ایران با چالش های بزرگ در زمینه سیاست انرژی روبه رو است. برای آشنایی با این چالش ها و راههای جلوگیری از آن ، بررسی الگوی مصرف انرژی و ارائه راهکارهای علمی برای کاهش مصرف انرژی یکی از وظایف مهم متخصصان اقتصاد انرژی است.
کد خبر: ۸۰۸۸۸
علت اهمیت این است که افزایش میزان مصرف انرژی در کشور با روند تولید اقتصادی کشور سازگاری ندارد. اگر روند افزایش مصرف بی رویه انرژی که از 30 سال پیش شروع شده تاکنون ادامه یابد، اقتصاد کشور را که حدود 70 درصد به صدور نفت خام وابسته است ، فلج خواهد کرد؛ در ضمن افزایش گازهای سمی و زیان آور ناشی از سوخت 2 آلاینده بنزین و گازوئیل از قبیل گاز اکسیدکربن و گاز متان ، دی اکسیدسولفور، اکسیدهای نیتروژن ، هیدروکربن ها و برخی فلزات سنگین مانند سرب و غبارهای سوخت های فسیلی سلامت جمعیت را در شهرهای بزرگ به خطر خواهد انداخت . روند مصرف انرژی در کشور ایران براساس نرخ ثابت سال 1370 حدود 7 درصد برآورد شده است . اگرچه میل به گسترش شهرنشینی و توسعه صنعتی و افزایش جمعیت از عوامل موثر در افزایش مصرف انرژی محسوب می شود، اما می توان با برنامه ریزی علمی و بلندمدت در مسیر رشد صنعتی ، تعدیل شرایط اقتصادی ، آموزش همگانی و فرهنگ سازی ، اصلاح الگوی مصرف موجود و منطقی کردن قیمت سوخت و هدفمند کردن یارانه پرداختی به بنزین میزان مصرف انرژی در کشور را کاهش داد. براساس پیش بینی های متخصصان نفتی و بر پایه ظرفیت تولید نفت ، تا سال 1387 به میزان حدود 5.6 میلیون بشکه نفت خام در روز تولید خواهد شد. اگر روند مصرف بی رویه و رشد مصرف با همین سرعت ادامه یابد، سهم صادرات نفت کمتر خواهد شد و همین کاهش صادرات یکی از نقاط ضربه پذیری اقتصاد کشور است . با محاسبات مصرف از طریق پیش بینی به روند گذشته می توان گفت در افق چشم انداز سند 20
ساله یعنی در سال 1400 مصرف انرژی در کشور روزانه به مقدار 5.7 میلیون معادل بشکه نفت خام خواهد رسید که خود زنگ خطر جدی بر محیط زیست و اقتصاد ملی را به صدا درخواهد آورد. جالب است بدانید بخش حمل و نقل با مصرف حدود 40 درصد از سوختهای فسیلی -که بیشتر بنزین است - یکی از مهمترین منابع اصلی آلودگی های محیط زیستی و اقتصاد ملی به شمار می رود. البته همه گناهان را نباید به گردن بخش حمل و نقل بیندازیم ، بلکه دیگر بخشهای انرژی بر نیز در افراطگرایی کمتر از بخش حمل و نقل نیستند؛ مثلا جالب توجه است بدانید سهم انرژی خانگی و تجاری در سال 1382 معادل 40 درصد بوده است . مطالعات کارشناسی در این بخش نشان می دهد سیاست های مصرف گرایانه با فرهنگ افراطگرایی در این کشور رابطه مستقیم دارد. برای درک همین رابطه بد نیست بدانید الگوی مصرف انرژی در ایران حدود 3 برابر مصرف جهانی است و همین مساله معضل بزرگ اقتصاد ملی محسوب می شود. دلیلش این است که فقط سال 1380
بیش از 18 درصد از تولید ناخالص ملی یعنی 16 میلیارد دلار بابت یارانه در کشور صرف شده است ، در حالی که سالانه حدود 5.7 درصد تولید ناخالص ملی یعنی معادل حدود 5
میلیارد دلار خسارت های زیست محیطی ناشی از آلودگی هوا به اقتصاد ملی صدمه وارد می شود. به نظر می رسد برای حرکت به سمت اهداف بزرگ توسعه پایدار باید تغییر الگوی مصرف انرژی را در اولویت قرار داد. برای اجرایی کردن این برنامه ملی می بایست آموزش و فرهنگ سازی را همراه با منطق و گفتگوی جهت دارتر و عادلانه شروع کرد و همراه با آن قطع یارانه ها و پرداخت آن به همه اقشار محروم و منطقی کردن قیمت حاملهای انرژی و گسترش امکانات عمومی و مردمی و وضع قوانین و مقررات مالیات بر مصرف بر روش کشورهای صنعتی و پیشرفته و ارائه برنامه های جهتدار و مردمی و به جای پرداخت یارانه به مصرف کننده بنزین آن را به گونه مستقیم به گروههای محروم اجتماعی و مناطق عقب مانده کشور، بخشهای تولیدی و صنعتی پرداخت . توزیع عادلانه انرژی و درآمد حاصل از فروش آن در میان همه اقشار کشور و مناطق فقیرنشین با ارائه برنامه های بلندمدت توسعه کشاورزی و صنعتی و ایجاد دافعه در گسترش شهرهای بزرگ و ایجاد جاذبه برای توسعه مناطق محروم و گسترش فرهنگ بخشش و ایثار و جلوگیری از فرهنگ رانتجویی و رانت خواری از جمله راهکارهای توسعه بنیادین محسوب می شوند. در ارتباط با صرفه جویی انرژی در بخش حمل ونقل گسترش حمل و نقل ریلی و تصویب قوانین حمایتی و هدفدار در رابطه با حمل و نقل بین شهری و حمل بار در مسافت های طولانی مدت با ریل به صورت برنامه ای و عملیاتی اجرا شود.