حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سازمان ملل متحد در سال 1945 تاسیس شد و اکنون با گذشت نزدیک به 70 سال از آغاز به کار آن، پرسشهایی درباره تشکیل این سازمان در آن مقطع زمانی وجود دارد. به این منظور میخواهم بدانم کدام ضرورتها باعث شکلگیری چنین سازمانی شد؟
تشکیل سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم ضرورت بود و گرچه از همان زمان برخی قدرتهای بزرگ و پیروز در جنگ تلاش داشتند نقش اصلی را در آن ایفا کنند، اما به نوبه خود بارقه امیدی برای کشورهای ضعیفتر بود که با تکیه بر کمکهای بشردوستانه این سازمان و استفاده از حمایتهای سیاسی آن، امیدی به صلح و ثبات داشته باشند.
آیا این اهداف محقق شد؟
با وجود تشکیل مجمع عمومی سازمان ملل، شورای امنیت این سازمان با حضور تنها پنج کشور که از حق وتو نیز برخوردار هستند، نقش اصلی را در سازمان ملل ایفا کرده و هرچند در سالهای اخیر برخی کشورها بهعنوان عضو فرعی به این شورا افزوده شدهاند، اما باز هم شاهد آن هستیم که منافع اعضای شورای امنیت، ملاک تصمیمگیری در این شوراست و همین امر عملا مانع از آن شده که طی اینسالها سازمان ملل بتواند بهگونهای موثر از بروز جنگ در کشورهایی نظیر ویتنام، کره، عراق و افغانستان جلوگیری و کمکی به صلح و ثبات جهانی کند.
یعنی کشورها اهمیتی برای سازمان ملل و جایگاه آن قائل نبودهاند؟
بله، همینطور است. شما به مواضع آمریکا در قبال بحران سوریه در همین چند هفته اخیر نگاه کنید. میبینید این کشور تنها با تکیه بر توانایی نظامی خود موضعگیری کرده و اهمیتی به اینکه نظر سازمان ملل حتی شورای امنیت چیست، نمیدهد.
بنابراین به نظر من حتی اگر نگوییم سازمان ملل امروزه پوششی شده برای استیلای قدرتهای بزرگ بر جهان، دستکم در اهداف پنهان این سازمان، سیطره این قدرتها نهفته است که باید فکری برای این چالش اساسی کرد.
چرا با وجود کاستیهایی که اشاره میکنید، کشورها زودتر از اینها اصلاح ساختار سازمان ملل را عملیاتی نکردهاند؟
من سابقه پنج سال کار خبرنگاری در سازمان ملل را دارم و پیش از آن هم بهیاد دارم سالها قبل که به همراه آقای ولایتی به نیویورک رفته بودیم، من از وزیر خارجه چین درباره اصلاح ساختار سازمان ملل پرسیدم و اتفاقا او گفتبا توجه به ظهور قدرتهای جدید در جهان، باید این سازمان اصلاح شود. با این همه، برخی کمکهای قدرتهای بزرگ به کشورهای ضعیفتر باعث شدهکمتر کشوری جرات کند مانند ایران ایده اصلاح ساختار سازمان ملل را مطرح کند.
در کنار این، عامل دیگری هم که باید مراقب آن بود، حرکت قدرتهای بزرگ برای مطرح کردن برخی کشورهای همراه است تا اگر در آینده مجبور شوند به اصلاح ساختار شورای امنیت و افزایش اعضا تن دهند، کشورهایی خنثی از نظر سیاست خارجی مانند هند و برزیل را وارد شورا کنند و به جای عضویت یکی از 54 کشور مسلمان جهان با 1.4 میلیارد نفر جمعیت، کشورهایی را که موضعی منفی در قبال آمریکا ندارند به عضویت درآورند که این خطری تازه است.
این در حالی است که ایران از کشورهای مهم جهان در نقشآفرینی منطقهای و فرامنطقهای است و من شخصا بارها تجربه کردهام که لحن سخنرانی روسای جمهور کشورهای مختلف در مجمع عمومی سازمان ملل پس از نطق روسای جمهور ما تغییر میکند و شجاعانهتر و صریحتر موضع میگیرند.
فکر میکنید راهکار عملی برای اصلاح ساختار سازمان ملل چیست و ایران باید چه نکاتی را در این باره مورد توجه قرار دهد؟
برای اصلاح ساختاری سازمان ملل، ابتدا باید ضرورت اصلاح مورد توافق قرار گرفته و سپس درباره نحوه آن بحث شود. به نظر من ایران میتواند نشان دهددر صورت اصلاح نکردن سازمان ملل به فروپاشی نزدیک شده و کارآمدی این نهاد جهانی کاملا از بین میرود. در کنار این، ایران باید از ظرفیت جنبش عدم تعهد استفاده کرده و جنبشی برای اصلاح ساختار سازمان ملل ایجاد کند و با مبنا قراردادن منافع مشترک کشورها و استفاده از ادبیات و پیشینه ضداستعماری خود، دیگران را همراه کرده و درباره چگونگی اصلاح ساختار نیز پیشنهادهای خود را مورد توجه قرار دهد تا به این ترتیب راهی بهسوی اصلاح وضع کنونی سازمان ملل گشوده شود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....