زمانی که آدولف هیتلر جرقه جنگ جهانی دوم را زد، ماشین جنگ آلمان با یک چالش رعب آور مواجه بود: تقریبا هیچ نفتی در روی زمین وجود نداشت!به رغم کمبود این ماده حیاتی در روی زمین - که برخی آن را مصیبتی عظیم می دانند
کد خبر: ۷۷۹۱۷
- یک حمله رعدآسا از سوی نازیها توانست به سرعت ارتش دشمن را از لهستان ، فرانسه ، برخی از کشورهای اروپای شرقی ، بریتانیا واز اتحاد جماهیر شوروی سابق عقب براند.
صدها بمب افکن آلمانی ، بریتانیا را بمباران کرده و شماری از هواپیماهای جنگنده آلمانی ، متحدین را زمین گیرکردند.
به نظر شما، هیتلر چگونه این کار را کرد؛ پاسخ بسیار ساده است: با زغال سنگ! با به کارگیری 25 واحد سوخت مصنوعی (سنتز شده)، آلمان ها توانستند زغال سنگ قهوه ای کشورشان را که چندان هم مرغوب نبود به سوخت دیزلی (سنتز شده) با کیفیت بالا و نیز بنزین تبدیل کنند.
به این ترتیب ، زغال سنگ بیش از 92 درصد از سوخت هواپیمایی و نیمی از تمامی نیازهای نفتی و فرآورده های نفتی آنان را در آن زمان تامین کرد.
آنچه که در زمان جنگ برای آلمان ها رخ داد می تواند درسی جالب برای امریکایی ها باشد. در واقع امریکا، کشوری که تنها 2 درصد از کل ذخایر اثبات شده نفت جهان را در خود جای داده است ، اما زغال سنگ را به وفور دارد، می تواند این نعمت خدادادی را براحتی به سوختهای سنتز شده تبدیل کند.
اگر این سوختها به اندازه کافی ارزان باشند، سوختهای سنتز شده می توانند اتومبیل ها، کامیون ها، قطارها، تراکتورها و هواپیماهای امریکایی را در آینده ای نه چندان دور قدرتمند ساخته و وابستگی این ملت به نفت خاورمیانه را کاهش دهند.
امریکا پیش از این به زغال سنگ ، گاز طبیعی ، هیدروپاور (برق - آبی) و حتی آسیاب های بادی برای گرم کردن و تامین برق منازل ، اداره ها و کارخانجات متکی بوده است.
اما برای حمل ونقل - که پیامد اقتصادهای مدرن و امنیت ملی کشورها است - سوختهای سنتز شده به دست آمده از زغال سنگ ، ماسه های قیری و دیگر سوختهای فسیلی قدیمی ، می تواند یکی از جایگزین های جدید و امروزی را برای نفت معرفی کند.
چندی پیش در تحقیقی که در این زمینه از سوی شرکت نفتی امریکایی «اکسون موبیل» انجام و منتشر شد،آمده : «تنها سوختهای فسیلی می توانند به میزان کافی انرژی تولید کنند و با تنوع کافی و تطبیق پذیری کامل با رشد تقاضا در جهان ، ماندگاری خود را به اثبات برسانند».
به نظر می آید که نشریه تخصصی «اویل اند گس » نیز با این نظریه موافق است.
حتی با آن که عرضه نفت متعارف به آخر عمر خود در امریکا، دریای شمال و برخی دیگر از تولیدکنندگان بزرگ مانند ونزوئلا نزدیک شده است ، به عقیده این نشریه ، بهترین جایگزین های «واقعی» نفت در چنین حالتی ، می توانند دیگر منابع هیدروکربوری مانند سنگهای نفتی ، ماسه های قیری ، نفت مازاد سنگین و احتمالا زغال سنگ مایع باشند.
به گفته این نشریه ، تنها منابع هیدروکربوری مانند ماسه های قیری و زغال سنگ مایع می توانند به اندازه کافی نفت معمولی تولید کنند.تاکنون ، شرکتهای انرژی به واسطه هزینه زیادی که استفاده از انرژی های جایگزین برای آنها داشته است ، از استفاده از این انرژی ها به جای نفت ، خودداری کرده اند.
زمانی که تولید نفت از منبع دیگری مانند ذخایر وسیع ماسه های قیری کانادا برای این شرکتها بشکه ای 30تا 40دلار تمام می شود، چرا نباید نفت عربستان سعودی را که پالایش شده بشکه ای 4 دلار برای آنها پمپاژ می کند، مورد استفاده قرار دهند؛!!...
اما بازار جهانی نفت در حال حاضر، با توجه به میزان عرضه و بهای بالای نفت ، این تعادل را بر هم زد. امروزه ، مکانهایی هرچند اندک با توان محدود تولید سوخت مصنوعی (سنتز شده) وجود دارد که بهتر است بیش از اینها به این موارد بها داده شود.
به عنوان مثال ، آفریقای جنوبی دارای 2شرکت بزرگ نفتی است که در مجموع ، 200هزار بشکه در روز تولید سوخت سنتز شده دارند که بیشتر این سوخت از زغال سنگ تهیه می شود؛ هرچند این اواخر میزان تهیه این نوع سوخت از گاز طبیعی بیشتر شده است.
در همین ارتباط، حتی می توان به پروژه های جاه طلبانه تری که در کانادا در دست اجرا است ، اشاره کرد. جایی که شرکتهای خصوصی مانند «رویال داچ شل » در حال حفاری ، استخراج و پالایش ماسه های قیری و تبدیل آن به سوخت سنتز شده هستند که می توان آن را با نفت متعارف و معمولی قابل رقابت دانست.
در همین راستا، «شل» در نظر دارد تولید نفت خود را از این ماسه ها 3برابر کرده و تا سال 2015، آن را به 500هزار بشکه در روز برساند.
حال باید ببینیم که چرا در دنیایی که تمامی مردم آن یکصدا بر گرانی نفت ، این حیاتی ترین ماده سوختی ، صحه می گذارند، تلاش کمی برای استفاده از انرژی های جایگزین صورت می گیرد و آیا به واقع ، مردم این نکته را باور دارند یا تنها در ذهن خود به آن می پردازند؛
به رغم آن که در بسیاری از نقاط جهان ، دست اندرکاران و دلالان نفتی از گرانی این ماده حیاتی می نالند، اما هنوز در اقصی نقاط جهان ، مناطقی وجود دارند که عاشق عرضه نفت گران هستند!!
در آلبرتا، نروژ، ونزوئلا و آلاسکا، هیچکس از نفت بشکه ای 60دلار نمی نالد. چرا که این امر در واقع ، به شکوفایی اقتصادی این کشورها کمک کرده ، امنیت آنها را از گهواره تا گور تضمین و موقعیت مالی آنان را فراخور حال آنان کرده است.
مادامی که بیشتر مصرف کنندگان امریکایی به فکر صرفه جویی در مصرف سوخت افتاده و میزان مصرف خود را دلار به دلار حساب می کنند، ساکنین آلبرتا، آلاسکا، ونزوئلا، نروژ و دیگر مناطق نفتخیز جهان از رشد و شکوفایی اقتصادی خود که به آنها قدرت و ثروت بخشیده است ، کمال استفاده را برده و در برخی موارد حتی دولتها پول نفتشان را با چک برای شهروندانشان می فرستند.
بر همین اساس ، وزارت انرژی امریکا چندی پیش با ارائه گزارشی اعلام کرد که ماسه های قیری کانادا شامل 174میلیارد بشکه ذخایر نفتی قابل بازیافت است ؛ یعنی در واقع ، بزرگترین ذخایر نفتی دنیا پس از عربستان سعودی.
به این ترتیب ، با بهای نفتی بیش از 40دلاردر هر بشکه ، گران بودن هزینه های استخراج نفت از ماسه های نفتی نه تنها موجه و قابل قبول است ، بلکه این امکان را به دارندگان این نوع نفت غیرمتعارف می دهد که سود سرشاری را از این راه برای خود کسب کنند.
این در حالی است که شکوفایی نفتی آلبرتا نه تنها شرکتهای نفتی را به سوی این منطقه جلب کرده است ، بلکه تجارت های وابسته به نفت را نیز به نوعی به این مکان کشیده است.
سرمایه گذاران و برخی از شرکتهای نفتی بشدت مشغول فعالیت و کار بر روی چگونگی استفاده از انرژی های جایگزین به جای نفت متعارف و غیرمتعارف هستند. به این ترتیب ، با توجه به تداوم رشد تقاضای جهانی برای بنزین در کشورهای چین و هند و نیز امریکا، به نظر می آید که دنیا همچنان تا سالها با این چالش جدی روبه رو است.
مگر آن که کشورها تلاشی جدی در زمینه کاهش مصرف انرژی از نوع فسیلی آن را هرچه سریعتر آغاز کنند.چنین حالتی می تواند این پیشنهاد را برای همگان مطرح سازد که کشورهای توسعه یافته که بیش از 150سال پیش رسما دوره نفت را افتتاح کردند، اکنون نیز جزو پیشگامان استفاده از انرژی های جایگزین تا پیش از پایان دوره نفت ، باشند.بسیاری از مردم بر این عقیده اند که زندگی در آلاسکا با بسیاری از معیارهای اقتصادی و اجتماعی انسان ها سازگار نیست و از زندگی کردن در این منطقه ، اقتصاد رونقی نخواهد یافت.
اما این یک اشتباه تاریخی است. اگر ونزوئلا و آلبرتا چند سالی است که پول صادرات نفت خود را با چک برای شهروندان خود ارسال می کنند، آلاسکا حدود 23سال است که از یک «صندوق دایم نفتی» که به همین منظور تاسیس شده ، شهروندان خود را به لحاظ مسائل اجتماعی در رفاه کامل نگاه داشته است.
اگر، تنها یک سوم از مهاجرت های سالانه به کانادا یا امریکا و اروپا به منطقه آلاسکا صورت گیرد، به زودی همگان شاهد آن خواهند بود که شکوفایی اقتصادی این منطقه می تواند اقتصاد پیشرفته بسیاری از کشورها را در یک چشم بر هم زدن پشت سر بگذارد.
جالب آن است که بدانید مردم آلاسکا مالیات داخلی پرداخت نمی کنند که این را مدیون بهای بالای نفت و درآمدهای سرشار آن می دانند که به بودجه دولتی تزریق می شود و این درآمد نیز مرهون تولید بالا در منطقه شمال آلاسکا می شود.
بنا بر این گزارش ، طی 2سال گذشته ، به یمن افزایش بهای نفت ، دولت آلاسکا موفق شده است تا خود را از یک کسری بودجه... میلیارد دلاری به یک مازاد بودجه... میلیارد دلاری برساند.... و اکنون ، دولت آلاسکا به افقهای بلندتری در زمینه رشد اقتصادی خود چشم دوخته است.
این کشور اکنون به دنبال راهی است تا بتواند ثروت سرشار نفتی خود را با روشهای بهتر خرج و در صندوق های بهتری پس انداز کند.
به هر حال ، ما می دانیم که دسترسی کشورهای درحال توسعه به انواع منابع جدید انرژی ، برای توسعه اقتصادی آنها اهمیت اساسی دارد و پژوهش های جدید نشان داده که بین سطح توسعه یک کشور و میزان مصرف انرژی آن ، رابطه مستقیمی برقرار است.
با توجه به ذخایر محدود انرژی فسیلی و افزایش سطح مصرف انرژی در جهان فعلی ، دیگر نمی توان به منابع موجود انرژی متکی بود.این در حالی است که با توجه به وضعیت موجود، نیروی هسته ای با وجود خطرها و محدودیت ها، به دلیل تولید نکردن گاز گلخانه ای ، بر انرژی های فسیلی برتری دارد.
ژرژ شارپاک ، برنده جایزه نوبل فیزیک از فرانسه ، می گوید: «اگر چینی ها رشدشان را تا سال ادامه دهند و به همین ترتیب کنونی ، به بهره برداری از منابع زغال سنگ ادامه دهند، هشت برابر گاز کربنیکی که هم اکنون تمام دنیای صنعتی ایجاد می کند، به هوا وارد می شود».امتیاز و برتری انرژی هسته ای در اینجا است.
حتی یک مولکول گاز کربنیک (CO2) از راکتور هسته ای به هوا نمی رود. در عوض اورانیوم مورد نیاز این راکتور را باید با کامیون هایی که سوخت فسیلی (نفت) می سوزانند، حمل ونقل کرد. همچنین مراحلی که برای کار با اورانیوم انجام می شود، به سوخت نفتی نیازمند هستند.
با این حال ، در عصری که مقوله امنیت انرژی حساسیت ویژه ای یافته است ، هر گونه دستیابی به منابع جدید انرژی می تواند بسیار ارزشمند تلقی شود. جهان غرب که 2بحران انرژی را پشت سر گذاشته است ، منطقه پرآشوب خلیج فارس را منبع مطمئنی برای تامین نفت مورد نیاز خود نمی داند.
منافع سیاسی غرب و بویژه امریکا نیز در گرو کاهش وابستگی به نفت خلیج فارس است.