طنز و خنده در اسارتگاههای بعثیها سلاح کوبنده اسرای ایرانی علیه دشمن بعثی بود؛ این حربه در تضعیف روحیه دشمن و همچنین شکست غرور افسران بعثی کاربرد فراوانی داشت.
خاطره زیر روایت آزاده دفاع مقدس «معزالدین اصغری» است که از کتاب «خاکریز پنهان» نقل میشود:...بعد از اینکه توسط نیروهای بعثی به اسارت درآمدم، سؤال تازهای مطرح شد که بعداً برایم خیلی جالب بود؛ سؤال این بود «انت حرس خمینی؟» و من هم در جواب این سؤال گفتم «بله»؛ ناگهان با پوتین و قنداق اسلحه به جانم افتادند.
مجدداً سؤال را تکرار کردند و دوباره جواب قبلی را شنیدند و باز هم به جانم افتادند؛ با حال مجروحیت که دیگر رمقی نمانده بود، شکنجهها را تحمل میکردم؛ دست و پاهای مرا از پشت بستند و دو روز تمام به همین حالت نگه داشتند.
روز سوم یک سرباز عراقی که به زبان فارسی مسلط بود، به من گفت «پاسدار هستی؟» گفتم: «نه» گفت: «پس چرا دو روز قبل هر چه از تو سؤال میکردند، جواب مثبت میدادی؟» من معنای «انت حرس خمینی» را نمیدانستم و بعد از آن دیگر مرا به خاطر پاسدار بودن شکنجه نکردند.(فارس)
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد