گفت‌وگو با نماینده‌ای که سال‌ها خبرنگار سازمان ملل بود

نوباوه: جنبشی برای اصلاح سازمان‌ملل ایجاد شود

این روزها واژه‌هایی چون «متفقین»، «ملل متحد»، «جنگ سرد» و «دیوار برلین» واژگانی مهجور هستند. این واژه‌ها که زمانی درصدر فرهنگ لغات روابط‌ بین‌الملل جای گرفته و رسانه‌ها هر روز در تیترهای خود به آنها استناد می‌کردند، امروز برای عموم مردم جهان چنان نامانوس شده‌اند که شاید حتی در کلاس‌های درس رشته علوم سیاسی دانشگاه‌ها نیز آنچنان کاربردی نداشته باشد. با این همه، هنوز نهادی که خود برآمده از همین واژگان و مفاهیم فراموش‌ شده در چارچوب نظام دوقطبی است، بی‌تغییر بر جای خود ایستاده و تلاش می‌کند​ با نسخه‌هایی که برای درمان دردهای دهه 40 میلادی می‌پیچیده، بحران‌های قرن بیست‌ویکم را مداوا کند. به ‌گمان برخی صاحبنظران، گرچه سازمان ملل متحد ​ هنگام تاسیس، فرصتی برای دفاع از نظم و ثبات جهانی برای جلوگیری از تکرار تراژدی جنگ‌های جهانی بوده، اما اکنون در پس فروپاشی نظام دوقطبی و جایگزینی نظامی چندقطبی و توسعه جامعه مدنی جهانی، از کارایی لازم برای حفاظت از صلح و ثبات بین‌المللی برخوردار نبوده و چنین است که تنها راه برای دفاع از ایده اولیه شکل‌گیری سازمانی با ماموریت‌های فراملی و فرامنطقه‌ای، اصلاح ساختار سازمان ملل متحد با تکیه بر نیازها و ظرفیت‌های امروز جهانی است.این همان موضوعی است که با بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس و کسی که سال‌ها به‌طور مداوم خبرنگار حوزه سازمان ملل متحد بوده و از نزدیک با مذاکرات و فعالیت‌های این سازمان آشناست، در میان گذاشته‌ایم. نماینده‌ای که به یاد دارد از دست‌کم نزدیک به دو دهه پیش اجماع نظری درباره ضرورت اصلاح ساختار سازمان ملل متحد در میان بسیاری از کشورهای عضو وجود داشته، اما برخی دست‌ها، مانع از به نتیجه رسیدن ایده اصلاح در این نهاد جهانی شده‌اند.آنچه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگویی با عضو کمیسیون فرهنگی مجلس است، درباره ضرورت‌های اصلاح ساختار سازمان ملل که به ‌مناسبت برگزاری شصت و هشتمین مجمع عمومی این سازمان انجام شده است.
کد خبر: ۵۹۹۵۹۵

سازمان ملل متحد در سال 1945 تاسیس شد و اکنون با گذشت نزدیک به 70 سال از آغاز به کار آن، پرسش‌هایی درباره تشکیل این سازمان در آن مقطع زمانی وجود دارد. به این منظور می‌خواهم بدانم کدام ضرورت‌ها باعث شکل‌گیری چنین سازمانی شد؟

تشکیل سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم ضرورت بود و گرچه از همان زمان برخی قدرت‌های بزرگ و پیروز در جنگ تلاش داشتند ​ نقش اصلی را در آن ایفا کنند، اما به نوبه خود بارقه امیدی برای کشورهای ضعیف‌تر بود که با تکیه بر کمک‌های بشردوستانه این سازمان و استفاده از حمایت‌های سیاسی آن، امیدی به صلح و ثبات داشته باشند.

آیا این اهداف محقق شد؟

با وجود تشکیل مجمع عمومی سازمان ملل، شورای امنیت این سازمان با حضور تنها پنج کشور که از حق وتو نیز برخوردار هستند، نقش اصلی را در سازمان ملل ایفا کرده و هرچند در سال‌های اخیر برخی کشورها به‌عنوان عضو فرعی به این شورا افزوده شده‌اند، اما باز هم شاهد آن هستیم که منافع اعضای شورای امنیت، ملاک تصمیم‌گیری در این شوراست و همین امر عملا مانع از آن شده که طی این‌سال‌ها سازمان ملل بتواند به‌گونه‌ای موثر از بروز جنگ در کشورهایی نظیر ویتنام، کره، عراق و افغانستان جلوگیری و کمکی به صلح و ثبات جهانی کند.

یعنی کشورها اهمیتی برای سازمان ملل و جایگاه آن قائل نبوده‌اند؟

بله، همین‌طور است. شما به مواضع آمریکا در قبال بحران سوریه در همین چند هفته اخیر نگاه کنید. می‌بینید​ این کشور تنها با تکیه بر توانایی نظامی خود موضعگیری کرده و اهمیتی به این‌که نظر سازمان ملل حتی شورای امنیت چیست، نمی‌دهد.

بنابراین به ‌نظر من حتی اگر نگوییم​ سازمان ملل امروزه پوششی شده برای استیلای قدرت‌های بزرگ بر جهان، دست‌کم در اهداف پنهان این سازمان، سیطره این قدرت‌ها نهفته است که باید فکری برای این چالش اساسی کرد.

چرا با وجود کاستی‌هایی که اشاره می‌کنید، کشورها زودتر از اینها اصلاح ساختار سازمان ملل را عملیاتی نکرده‌اند؟

من سابقه پنج سال کار خبرنگاری در سازمان ملل را دارم و پیش از آن هم به‌یاد دارم سال‌ها قبل که به همراه آقای ولایتی به نیویورک رفته بودیم، من از وزیر خارجه چین درباره اصلاح ساختار سازمان ملل پرسیدم و اتفاقا او گفت​با توجه به ظهور قدرت‌های جدید در جهان، باید این سازمان اصلاح شود. با این همه، برخی کمک‌های قدرت‌های بزرگ به کشورهای ضعیف‌تر باعث شده​کمتر کشوری جرات کند مانند ایران ایده اصلاح ساختار سازمان ملل را مطرح کند.

در کنار این، عامل دیگری هم که باید مراقب آن بود، حرکت قدرت‌های بزرگ برای مطرح کردن برخی کشورهای همراه است تا اگر در آینده مجبور شوند به اصلاح ساختار شورای امنیت و افزایش اعضا تن دهند، کشورهایی خنثی از نظر سیاست خارجی مانند هند و برزیل را وارد شورا کنند و به‌ جای عضویت یکی از 54 کشور مسلمان جهان با 1.4 میلیارد نفر جمعیت، کشورهایی را که موضعی منفی در قبال آمریکا ندارند به عضویت درآورند که این خطری تازه است.

این در حالی است که ایران از کشورهای مهم جهان در نقش‌آفرینی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است و من شخصا بارها تجربه کرده‌ام که لحن سخنرانی روسای جمهور کشورهای مختلف در مجمع عمومی سازمان ملل پس از نطق روسای جمهور ما تغییر می‌کند و شجاعانه‌تر و صریح‌تر موضع می‌گیرند.

فکر می‌کنید راهکار عملی برای اصلاح ساختار سازمان ملل چیست و ایران باید چه نکاتی را در این باره مورد توجه قرار دهد؟

برای اصلاح ساختاری سازمان ملل، ابتدا باید ضرورت اصلاح مورد توافق قرار گرفته و سپس درباره نحوه آن بحث شود. به نظر من ایران می‌تواند نشان دهد​در صورت اصلاح نکردن سازمان ملل به فروپاشی نزدیک شده و کارآمدی این نهاد جهانی کاملا از بین می‌رود. در کنار این، ایران باید از ظرفیت جنبش عدم تعهد استفاده کرده و جنبشی برای اصلاح ساختار سازمان ملل ایجاد کند و با مبنا قراردادن منافع مشترک کشورها و استفاده از ادبیات و پیشینه ضداستعماری خود، دیگران را همراه کرده و درباره چگونگی اصلاح ساختار نیز پیشنهاد‌های خود را مورد توجه قرار دهد تا به این ترتیب راهی به‌سوی اصلاح وضع کنونی سازمان ملل گشوده شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها