخاصم اقدام به کنترل کشتیها میکردند و حتی دو تا سه سال پیش نیز این کنترلها بهصورت اتفاقی انجام میشد. اکنون موضوع محاصره دریایی مطرح است و از آنجا که ایران در گذشته چنین تجربهای داشته، نسبت به کشورهایی که با این وضعیت ناآشنا هستند آمادهتر است.
او توضیح میدهد که سالهاست تحریمها به شیوههای مختلف دور زده شده و بازرگانان و شرکتهای کشتیرانی نقش مهمی در بازنگهداشتن مسیرهای تجاری داشتهاند اما هزینه این اقدامات بر مردم تحمیل شده است.
بهگفته اعتمادی، این افزایش هزینهها نوعی جنگ اقتصادی علیه مردم محسوب میشود اما فعالان اقتصادی همچنان در تلاشند مسیرهای تجارت را حفظ کنند و در بسیاری موارد نیز موفق بودهاند. وی همچنین تاکید کرد که حدود ۴۰ درصد تجارت ایران قابلیت انتقال به مسیرهای زمینی و کریدوری را دارد.
واردات و صادرات فقط به جنوب وابسته نیست
از سوی دیگر، محمدحسین عزیزی، رئیس انجمن علوم و صنایع غذایی ایران، با اشاره به ظرفیتهای تجاری کشور میگوید: ایران در واردات و صادرات فقط به جنوب وابسته نیست و در شمال کشور نیز ظرفیتهای مهمی وجود دارد. بهگفته او، پنج بندر مهم در شمال کشور شامل امیرآباد، نوشهر، فریدونکنار، انزلی و آستارا میتوانند در جابهجایی کالا، بهویژه کالاهای اساسی و مواد غذایی، نقش مهمی ایفا کنند. عزیزی تاکید میکند مرزهای زمینی با پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، عراق و ترکیه نیز ظرفیتهای قابل توجهی برای تسهیل واردات و صادرات فراهم کردهاند.