
خلاصه داستان:
«دنی» هنگام بازی، تصادفا باعث زخمی شدن پیرمرد همسایه میشود. او از پیرمرد عذر خواهی میکند، اما اینها برای رضایت او کافی نیست. پس از اینکه دست دنی میشکند و از بازی در تیم بیسبال محروم میشود ، پیرمرد او را صدا میزند. پسرک درمییابد که مرد بیمار به سرطان مبتلاست و روزهایش را در انتظار مرگ بسر میبرد. پیرمرد از دنی میخواهد که برایش اسلحه تهیه کند و ...
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم