در زمستان سال 64 در یکی از بازیهای تیم ملی جودو ، یکی از اعضای تیم ملی ترقوه اش شکست و مجبور شد برای همیشه زمین مسابقه های ورزشی را ترک کند. حمید کاشانی همان ورزشکار دیروز و حالا شیخ سعید امروز
کد خبر: ۵۸۶۹۶
در مجموعه تلویزیونی کمربندها را ببندیم است که با 39 سال سن اولین تجربه کاری خود را مقابل دوربین با گروه سریال سازی مهدی مظلومی شروع کرده است و از کل کار بسیار راضی است.
او معتقد است با کار در این مجموعه اعتماد به نفس در روح و زندگی او جاری شده و احساس می کند پس از سالها دوری از کار و فعالیت در عرصه اجتماع ، بار دیگر به آغوش گرم مردم بازگشته است ، اما این بار به نوع دیگر.
حمید کاشانی برخلاف آنچه در ظاهر نشان می دهد ، آدم کم حرفی است و مدام نگران رعایت احترام و به جا آوردن حق پیشکسوتان است که در کنار آنها می آموزد و معتقد است حرفی برای گفتن ندارد جز این که بگوید خوشحال است.
با شیخ سعید بیرون از چادرش به گفتگو نشستیم.
چطور شد که بعد از ترک میدان جودو سر از آژانس هواپیمایی منصور ملکی درآوردید؛
بعد از این که دیگر نتوانستم جودو کار کنم ، احساس می کردم انرژی و پتانسیلی در درونم وجود دارد که باعث می شود دچار روزمرگی نشوم. در واقع همیشه از بیهودگی فرار می کردم تا این که یکی از دوستانم مرا به این مجموعه معرفی کرد.
از قبل کارهای مهدی مظلومی را دنبال می کردید؛
بله ، من هم مثل بقیه مردم به تلویزیون علاقه دارم و برنامه های طنز تلویزیونی را مثل دیگران دنبال می کردم و اولین بار با آقای مظلومی در مجموعه تلویزیونی «بدون شرح» آشنا شدم تا این که از طریق پیمان قاسم خانی سرپرست نویسندگان با گروه فیلمسازی کمربندها را ببندیم آشنا شدم.
با ورود حمید کاشانی ، شیخ سعید آمد یا اول شیخ سعید بود و بعد حمید کاشانی به مجموعه اضافه شد؛
ما هر دو با هم آمدیم. پیمان در نظر داشت یک شخصیت شبیه شیخ سعید در کار بگنجاند و قرار نبود شیخ سعید به یک نقش دایمی تبدیل شود. قرار بود با ورود عرشیا و داستان ازدواج اسکندر و شراره ، یک مجموعه 3 قسمتی شود ؛ ولی از لطف خدا بود که مردم از این نقش خوششان آمد و با موفقیت نسبی که پیدا کرد ، نویسنده ها احساس کردند می توانند بهتر از این شخصیت استفاده کنند.بنابراین در قسمتهای بعدی شیخ سعید را در نظر گرفتند.
کاراکتر شیخ سعید در کل مجموعه کجا قرار دارد؛
شیخ سعید یک خارجی است که در بدو ورود به کشور دیگری تجربه یک زندگی مشترک را دارد و همین مساله باعث ایجاد موقعیت های طنز می شود به نظر من شیخ سعید آدم بانمکی است که وجودش در این مجموعه خالی از لطف نیست ضمن این که فراموش نکنیم هدف از انتخاب شیخ سعید با نوع گویشی که دارد ، گونه خاصی از طنز را به زبانی دیگر بیان می کند که قصد دارد مردم را بخنداند.مردمی که در روز گرفتار هستند و شب به انتظار لبخندی این مجموعه را تماشا می کنند.
اولین تجربه تا چه اندازه جذاب بود؛
این تجربه آنقدر زیبا و دیدنی است که احساس تازگی می کنم ضمن این که با گروهی کار می کنم که هر یک از آنها در نوع خود بی نظیر و صاحب سبک هستند و از همه مهمتر ، مردم دوستشان دارند و هر یک با کوله باری از تجربه های متفاوت و موفق در این کار حاضر شده اند. بنابراین کار کردن من در کنار آنها یکی از ویژگی هایی است که در نوع خود جذاب و دیدنی است.
شیخ سعید چه ویژگی ای دارد که احساس می کنید دارای جذابیت های لازم برای اجراست؛
صداقت در کلام و رفتار این شخصیت ، شاخص ترین ویژگی است و زمانی که به عنوان یک شهروند جدا از شیخ سعید به او نگاه می کنم ، صادق بودن این کاراکتر جذاب است.
قصد دارید بعد از این در متنها و نوشته های دیگر ، شیخ سعید را تکرار کنید؛
از اول آموزش هایی که در همین مجموعه دیدم ، قصد بر این بود که در مجموعه های مختلف ، نوع رفتار تکرار نشود و در نظر دارم در کارهای بعدی نقشی را بازی کنم که هیچ ربطی به شیخ سعید نداشته باشد. حاضر نیستم به هیچ قیمتی خودم را تکرار کنم. نمی خواهم سعید به یک تیپ برای کارهای بعدی تبدیل شود یعنی به جایی نگاه می کنم که جز شیخ سعید بتوانم کار دیگری را با شخصیت و پوشش ظاهری دیگری انجام دهم.
این آغاز تا چه اندازه می تواند نقطه شروع خوبی برای کارهای بعدی باشد؛
حضور در این مجموعه به من اعتماد به نفس داد. موفقیت شیخ سعید برای من یک دلگرمی بود تا برای کارهای بعدی انگیزه محکم تری داشته باشم و گامهای بلندتری بردارم.