ضرب‌آهنگ آرام زندگی در «داوران»

کد خبر: ۵۹۳۹۳۷
ضرب‌آهنگ آرام زندگی در «داوران»

داستان‌های پلیسی، جنایی، معمایی و رازآلود، همیشه پرجاذبه و جالب هستند. چیدن قطعات یک پازل معمایی، میل به کشف حقیقت و قضاوت کردن درباره شخصیت‌ها انگیزه‌هایی هستند که مخاطبان این داستان‌ها را مجاب می‌کند آنها را تا پایان پیگیری کنند.

به خاطر همین جذابیت‌های آشکار و پنهان است که همیشه این‌گونه داستان‌ها دستمایه ساخت سریال‌ها و فیلم‌های رازآلود قرار گرفته‌اند و شخصیت‌های مختلفی از طریق این داستان‌ها به مردم معرفی شده‌اند که گاهی از خود داستان هم فراتر رفته و به شهرت رسیده‌اند. برای مثال شخصیتی مثل پوآرو، جدا از داستان‌های آگاتاکریستی، آنقدر محبوب و شناخته شده است که به نمادی از یک نوع زیرکی، کارآمدی و قدرت کشف حقیقت تبدیل شده است. درست است که خصوصیت اصلی شخصیت پوآرو جزئی‌نگری و داشتن نگاه موشکافانه است، اما وقتی به شخصیت پردازی او توجه کنیم، می‌بینیم او یک جور دقت و ظرافت در عمل به قوانین در زندگی شخصی‌اش دارد و به اصول و قواعدی که خودش برای خودش به وجود آورده پایبند است. شاید با گرته برداری از این خصوصیت پوآرو و شخصیت‌های محبوب مشابه اوست که جلال (مسعود رایگان) در سریال «داوران» احمد امینی ساخته و پرداخته می‌شود.

جلال، شخصیت محوری سریال «داوران»، اصول و قواعد خاصی برای زندگی خودش دارد که به اصرار به آنها متعهد است، در هر داستانی آنها را دنبال می‌کند و اهمیت پایبندی به آن اصول را متذکر می‌شود. او از ابتدا به عنوان یک وکیل درستکار و ماهر معرفی می‌شود و هر داستانی که درگیر آن می‌شود، صحه‌ای بر این صفات می‌گذارد. خواهر و برادر جلال هم از این صفات بی‌بهره نیستند، هر چند گاهی نمونه کامل و بارز این مشخصات نیستند. با این که داوران یک مجموعه اپیزودیک است که در هر دو قسمت یکسری شخصیت به صورت مهمان در آن حاضر می‌شوند، هر کدام به صورت جداگانه تعریف می‌شوند و داستان مشترک‌شان بررسی می‌شود، اما شخصیت‌های اصلی آنقدر پررنگ و مرکزی هستند که بیش از این که سریال را به یک مجموعه‌ داستان محور تبدیل کنند، به داستانی شخصیت محور نزدیک می‌کند. ساختار سریال هم به شکلی است که به همان اندازه که به داستان تازه مطرح‌شده اهمیت داده می‌شود، سلوک و اعتقادات و زندگی شخصی جلال و خانواده‌اش نیز موردبررسی قرار می‌گیرد. اصولا بیننده بیش از آن که در جریان زندگی موکل‌ها قرار بگیرد، در خانه و زندگی و روابط این سه وکیل وارد می‌شود و از جزئیات روحیه و شکل زندگی آنها با خبر می‌شود تا جایی که سرنوشت آنها مهم‌تر از موکل‌ها جلوه می‌کند. البته تلاشی که برای نشان دادن راستی و درستی در زندگی وکلای داستان انجام شده، می‌تواند یک دلیل مهم داشته باشد؛ آن هم این است که راه بر ایجاد سوءتفاهم و در نتیجه اعتراض وکلا بسته شود. به همین منظور در این سریال از هرگونه سیاه‌نمایی یا نشان دادن واقعیت از آن منظری که چندان خوشبینانه نیست، پرهیز شده است.

داستان‌ داوران با طمأنینه و بدون عجله پیش می‌رود. قبل و بعد از زمان مطرح‌شدن موضوع و همین‌طور در حین بازکردن گره داستان، مخاطب مرتب از موضوع اصلی دور و دچار موضوعات فرعی از جمله روابط وکلا و داستان زندگی آنها می‌شود. آن هم وکلایی که به خاطر شرایط سنی و خصوصیات اخلاقی‌شان، زندگی معمولی و کم هیجانی دارند که در آن بیشتر به توضیح دادن و تفسیرکردن خودشان و یکدیگر می‌پردازند. در حالی که جذابیت یک داستان معمایی یا جنایی در این است که اتفاقات پشت سر هم رخ بدهند، هر لحظه به مخاطب اطلاعات جدیدی داده شود، به صورت پیوسته در حال تجزیه و تحلیل داده‌ها باشد و برای این که کوچک‌ترین سرنخ‌ها را دریافت کند، چشم از تصویر برندارد و به این ترتیب هیجان به کار تزریق شود، اما در داوران به خاطر ضرباهنگی آرام و با حوصله، گریزهای گاه و بیگاه به زندگی شخصی وکلا، وجود موسیقی ملایمی که طیف گسترده‌ای از صدای بنان تا شوپن را در بر می‌گیرد، صحنه‌هایی مثل شعر خواندن و به گلدان‌ها آب دادن و... هیجان داستان کاهش پیدا می‌کند. البته کاملا مشخص است برای کشف حقیقت هر داستان، کنجکاوی ایجاد می‌شود، اما مسأله این است که هیجان به وجود نمی‌آید. فلاش‌بک‌هایی که داستان را بازسازی می‌کنند هم به تندترشدن ضرباهنگ کار کمکی نمی‌کنند و بجز این که فرصت تخیل و بازسازی داستان در ذهن را از مخاطب می‌گیرند، به کار دیگری نمی‌آیند؛ چون داستانی که در فلاش‌بک به تصویر کشیده می‌شود، داستان جدیدی نیست. بارها بخش‌های مختلفی از داستان تعریف می‌شود و موردبررسی قرار می‌گیرد. برای مثال متهم یا شاهد یک بار داستان را تعریف می‌کند، دفعه‌ دیگری که داستان بازگو می‌شود وقتی است که با صحبت‌های متهم تضاد دارد، دفعه‌ بعد هم وقت کشف حقیقت یک دور داستان واقعی و ساختگی مرور می‌شود. فلاش‌بک‌ها اصولا نه سرنخی به دست بیننده می‌دهند و نه کمکی به حل موضوع برای او می‌کنند. تنها گفته‌ها را به شکل تصویری نشان می‌دهند.

یکی از نکات مثبتی که در سریال داوران وجود دارد، انگیزه‌ ساخته‌شدن آن است. بسیاری از مردم از حقوق قانونی خود آگاه نیستند، از عواقبی که بی‌قانونی می‌تواند به دنبال داشته باشد خبر ندارند و به همین دلایل است که بسیاری از حقوق پایمال می‌شود و آدم‌های زیادی درگیر مسائلی می‌شوند که از آن چندان سر در نمی‌آورند، به همین دلیل گرفتار می‌شوند. داوران به وجود یک دستگاه عادل قضایی اشاره می‌کند و ضرب‌المثل «سر بی‌گناه تا پای‌دار می‌رود، اما بالای دار نمی‌رود» را به صورت تصویری به نمایش در می‌آورد. هر چند زبان و کلامی که برای آموزش دادن به مخاطب استفاده می‌شود گاهی شعاری و کتابی است، اما به هر حال آگاهی‌ای که در پس آن داده می‌شود، می‌تواند هم برای یک مخاطب عادی و هم برای کسی که با وکالت و حقوق آشناست، مفید باشد.

شروینه شجری کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها