آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
سرما آمده، اما کار ما تعطیل نیست، زندگی اصلا تعطیلی بردار نیست مثل تو که بیل به کول گرفتهای و زدهای به باغ. بیلت گلی است، حتما نهر آبی را باز کردهای، شاید برگهای زرد و نارنجی پاییز را از سر راه آب برداشتهای.
رسم روزگار این است، تا زندهایم باید زندگی کنیم و بجنبیم برای جا نماندن از قافله زندگی؛ حتی اگر پاییز آمده باشد و پیش چشممان طبیعت آرام آرام به خوابی عمیق برود. اما میبینی آن تشعشع آفتاب را روی پوست پیرمرد که خال انداخته روی صورتش؟
این نورها درس طبیعت است. آفتاب یک روز سرد سال یعنی امید در اوج ناامیدی، یعنی طبیعت زنده است و امیدوار، گرچه ظاهرش مرده است و سرد.
ما هم میتوانیم مثل آفتاب باشیم، سختیها را تحمل کنیم و جز لبخند به رو نیاوریم؛ مثل پیرمرد در این روز پرسوز که تبسم از لبش نیفتاده است.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....