اشک‌ها و لبخندها

خندوانه انگار دارد به بلوغ می‌رسد؛ برنامه ساده‌ای بود که تشویقمان می‌کرد بخندیم، مهمانانش را از میان آدم‌های طناز انتخاب می‌کرد یا کسانی که بتوانند درباره خندیدن حرف بزنند و از سرزندگی و شیطنت‌های مجری جوانش بهره‌ می‌گرفت تا برنامه‌ای شاد باشد، اما آرام‌آرام خندوانه به جایی رسیده که تماشاگرانش را به جنس عمیق‌تری از شادمانی و خندیدن دعوت می‌کند.
کد خبر: ۸۴۱۱۱۹

خندوانه با اقدامات نمادینش آرام‌آرام به سمت پختگی گام برداشت؛ دگرگونی ظریفش را از شنبه‌های خندان آغاز کرد و در مرحله بعد به کارهای خیریه رسید. بعد از آن، اقدامات ساده‌ای مانند شاد کردن دل یک یا چند نفر را مدنظر قرار داد و سپس نوبت آن رسید که شادمانی‌های بزرگ‌تری به مردم این سرزمین هدیه کند و این چنین بود که کمپین قطره‌قطره را راه انداخت و اجرای طرح‌های آبیاری نوین در یکی از روستاهای شهر جیرفت را برعهده گرفت.

در هفته‌ دفاع مقدس فرصتی شد تا این برنامه میزبان جانبازان اعصاب و روان و خانواده شهدای ادیان آشوری و ارمنی و اهل تسنن شود . دوشنبه شب، جمعی از زنان و مردان با ظاهر متفاوت، ادیان گوناگون و دیدگاه‌های متنوع شانه به شانه هم در استودیوی برنامه نشستند و از خاطرات برادر، پدر یا فرزندا ن شهیدشان گفتند که برای حضور در جبهه‌های جنگ هیچ اجباری نداشتند، اما جان بر کف، بی‌هیچ چشمداشتی به میدان رفتند. ذکر این خاطرات و بغض‌ مهمانان که بیهوده می‌کوشیدند پنهانش کنند، چشم خیلی‌ها را تر کرد و لحظه‌های شاد برنامه، شیطنت‌های یکی از مادران شهدا و بده‌بستان‌های او با رامبد جوان، تماشاگران را به خندیدن واداشت. در فضای صمیمانه این برنامه که فارغ از هر شعار و بیانیه‌ای، به محلی برای دورهمنشینی و خاطره‌گویی بدل شده بود، نه خنده‌ها از جنس همیشه بود و نه حتی بغض‌ها. خندوانه دیگر می‌تواند مخاطبانش را در گریه بخنداند.

آذر مهاجر

رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها