بورس درانتظار

وعده های مسوولان بازار سرمایه درباره بهبود شاخص ها در شهریور در پی مشخص شدن وضعیت کابینه دولت نیز نادرست از آب درآمد و روند نزولی شاخص کل بورس که در دوره انتخابات و بعد از آن از شدت بیشتری برخوردار شده بود، به مراحل بحرانی خود
کد خبر: ۷۹۹۹۴
در هفته های اخیر رسید و شاخص کل بورس تهران به زیر 10هزار واحد سقوط کرد.
در حال حاضر، خروج سرمایه از بورس به حدی رسیده است که گمان نمی شود در کوتاه مدت و میان مدت امیدی به بازگشت این سرمایه ها وجود داشته باشد.
بازار سرمایه در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به فضای امن اقتصادی و سیاسی نیاز دارد و باید با راهکارهای اصولی اطمینان لازم را در سهامداران به وجود آورد.
زمانی که بورس اوراق بهادار تهران در سال 1346آغاز به کار کرد، هیچ کس نمی دانست در دهه های آینده دچار چه تحولاتی خواهد شد.
در طی 11سال فعالیت بورس تا پیش از انقلاب تعداد شرکتها، بانکها و شرکتهای بیمه پذیرفته شده در بورس از 6بنگاه اقتصادی با 2/6 میلیارد ریال سرمایه در سال 1346به 105بنگاه با بیش از 230میلیارد ریال سرمایه در سال 1357افزایش یافت.
بعد از انقلاب اسلامی نیز بورس اوراق بهادار به موجب تصویب لایحه قانون اداره امور بانکها در خرداد 1358از سوی شورای انقلاب بانکهای تجاری و تخصصی کشور در چارچوب 9بانک ، شامل 6بانک تجاری و 3بانک تخصصی ادغام و ملی شدند و چندی بعد نیز شرکتهای بیمه نیز با هم ادغام شدند و به مالکیت دولتی درآمدند و در پی تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران در تیرماه 1358، تعداد زیادی از بنگاه های اقتصادی پذیرفته شده در بورس از آن خارج شدند، به گونه ای که تعداد آنها از 105شرکت و موسسه اقتصادی در سال 1357به 56شرکت در پایان سال 1367کاهش یافت و به این ترتیب ، طی این سالها بورس اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز کرد که تا پایان سال 67ادامه یافت ؛ اما در سال 1368در چارچوب برنامه پنجساله اول توسعه ، تجدید فعالیت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمینه ای برای اجرای سیاست خصوصی سازی مورد توجه قرار گرفت.
تعداد بنگاه های اقتصادی پذیرفته شده در سالهای 1367تاکنون از 56شرکت به بیش از 300شرکت افزایش یافت ؛ اما با وجود توسعه بورس طی این سالها بورس این روزها مراحل سختی را می گذراند.
بورس تهران که بجز یک سال اخیر از آن به عنوان پربازده ترین بازارهای مالی بین الملل یاد می شد، هم اینک به دلیل بروز برخی مسائل داخلی و خارجی و همچنین مشکلات ساختاری در مراحل بحرانی به سر می برد.
در طول 8سال گذشته سازمان بورس اوراق بهادار تهران 2دبیرکل را در صندلی ریاست خود جای داد که هر یک با اتخاذ سیاست هایی نسبتا متفاوت درصدد بهبود وضعیت بورس برآمدند.
احمد میرمطهری که دانش آموخته رشته مدیریت مالی در انگلستان است ، پس از انتخاب محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور اصلاح طلب ، به سمت دبیرکلی بورس تهران انتخاب شد و اداره کم ریسک بورس تهران را سرلوحه کار خود قرار داد، هر چند وی از سوی منتقدان به محافظه کاری افراطی در اداره بازار سرمایه ایران متهم شد، اما موفق شد در جریان حوادثی چون حادثه 11سپتامبر، حمله امریکا به عراق و افغانستان و پاره ای از ناآرامی های داخلی از سقوط بورس تهران جلوگیری کند.
با رفتن میرمطهری ، عبده تبریزی ، که هم اینک پیکان اتهامات برخی منتقدان به دلیل ناکارآمدی برنامه های او در کاهش ریسک بازار سرمایه به سویش نشانه رفته است سکان هدایت بورس اوراق بهادار تهران را به عنوان دبیرکل بورس به دست گرفت.
وی کاهش دخالت در بازار و تن دادن به مکانیزم بازار، گسترش بازار، تلاش برای ایجاد شفافیت بیشتر در بازار و تلاش برای اصلاح ساختار را از برنامه های خود اعلام کرد.
برنامه های ارائه شده از سوی وی ، برنامه های مثبتی بود اما طولانی شدن اصلاحات ساختاری مد نظر او به دنبال فعالیت دلالان بورس تهران در افزایش کاذب قیمت سهام شرکتهای بورسی در راه رسیدن به هدف مورد نظر، مانع ایجاد کرد و سبب شد تا وی برخلاف شعار اولیه خود برای مقابله با شتاب مهارنشدنی قیمتها، سیاست سقف قیمتی و حجم مبنا را از نیمه دوم سال 82به اجرا درآورد.
همچنین به گفته برخی کارشناسان ، توسعه فیزیکی بورس تهران با افتتاح تالارهای معاملاتی در مراکز استان های ایران بدون توجه به توسعه الکترونیکی بازار از طریق شبکه اینترنت بر افزایش میزان تقاضای خرید سهام از سوی مردم افزود و چنین تقاضایی باعث ایجاد بحران تازه ای برای بورس تهران شد و بسیاری از مشتاقان کسب سودهای بالاتر را از بازارهای طلا، ارز و مسکن به سمت بورس کشاند.
سیاستهای اعمال شده در بورس ، به گونه ای بود که سهامداران حرفه ای بورس تهران ، معاملات خود را به سمت مبادله سهام شرکتهایی معطوف کردند که ثبت افزایش بهای سهام آنها نیاز به سرمایه کمتری داشت و به این ترتیب اکثر شرکتهای کوچک بازار سهام با رشد سریع و 5درصدی قیمت سهام مواجه شدند و اشتیاق سهامداران بورس تهران به سرمایه گذاری بلندمدت در بازار سرمایه ایران کاهش یافت.
بنابراین جهت اصلی داد و ستدهای بورس به سمت نوسان گیری از قیمت سهام شرکتهای کوچک بورسی با سوئاستفاده از القای شایعات به بازار منحرف شد و دیگر کمتر سهامداری در انتظار کسب سود سالانه سهام خود باقی می ماند و اکثر بورس بازان ترجیح می دهند سود اصلی خود را در فاصله یک هفته از افزایش سریع قیمت سهام شرکتها اخذ کنند و پس از فروش آن در انتظار شایعه های جدید در خصوص شرکت دیگر بنشینند.
این اتفاق باعث شد تا وظیفه اصلی بازار سرمایه در تامین بلندمدت سرمایه مورد نیاز شرکتهای بزرگ بورسی زیر سوال برود.
اما با وجود مشکلات ساختاری در بورس تهران ، سیاستهای توسعه طلبانه دبیرکل باعث شد با ورود سرمایه های جدید به بازار سهام ، ارزش جاری بورس تهران از 27هزار و 128میلیارد ریال در سال 76به 387هزار و 547میلیارد ریال در پایان سال 83افزایش یابد و شاخص کل بورس تهران نیز از 1653واحد در اولین سال روی کار آمدن خاتمی به 12هزار و 113واحد در خاتمه سال گذشته برسد.


جو روانی در بازار سرمایه
به گفته صاحبنظران به دلیل حبابهای قیمتی به وجود آمده در سالهای گذشته و مشکلات ساختاری بورس ، کاهش شاخصها امری طبیعی است و دیر یا زود باید چنین اتفاقی روی می داد؛ اما آنچه بورس را به مراحل بحرانی کشیده است ، جو بی اعتمادی حاکم بر بازار بورس به دلیل بحثهای داخلی و خارجی است.
رکود ایجاد شده در زمان انتخابات و تشکیل کابینه و برنامه های اقتصادی دولت و در پی آن پرونده انرژی هسته ای و احتمال تحریم ایران و سخنرانی و موضع گیری مسوولان دولتی در خصوص فعالیت های بانکداری و سرمایه گذاری در کشور، همه و همه دست به دست هم داده و جو روانی را در بازار سرمایه ایران به وجود آورده است که به نظر نمی رسد در کوتاه مدت بتوان بهبودی را در وضعیت بورس تهران شاهد بود.
بازار سرمایه ، بازار بسیار حساسی است که کوچک ترین تحولات روی آن تاثیرگذار است ، به طوری که با فرا رسیدن زمان انتخابات ، سهامداران بازار سرمایه انتخابات را به دقت زیر نظر داشتند؛ زیرا می دانستند تغییر دولت کمابیش به تغییر سیاست های اقتصادی منجر خواهد شد.
ساعاتی پس از شنیده شدن خبر ریاست جمهوری احمدی نژاد، شاخص کل بورس تهران 126واحد افت کرد و همه سهامداران منتظر بودند، ببینند برنامه های اقتصادی دولت چه خواهد بود.
رئیس جمهور منتخب برای جلوگیری از کاهش افت شاخصها به فعالان بازار سرمایه ایران اطمینان داد که از توسعه بازارهای مالی حمایت می کند و فقط خواستار شفاف سازی معاملات است تا شائبه سواستفاده از اطلاعات محرمانه شرکتها در خرید و فروش سهام از بین برود.
وی همچنین از واگذاری عمومی سهام به خانوارهای ایرانی خبر داد تا هم به خصوصی سازی اقتصاد شدیدا دولتی شتاب بخشد و هم شعار انتخابی خود را برای گسترش عدالت اجتماعی محقق کند.
البته این تصمیم نیز مورد انتقاد برخی از کارشناسان قرار گرفت ؛ چرا که آنها بر این باور بودند که واگذاری سهام به مردم نه تنها بر درآمد خانواده های کم درآمد نمی افزاید، بلکه بر تورم 2رقمی موجود اضافه می کند.
آنها بر این اعتقاد بودند که توسعه عدالت اجتماعی که هدف محوری این طرح اعلام شده به دلیل نابرابر بودن ارزش شرکتهای دولتی که مشمول واگذاری می شوند امکان پذیر نخواهد بود؛ اگرچه پیشنهاددهندگان می گویند استفاده از سبد سهام برای ارائه درهم سهام می تواند این مشکل را حل کند.


خروج سرمایه از بورس
اما با این حال ، حتی حمایت رئیس جمهور از بازار سرمایه نیز نتوانست مشکلی را حل کند. رکود چندین ماهه در بورس اوراق بهادار تهران در پی تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی علیه جمهوری اسلامی ایران وارد بحرانی ترین روزهای خود شد و سازمان بورس با اعلام وضعیت بحرانی در بازار سرمایه این کشور از دولت و تمامی نهادهای اقتصادی برای حل این بحران استمداد طلبید.
با محکومیت فعالیت های هسته ای ایران ، شاخص کل بورس تهران بیش از 276واحد کاهش یافت و قیمت سهام شرکتهای عضو بازار سهام بیش از هزار میلیارد تومان سقوط کرد.
دولت و دستگاه های ذی ربط برای حل بحران بورس جلسات اضطراری را تشکیل دادند و با ارائه راهکارهایی چون ورود گسترده نقدینگی از سوی بانکهای دولتی و سرمایه گذاران نهادی برای برچیدن صف فروش سهام شرکتهای حاضر بی نتیجه ماند.
به اعتقاد منتقدان ، طرحهای ارائه شده از سوی دولت ، افزایش دخالت بازار پول و شرکتهای بزرگ دولتی اعم از بانکها و شرکتهای سرمایه گذاری موجب می شود انحصار 80درصدی دولت در بورس تهران همچنان افزایش یابد و بازار سرمایه ایران از ماهیت رقابتی و غیردولتی بودن بشدت فاصله گیرد.
با وجود ارائه راهکارهای مختلف ، خروج سرمایه از بورس تهران همچنان ادامه دارد،حتی خروج سیمان از سبد حمایتی دولت و آزادسازی قیمت آن نیز تاثیری بر بورس تهران نگذاشت و بحران به مرحله ای رسید که بورس تهران پس از گذشت بیش از 2سال، 9آبان شاخص 9هزار واحدی را تجربه کرد.
سقوط شاخص کل بورس به زیر 10هزار واحد، وضعیت بحرانی بورس را به حدی رساند که سهامداران چشم انداز روشنی را برای این بازار ترسیم نمی کنند و همه به دنبال خروج سرمایه خود از بورس هستند.
برخی صاحبنظران یکی از دلایل عمده را نامشخص بودن سیاست های اقتصادی دولت و نگرانی سرمایه گذاران از خط مشی های اقتصادی دولت جدید به همراه مسائل سیاسی بین المللی ، بویژه موضوع پرونده هسته ای ایران می دانند.
نزدیک شدن به ماه نوامبر و مطرح شدن مجدد پرونده هسته ای ایران و واکنش های اخیر بین المللی نسبت به سخنان رئیس جمهور درخصوص رژیم صهیونیستی این تصور را در میان سهامداران ایجاد کرده است که ممکن است بار دیگر تحریم های اقتصادی علیه ایران به اجرا درآید که در این صورت بسیاری از شرکتهای بورس با وضعیت مبهمی روبه رو خواهند شد.
همچنین خبر ممنوعیت واردات کالا از برخی کشورها از جمله کره جنوبی سهام برخی شرکتهای مرتبط با این کشور که قطعات خود را از این کشور وارد می کنند با کاهش قیمت روبه رو کرد. به هر حال ، ایجاد امنیت و آرامش در فضای اقتصاد کشور بسیار مهم است و به نظر می رسد سهامداران در کوتاه مدت و میان مدت به بازار بازنگردند. برای بازگرداندن بورس به وضعیت عادی باید آرامش را به فضای اقتصادی کشور بازگردانیم. همچنین تا زمان اجرای لایحه بازار اوراق سهامدار تهران باید رویه های جدید مدیریتی را به اجرا درآوریم.

سیما رادمنش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها