نخبه و ستاره در هر رشتهای وجود دارد، مثلا در دانشگاه یک استاد نسبت به دیگر استادان برجستهتر است و به او اعتبار بیشتری داده میشود. البته این اعتبار را شخص خاصی به او نداده، بلکه حرفه و تخصص او این برتری را برایش به وجود آورده است. در عرصه هنر و رسانه این دیده شدن به دلیل آن که ستارهها با عموم مردم سر و کار دارند، بیشتر است و تلویزیون بیشتر ستارهسازی میکند؛ مثلا والیبال و بسکتبال نسبت به فوتبال ستارههای شناخته شده کمتری دارد، چون مخاطب عام کمتری دارد، بنابراین صدا و سیما هر قدر ستاره بیشتری داشته باشد، اعتبار بیشتری خواهد داشت.
چرخه دنبالهدار ظهور و افول ستاره
معتقدم در چند سال اخیر با افت ستارهسازی روبهرو بودیم و کمتر شخصیتهای برتر به مخاطب معرفی شدهاند و شاید یکی از دلایل افت مخاطب تلویزیون و گرایش به سمت ماهوارهها، نبود جذابیتهایی باشد که با به وجود آمدن ستارهها ایجاد میشود. سیاست رسانه بدون ستاره، عوارض بسیاری به دنبال خواهد داشت که در بازههای زمانی مختلف با این عوارض روبهرو شدهایم. مگر میشود عرصه هنر، شخصیتی برجسته نداشته باشد؟ این پدیدهای است که بهطور طبیعی اتفاق میافتد و این اتفاق را باید به فال نیک بگیریم، نه آنکه به دنبال گریز و فرار از گسترش آن باشیم یا درصدد جلوگیری از رشد آن برآییم.
میزان ستارههایی که یک رسانه عرضه میکند، البته با تکیه بر کیفیت آنها از محبوبیت آن رسانه نشان خواهد داشت. همانطور که وقتی یک تیم ورزشی ستاره بیشتری معرفی کند و محبوبیت و احترام بیشتری میان مردم پیدا خواهد کرد. بنابراین اگر بخواهیم با این سیاست کلی که ستارهسازی مختص سینما و تلویزیون غرب است آن را پیش ببریم نشان دادهایم هنوز درک درستی از رسانه و کارکرد آن نداریم.
متاسفانه اگر در کشور ما ستارهسازی هم صورت بگیرد، مدت زمان کوتاهی دارد، چراکه این ستارهها پس از گذشت مدتی برای همیشه حذف میشوند و مخاطب دیگر آنها را نمیبیند. این اتفاق میتواند دلایل متعددی داشته باشد، اما به گمانم دلیل اصلی این باشد که نرخ دستمزدهایشان بالا میرود و تهیهکنندهها معمولا میخواهند فیلمهایی بسازند که خرج کمتری داشته باشد و به دید اقتصادی به فیلمسازی نگاه میکنند یا ممکن است ستارهها خودشان هم به ادامه فعالیت تمایلی نداشته باشند و بخواهند در عرصههای دیگری راهشان را دنبال کنند و فقط بهدنبال داشتن تجربه و ایجاد کارنامه کاری مناسب باشند. البته این احتمال هم وجود دارد مدیران از ترس آن که این افراد به ستاره تبدیل شوند دیگر روی آنها مانور ندهند. موارد ذکر شده گمانهای من در اینباره است و بررسی این موضوع نیازمند تحقیق و پژوهش بیشتری است.
ستاره بودن یعنی داشتن شهرت و منزلت اجتماعی که معمولا یکی از اهداف بزرگ بسیاری از افراد در هر جامعهای است. محبوبیت هم چیز بدی نیست و میتواند برای جامعه مفید باشد، مثلا اگر یک فیزیکدان به شهرت برسد چه آسیبی به دنبال خواهد داشت؟ شهرت چنین فردی میتواند برای نسل جوان هم مفید باشد و جوانان او را الگوی خود قرار دهند. هرچند شهرت دردسرهای خاص خودش را هم دارد.
دکتر محمد امین قانعیراد / جامعهشناس
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)