حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....

زندگی جمعی چه در خوابگاه دانشجویی چه جایی مثل سربازخانهها، خوابگاهها یا خانههای مجردی به واسطه سبک خاصی از زیستجمعی واجد ظرفیتهای نمایشی بالایی است که بارها درسینما یا مجموعههای تلویزیونی مورد استفاده قرار گرفته است.
شاید معروفترین و البته موفقترین آنها سریال «سالهای جوانی» ساخته اصغر توسلی باشد. تنوع اخلاقی ـ شخصیتی، تضادها و تشابهات، شادیها و غمها و خردهفرهنگهایی که در کنار هم قرار میگیرد، ظرفیتها و ظرافتهای نمایشیای ایجاد کرده که در بستر این موقعیتجمعی فراهم میشود و امکان پردازش دراماتیکی خوبیدارد که سیدوحید حسینی تلاش کرده تا از این ظرفیت در ساخت تلهفیلم «آقای مدیر» استفاده کند.
واقعیت این است که زندگی گروهی فینفسه و شاید متاثر از برخی تاثیرات فرهنگی واجد یک نوع بینظمی و شلختگی بوده و این اتفاق بویژه در مورد آقایان بیشتر صدق میکند.
آقای مدیر، یک فیلم تلویزیونی اجتماعی و طنز است و قصه آن درباره احمد یاوری معلم بازنشستهای است که چند سال پیش زن و فرزندش را براثر سانحه رانندگی از دست داده و اکنون در دوره بازنشستگی، در یک باشگاه ورزشی مربیگری میکند.
او مامور میشود بهسراغ فرزند دوستش که یک سال است با پدرش قهر کرده، برود و با جمعی جوان روبهرو میشود که دچار مشکلاتی هستند و در تقابل نسل قدیم و جدید، تعاملی بهوجود میآید که راه یاوری را برای رفع و رجوع مشکلات آنان هموار میکند.
این روزها درباره اختلاف و شکافنسلی، فیلم و سریالهای زیادی ساخته میشود، اما در اینجا با نگاهی طنز به این موضوع نگریسته شده و کارگردان میکوشد زبان انتقادی خود را با لحنی کمیک بیامیزد تا هم در دام اندرزگویی یا سرزنش نیفتد و هم بتواند پیام اخلاقی قصه را در فضایی مفرح در ذهن مخاطب حک کند.
آقای مدیر فضای شلوغ و پرشخصیتی دارد که اقتضای موقعیت درام است، اما انگار سویه کمیک داستان نیز دلیل مضاعفی شده تا آنها التهاب بیشتری داشته و بحران بینظمی و شلختگی در این خانه بیشتر نمایان شود. در واقع شلختگی فضای خانه و سبک زندگی آنها گاه به مرز شلختگی در رفتار و کنش بازیگری هم امتداد یافته که تصنعی و اغراقآمیز به نظر میرسد. واقعیت این است که این قصه با این فضا و موقعیت کار ایجاب میکرد فیلم بیشتر به سمت کمدی موقعیت برود نه اینکه وجوه فانتزی طنز خود را پررنگ کند.
گرچه نگاه قصه به اختلاف نسلی و مثلا شلختگی و زندگی نسل جوان چندان لحن تند و تیزی ندارد، اما بازهم وابسته به هدایت و نظارت نسل پیشین است. به این معنی که آقای مدیر (مهران رجبی) تلاش میکند نظم را به زندگی آنها برگرداند و به نوعی بر این جمع مدیریت کند، اما این وزنه از سوی دیگر به تعادل میرسد، جایی که نسل قدیم هم در موقعیتی قرار میگیرد که نسل جدید را باور کرده و به آن اعتماد کند. بخش عمدهای از جذابیت و بار کمیک قصه نیز به این رویارویی و مواجهه آقای مدیر با این گروه برمیگردد.
رفتارهای آقای مدیر شبیه یک فرد نظامی است که میخواهد نظم را بر یک گروه تحمیل کرده و آموزش دهد. ظاهرا قبل از این چنین شمایل و موقعیتی برای آقای مدیر در نظر گرفته شده بود.
به این معنی که طرح این فیلم که قبلا اسمی به نام «سربازخانه» داشت ازسوی علیرضا ناظرفصیحی نوشته شد؛ طرحی که شخصیت اول آن یک نظامی بود که به دلایلی به معلم بازنشستهای تغییر کرد و شد آقای مدیر. با این حال بیش از آنکه شاهد موقعیتهای کمدی باشیم بیشتر با طنازیهای شخصی و طنزهای کلامی مواجه هستیم.
آنچه این گروه را جذاب میکند از یکسو تضادها و تناقضات رفتاری هرکدام از آنهاست که به کنتراست کمیک قصه کمک میکند و از سوی دیگر صداقت و سادگی است که در کنه رفتار و منش آنها موج میزند.
خوشبختانه فیلمساز در نمایش این سادگی دچار اشتباه نشده و آن را با سادهانگاری و نادانی اشتباه نگرفته! دربسیاری از آثار مشابه در نمایش سادگی و صداقت یک یا چند شخصیت شاهد تصویر سادهلوحانه از افراد هستیم که به جای جاذبه و سویه مثبت داشتن، تاثیر و کارکرد منفی برمخاطب گذاشته و تصویر غلطی در ذهن تماشاگر ایجاد میکند.
آقای مدیر یک درام اجتماعی است که لحنی انتقادی ـ تربیتی داشته و به نوعی کنشهای شخصی و رفتارهای فردی نسل جوان را آسیبشناسی میکند و در نهایت با تاکید برنظم و برنامه در زندگی این پیام را برجسته میکند که شلختگی و بینظمی صرفا در مدیریت مسائل بیرونی زندگی نیست و این بینظمی در ذهن و روح افراد تاثیر گذاشته و به یک عادت رفتاری بدل میشود که بویژه نسل جوان را در رسیدن به اهدافش و موفقیت در زندگی با مشکل و موانع اساسی روبهرو میکند.
آقای مدیر در نهایت قصهای درباره مدیریت زندگی و اهمیت آن است.
سیدرضا صائمی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....