رسانه های دیداری و شنیداری بویژه تلویزیون ، تاثیراتی آشکار، سریع ، مستقیم و بسیار نافذ بر جامعه دارند که بنیادها، رفتارها، فرهنگ ، سنت ها و عادت های حاکم بر جامعه را متاثر از خود می سازند تلویزیون به عنوان عمومی ترین و کاربردی ترین رسانه
کد خبر: ۸۴۵۵
با ویژگی برشمرده جایگاه ویژه ای از منظر مطالعات جامعه شناختی و روانشناختی با دیدگاه های مثبت و یا منفی دارد از دیگر سو، جوان در هر جامعه ای همیشه نقطه تمرکز و توجه است و بیشترین مباحث ، از جمله بحث های فرهنگی را به خود اختصاص داده است . در جوامعی که جوانان فاقد هدف و برنامه هستند، چه اتفاق هایی رخ می دهد؛ نتایج مطالعات آسیب شناسی اجتماعی در این زمینه گویای حقایقی انکارناپذیر است . اصولا چرا بعضی از جوانان در دوره هایی خاص نام جاودانه پیدا می کنند و گروهها و جنبشهایی را تشکیل می دهند که نظیرشان تا سالیان سال پیدا نمی شود منشا تضاد بین نسلها کجاست و نقش رسانه ای چون تلویزیون در شکل گیری و جهت دادن به شخصیت و اعمال جوانان چیست اینها پرسشهایی است که ذهن محققان ، پژوهشگران ، مسوولان و سیاستگذاران فرهنگی را به خود مشغول کرده است.چنین نگرشی اهمیت تحقیق در امر برنامه سازی برای جوانان را ضروری می کند با این توجه ساخت و تولید برنامه درباره جوانان کاری است نه چندان آسان ؛ زیرا لازمه توفیق در این امر بازشناسی روحیات و رویکردهای آنهاست.از آنجا که نوع رفتار و مناسبات فرهنگی نسل جوان در معرض تحولات و دگرگونی های زیادی از جمله فناوری ارتباطات قرار گرفته است ، بنابراین علاوه بر پیچیدگی کار یافتن زبان ارتباطی با مخاطبان جوان نیز به خودی خود، موضوع دشوارتری است ؛ زیرا آنان به هر نوع ارتباطی پاسخ نمی دهند و تنها به کنشهایی واکنش نشان می دهند که به خوبی اثبات کند، موفق به درک آنها شده است.در این نوشتار سعی شده تا به گونه ای مجمل و تا حد امکان مفید، برنامه تلویزیونی "طنین " که گروه سنی نوجوان و جوان را مخاطب خود قرار داده ، از نظر ساختار محتوایی بررسی شود. این برنامه ، در گروه فرهنگ و معارف شبکه سوم تهیه شده است که به مدت 20 تا28 دقیقه در کم بیننده ترین ساعت یعنی 30/16 تا17 از شبکه سوم سیما پخش می شد.به نظر می رسد که مهمترین هدف از برنامه "طنین " تلاشی است در جهت برقراری ارتباطی نزدیک و دوسویه با مخاطبان خود و یا شناساندن نیرو و جریان هایی که در شکل گیری شخصیت جوان اثرگذار است ؛ اما این که تا چه حد به اهداف خود نزدیک شده است ، نکته ای در خور توجه است.از دیدگاه روانشناسی ارتباطات ، ارائه یک برنامه موفق مستلزم نگاهی نو به مسائل جوانان و جلب حس اعتماد ایشان است این نوگرایی نه تنها باید با اعتقادات و باور جامعه منطبق باشد، بلکه با جهتگیری شکلی و محتوایی مجموعه به مخاطب پیش زمینه ای ذهنی بدهد یا حداقل با او ارتباطی منطقی برقرار کند تا همنوایی ، همدلی و همراهی مخاطب با مجموعه بیشتر و اعتماد عمومی به رسانه تلویزیون را افزون کند.از آنجا که در تلویزیون پیامها مستقیم و از طریق گفتگو ارائه می شود و توجه به این نکته که پیامهایی مستقیم براساس مناسبی ترتیبی می تواند حتی بازخوردهای منفی را در پی داشته باشد شیوه ارائه مطالب در این برنامه نمایانگر وقوف دست اندرکاران و برنامه نویسان نسبت به این اصل است که از ویژگی های مثبت برنامه محسوب می شود؛ اما پرهیز از گرایش و اعمال روشهای مهجور به منظور ایجاد ارتباط بیشتر با مخاطب نباید اهداف اصلی برنامه را به گونه ای تحت الشعاع قرار دهد که مفاهیم و مضامین دیالوگها ناهمگون و بی ارتباط با سایر قسمت های ارائه شده در برنامه باشد؛ به گونه ای که به پراکندگی و تشتت موضوعی بینجامد و در نهایت عدم انسجام و ارتباط منطقی گفتگوها و بحث ها با هم و با سایر بخشها باعث شود مخاطب در پایان به یک نتیجه گیری از حکایت مباحث مطرح شده نرسد.از دیگر سو، به نظر می رسد ارائه زمینه های معرفتی به نسل جوان در حوزه های مختلف برای شناخت خویش ، تقویت و بهره گیری لازم از این دوران نیز از نگاه برنامه سازان دور نمانده است ؛ چنانچه زمینه هایی برای ابراز وجود، خودشناسی ، خودباوری و در نهایت اعتماد به نفس از طریق شناخت توانایی های نسبی و ارائه آن در بخشهایی از برنامه ایجاد شده است.کاربرد عناوینی چون اگر، شاید و ای کاش برای بیان آرزوها، احساس نیاز به توجه خاص در زمینه های گوناگون ، توجه به گذر زمان و فرصتهای ازدست رفته در فضای فکری موجود، مسائلی چون بحران هویت و رویارویی با آینده را چگونه به چالش می کشاند.در روانشناسی نوجوان ، توجه ویژه ای به مقوله همانندسازی شده است . همانندسازی به مثابه اسباب تشکل و تحول شخصیت به این معناست که انسان خصوصیات شی ء خارجی )معمولا انسانهای دیگر( را به خود می گیرد و طی فرآیند درون فکنی جزو شخصیت خود میسازد.از آنجا که شخصیت آدمی به ویژه جوانان ، سازمانی باز، گشوده و تحول پذیر است ، مطالعه زندگی بزرگان و معرفی اندیشمندان و نام آوران عرصه های علم و اندیشه ، هنر و ادب برای ایشان سودمند است و راه و روش را به نوجوانان می آموزد؛ چرا که نیاز انسان به داشتن یک الگوی مناسب امری است روشن و آشکار.رسانه ای چون تلویزیون با توجه به جذابیت و گستره نفوذش در شخصیت این گروه ، می تواند الگوهای ارزنده و متعالی را بخوبی ترسیم کرده تا نیاز شدید این نسل را اقناع کند و این نکته ای است که در طول این برنامه کمتر به آن توجه شده و یا در صورت توجه ، گویا نبوده است.از سوی دیگر، از آنجا که این برنامه از سوی گروه فرهنگ و معارف تهیه شده است ، توجه به کاهش نفوذ دین در بین نوجوانان بویژه در سنین بالاتر، نکته ای است در خور تامل که مورد غفلت واقع شده . مذهب اگر به شیوه ای صحیح و مطابق با نیازهای روحی جوان عرضه شود به مثابه سلاحی موثر در جهت حفظ ارزش های حاکم بر فرهنگ ملی و دینی است.با توجه به تاکیدی که از سوی رسانه هایی چون تلویزیون درباره تشویق نوجوانان به امور مذهبی اعمال می شود، در عمل تاثیر این تبلیغات بسیار اندک بوده است از آنجا که جامعه ما جزو جوامع دینی محسوب می شود، بررسی این فرآیند نزولی از سوی محققان ، دست اندرکاران امور فرهنگی را در چگونگی ایجاد انگیزه و گرایش های دینی یاری نموده و با ارائه آن از طریق مناسب و خاص این گروه ، تمایل به فرهنگ دینی و توجه به اهداف متعالی را ایجاد می کند بیان این نکته نیز ضروری است ، تمایل به توسعه خود، انگیزه بیشتر دانستن ، بیشتر شناختن را پایه ریزی می کند بر این اساس است که نوجوان می پرسد، می آزماید، در همه چیز دخل و تصرف می کند و هر لحظه پای را از حوزه ضروریات فراتر می نهد و به افق والاتر و برتر می گراید و در راه به دست آوردن و فتح دنیایی که در آن غوطه ور است ، قدم برمی دارد. بر این اساس، ارائه رفتارهای تصنعی از جوانان، راهگشای چه سیاستی است؛پیشرفت ارتباطات جهانی باعث نزدیک شدن مرزهای فرهنگی جوامع شده اتخاذ تدابیری روش بینانه با توجه به پیشرفت زمان و ژرف اندیشی و تامل در چگونگی صرف بودجه فرهنگی کشور برای تولید محصولات فرهنگی ، می تواند نهادها و سازمان های فرهنگی جامعه ، بویژه تلویزیون را برای رسیدن به اهداف والاتر یاری دهد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها