مسعود رایگان: حیف شخصیت های «داوران» که بی سرانجام شده اند

کد خبر: ۵۹۲۱۵۰
مسعود رایگان: حیف شخصیت های «داوران» که بی سرانجام شده اند

شما برای شخصیت جلال نیازی به تحقیقات میدانی داشتید یا اینکه به فیلمنامه اکتفا کردید؟

ـ بله من حتماً راجع به هر نقشی تحقیق میدانی دارم. در مورد جلال داوران هم تحقیقاتی داشتیم. با یکی ـ دو تن از دوستانم که وکیل هستند ملاقات داشتم. با دوست دیگری هم تلفنی صحبت کردیم، چرا که او فرصت نداشت، چون از قضات برتر دیوان عالی کشور است. با چند وکیل صحبت کردم و تا اندازه‌ای توانستم بفهمم که داستان چیست! در یکی ـ دو محکمه هم بدون اینکه کسی متوجه شود حضور پیدا کردم تا ببینم برخوردها چگونه است.

به نظرم شما در تحقیقات میدانی‌تان هم راجع شخصیت جلال داوران باید به دنبال یک استثنا می‌گشتید، نه قاعده.

ـ نه، من به لحاظ کلی تحقیق کردم و با فضای این حرفه و شغل آشنا شدم. حالا آن اطلاعات را آوردم و از دریچه مسعود رایگان که وکیل است و این نقش را بازی کرده، عبور دادم.

فکر نمی‌کنم مدل این آدم را در فضای حرفه‌ای این روزهای شغل وکالت پیدا کرده باشید؟

ـ واقعاً نه، حقیقت را بخواهید نتوانستم پیدا کنم.

چون جلال داوران یک انسان خاص است، جدا از حرفه‌اش؟

ـ چرا فکر می‌کنی خاص است؟

چون فکر می‌کنم نمی‌توانم مدلش را خیلی نزدیک به خودم و زندگی امروز پیدا کنم. شاید علیرضا داوران در دسترس‌تر باشد؟

ـ بله ما به دنبال نمایش رفتار محترمانه در این سریال بودیم و یکی از اصول ما در این کار همین بود. شما در خانواده هم می‌بینید که آدم‌ها با یکدیگر بسیار محترمانه رفتار می‌کنند. اگر با یکدیگر اختلاف دارند هم بسیار محترمانه با یکدیگر مشکلاتشان را مطرح می‌کنند. آقای امینی راجع به این مسئله نظر درستی دارد. او معتقد است آنقدر ما داستان‌ها را دم دستی می‌گیریم و آنقدر در داستان‌های ما آدم‌ها راحت به هم توهین می‌کنند که اگر در یک سریال فضا متفاوت باشد شک برانگیز می‌شود. در حالیکه ما اینجا شاید خرق عادت کرده‌باشیم. ما انتخاب کرده‌ایم که آدم‌های قصه ما اینگونه باشند، این مدلی به هم احترام بگذارند، اینگونه دعواهایشان را با یکدیگر حل و فصل کنند. خودشان هم می‌گویند 150 سال پیش در خانواده ما مسئله وکالت یک امر موروثی بوده و ...

فکر می‌کنم جلال داوران به شدت تحت تأثیر پدرش بوده و از او تأثیر اخلاقی (جدا از بحث حرفه و شغل) گرفته‌است.

ـ بله صددرصد، ما به ازای این مسئله را می‌توانم در رابطه خودم و پدرم جستجو کنم و برای خودم مثال بزنم. احترامی که به او می‌گذاشتم، برخی از رفتارهای ایشان مورد قبول بنده قرار نمی‌گرفت و مدنظرم نبود. حتی در زمان کهنسالی ایشان و میانسالی من، اما حرمت‌ها نگه داشته می‌شد و من با احترام مسئله‌ای را می‌پذیرفتم یا نه، امروز ما در جامعه‌مان می‌بینیم که آن حرمت‌ها از بین رفته و می‌رود و دروغ و ریا است که جای آن حرمت‌ها را متأسفانه گرفته‌است.

بسیاری از آثار نمایشی که اتفاقاً در سال های اخیر به شدت مورد توجه هم قرار گرفته‌اند تلاش داشته‌اند نمایشی واقعی از زندگی را به تصویر بکشند و با این قاعده به اقبال عموم هم دست پیدا کرده‌اند. در حالیکه در سریال «داوران» هدف دیکته کردن یکسری رفتارهای حرفه‌ای و اخلاقی به مخاطب است. هر چند این رفتار برای بیننده تلویزیونی گاه دور از واقعیت موجود به نظر برسد.

ـ در مورد این سؤال چه بهتر است آقای امینی یا آقای شاهسواری پاسخگو باشند.

و در مورد شخصیت جلال ...

ـ نظر شما چیست؟ شما جلال را در این سریال چگونه شخصیتی دیدید؟

من کاراکتر جلال را به شدت تأثیرگذار دیدم تا تأثیر پذیر، این رفتار او از خانه به بیرون نیز منتقل شده‌است. در سکانسی از اپیزود اول سریال می‌بینیم  جلال در برخورد نامناسب مادر (پسر متهم به قتل) طوری برخورد می‌کند که مادر پرخاشگر مجاب می‌شود تا جلال داوران و پسر را تنها بگذارد و برود ...

ـ بله، می‌گویند بفرما و بنشین و بتمرگ هر سه یک معنا دارد یعنی بنشین! منتها اینکه چگونه از این واژه‌ها استفاده می‌کنیم مهم است. این بستگی به فرهنگ انسان‌ها دارد. اصلاً جلال راجع به این مسئله دیالوگ دارد. او می‌گوید پای پیاده و با مترو رفت و آمد می‌کنم ...

تا به مردم نزدیک‌تر شوم...

ـ بله چون جلال فقط شنونده است. بعد می‌آید برای خودش تحلیل می‌کند، که در چه جامعه‌ای زندگی می‌کند. بنابراین از آن شنیده‌هاست که مبانی زندگی‌اش را چیده است و فکر می‌کند با خودش که آیا اینجا را اشتباه کرده‌ام یا نه؟! جلال یک جورهایی وجدان بیدار جامعه است عکس‌العملی ندارد فقط می‌خواهد داد بیگناهان را بگیرد، همین! جالب اینکه با منطق و استدلال نیز به دنبال گرفتن حق افراد است. با قانون، چون قانون چیز خوبی است و رعایتش انسان را ملزم می‌کند، مثل رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی! گاهی اوقات شما می‌بینید همشهریان ما در محلی که پارک کردن ممنوع است خودرویشان را پارک می‌کنند و ترافیک عظیمی را ایجاد می‌کنند. این یعنی اینکه ما ملزم به رعایت قانون هستیم تا این ترافیک و بی‌نظمی ایجاد نشود. در این شرایط جریان جنگل و توحش و این چیزها پیش می‌آید. اینکه تمدن بشری از گذشته به حال مدرنیزه شده به ما حکم می‌کند از قانون تبعیت کنیم. ما حتی اگر قرار است به چیزی معترض باشیم هم باید اجازه بگیریم، مثلاً از مرکزی به نام وزارت کشور و ... . چیزی که در سریال داوران به شدت مورد توجه قرار گرفته، ملزم بودن آنها به رعایت قوانین است. قانون اساسی می‌گوید همه آدم‌ها نسبت به قانون یکسان هستند صرف نظر از جایگاهشان، چه در راس هرم باشند و چه در کف هرم، خب طرح این مسائل در سریال داوران یک اتفاق خوب است، نه!؟

نویسنده و کارگردان چگونه مسعود رایگان را توجیه کردند که جلال داوران باید مجرد باشد و در تنهایی زندگی کند؟

ـ آنها باید مرا توجیه کنند یا من باید خودم را توجیه کنم؟

به هر حال با توضیح آنها در صورت منطقی بودن، شما اقدام به توجیه خودتان برای اجرا می‌کنید؟

ـ بله، علت‌های زیادی برای این وجود دارد که جلال چرا تنهاست: یکی اینکه او باید خواهر و برادرانش را سروسامان می‌داده، ما مدل این جور آدم‌ها کم نداریم. برخی با این مسئله در زندگی‌شان اغنا می‌شوند مثل افرادی که تنها می‌مانند. خودشان سروسامان نمی‌گیرند و تنها به مراقبت از پدر و مادر کهنسالشان می‌پردازند، شاید توجه دیگران را به خود جلب کردن برای این افراد کافی باشد.

که جلال اینگونه نیست؟

ـ نه جلال اینگونه نیست.

در واقع شرایط و موقعیت زندگی، مسیر پیش روی جلال را تعیین کرده است؟

ـ بله دقیقا، به این معنا که پدر و مادر در آوار مانده اند. در زمانیکه نوشین و علیرضا کوچک بودند، او به آنها سامان می داده و این خانواده را از آتش بیرون می کشیده است. به مرور زمان برای هر دو خواهر و برادرش صبر کرده تا به جایی برسند و در نهایت می بیند که برای خودش همه چیز تمام شده است.

خب با این سوال می خواستم به این برسم که تنهایی چقدر در شکل گیری کاراکتر جلال با این خصوصیات موثر بوده است؟

ـ بسیار زیاد. من به خاطر اجرای نمایشم تنها نیم ساعت از سریال را توانسته‏ام ببینم. من در آنجا مسعود رایگان را نمی بینم، بلکه بازیگری را می بینم که در حال بازی کردن است؛ اگر او گریه کند من هم گریه می کنم. خودم را درست می‏سپارم به کار و یک تماشاگر صرف می شوم. با این قاعده می توانم نقاط ضعف خودم را ببینم و مراقبت کنم تا در کارهای دیگر تکرار نشود. این مراقبت در کار بازیگر بسیار مهم و حیاتی است.

سبک و سیاق احمد امینی را در کارگردانی این سریال چگونه دیدید؟

ـ خیلی خوب، ایشان احترام بسیار خاصی را برای تمام افراد پروژه شان قائل هستند، با دکوپاژ کامل سر صحنه حضور پیدا می کردند و همه چیز سر صحنه کارشان منظم و مرتب بود. البته این یک مسئله بدیهی است که یک کارگردان شب در خانه دکوپاژش را انجام داده باشد، آنها باید زیراکس شده باشند و کپی‏ها صبح به دست بازیگران و دیگر عوامل برسد.

اتفاقی که در کشور ما کمتر رخ می دهد.

ـ بله... جالب اینکه در اروپا خیلی پیشتر از این حرف ها باید دکوپاژ کارگردان آماده باشد. ولی خب در ایران این سنت وجود ندارد. یعنی امینی کار خارق العاده ای نکرده است، قاعده را رعایت کرده است. ولی من این را یک احترام می دانم، چرا که در کشور ما رسم متداول و مرسوم نیست، بسیاری از کارگردانان می گویند نه، من دکوپاژم مال خودم است!

برخی هم که می گویند دکوپاژ من ذهنی است و...

ـ (می خندد) دقیقا، برخی هم اصلا راجع به دکوپاژ کارشان فکر نمی کنند. می گویند برویم سر صحنه ببینیم چه میشود. می شنویم که می گویند برویم سر صحنه جاهایمان را پیدا کنیم، از کجا بیاییم و به کجا برویم. در این شرایط می بینیم که یک صحنه را گاهی 10 مرتبه می گیریم، می آییم و می رویم...

ادامه کار در دو اپیزود آخر با بیژن میرباقری برایتان سخت نبود؟

ـ نه، چون من قبلا با بیژن میرباقری کار کرده بودم. البته شرایط طوری بود که همه این حس را داشتیم که کار به اینجا کشیده خواهد داشت. البته من معتقد هستم بیژن میرباقری ایثار کرد و این کار را پذیرفت. شاید اگر من بودم قبول نمی کردم، به نظرم رفاقت کرد و آمد و آن دو قسمت را جمع و جور کرد.

کار با دو کارگردان دو دست نشده است؟

ـ من هنوز تمام قسمتها را  ندیده ام.

به لحاظ هدایت بازیگران چطور؟

ـ نه بر اساس فکر کلی و هدف غایی که از پیش تعریف شده بود کار پیش رفت.

با دیدن بازخورد کار از سوی سازمان ممکن است پیشنهاد ساخت ادامه کار داده شود، شما قبول خواهید کرد؟

ـ قطعا، چرا که نه!

معلوم است هنوز از جلال داوران اغنا نشده اید؟

ـ ببین! حیف است این کاراکترها بی سرانجام شده اند.

بنا به شنیده هایی که ازسعید شاهسواری و احمد امینی داشته ام، به نظرم فضاهای جذابتری در داستان داوران وجود داشته که از بین رفته است...

ـ بله...

بازگشت برادر کوچکی که برخلاف دیگر شخصیت های کار روبروی جلال قرار می گیرد یا همسر نوشین که از عسلویه می آید و با او درگیر یکی از پرونده ها می شود.

ـ بله، واقعا با یک بی تدبیری و بی خردی کار به چنین سرنوشتی دچار می شود. سریالی که قرار است در چهل قسمت ساخته شود، ولی در 10 قسمت جمع می شود و... ما واقعا به مابقی ماجرا فکر کرده بودیم.

سبک نگارش و کلیت فیلمنامه سعید شاهسواری را چگونه دیدید؟

ـ خوب بود. حفره و چاله چوله هایی که در اکثر فیلمنامه هایی که به دستم می رسد وجود دارد، در این کار نبود. شخصیت ها پرداخت خوبی داشتند. من به شدت اهل گپ و گفت هستم، منتها گپ و گفت اول کار. اعتقاد ندارم که سر صحنه آدم دبه در بیاورد و... من با تمام کارگردان ها و نویسنده ها به همین سبک کار می کنم، در ابتدای کار به یک توافق کلی می رسیم و مشغول کار می شویم.

و از ما حصل کار راضی هستید؟

ـ از آن یک مقدار کمی که دیدم بله، طراحی ها حرکت دوربین، تصویربرداری، رنگ و نور و... خوب بود.

اگر صحبتی مانده...

ـ وضعیت که عالی است و از این بهتر نمی شود. بنویس فوق العاده ایم واقعا! (می خندد) باید فکری کرد نمی دانم چه فکری! نمی دانم چگونه می توان دنیای نمایش را در کشور ما سر و سامانی داد! به خصوص سینما که اوضاع بدی دارد. این رنج آور است و ما هم رنج آن را می کشیم. امیدواریم که اوضاع سر و سامانی بگیرد.

بانی‌فیلم آنلاین - مجتبی احمدی

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها