درباره فتوانیمیشن خاطره‌انگیز دهه 60

علی کوچولو تو قصه‌ها نیست...

هرچند برنامه‌های تلویزیونی دهه 60 از وجه تکنیکی با مجموعه‌ها و برنامه‌های زمان حال قابل قیاس و رقابت نیست، اما ویژگی‌ای که باعث شده این آثار در ذهن مخاطبان آن روزگار تا امروز ماندگار شود، گام نهادن در حیطه تجربه‌های جدید و البته نگاه حرفه‌ای و دقیق به مضامین اصیل در آنهاست.
کد خبر: ۴۹۷۹۵۷

وقتی امروز بیش از همه برنامه‌های دهه 60، از کارهای کودک و نوجوان یاد می‌شود می‌توان چنین نتیجه‌ گرفت که این دو ویژگی یعنی تجربه‌گرایی و تکیه بر مضامین اصیل در برنامه‌هایی که برای مخاطب کودک ساخته می‌شد بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت.

هرچند تا پیش از دهه 60 در عرصه تلویزیون تجربه‌هایی در زمینه انیمیشن، نمایش عروسکی، نمایش موزیکال و... انجام شده بود، اما در دهه 60 برخی از این تجربه‌ها متناسب با فضا و حال و هوای حاکم بر جامعه توانست مرحله آزمون و خطا را طی کند و به تکامل نسبی برسد. همچنین برخی تکنیک‌ها و ساختارهای جدید وارد قالب برنامه‌سازی شد که بیش از هر چیز متاثر از خلاقیت فردی هنرمندان بود نه لزوما امکاناتی که در اختیارشان قرار داشت.

از جمله تکنیک‌های جدیدی که در دهه 60 در حیطه انیمیشن آزمایش شد و در همان آغاز راه نیز نمره قبولی گرفت، فتوانیمیشن بود.

فتوانیمیشن که تلفیقی از عکس‌های سیاه و سفید بر پس‌زمینه‌ای از نقاشی است پیش از دهه 60 سابقه روشنی نداشت و در این دهه بود که با یک سریال خاطره‌انگیز به تکنیکی جدید و متفاوت برای تصویرسازی و داستانگویی تبدیل شد و به مذاق مخاطب نیز خوش آمد.

مجموعه «علی کوچولو» با تکیه بر چند ویژگی توانست از همان مقطع تاکنون جای خاص خود را میان مخاطبان آن روزگار و این زمان باز کند و مهم‌ترین ویژگی هم بکر بودن تکنیک اشاره شده بود.

در این تکنیک با قرار گرفتن تصاویر عکس مانند بر پس زمینه‌ای از نقاشی که همچون نقاشی‌ها و خط‌خطی‌های کودکانه ابتدایی و ساده بود، قصه قهرمان سریال با تکیه بر نریشن روایت می‌شد که تجربه‌ای جدید بود، بخصوص با توجه به نبود رایانه و کارکردهای امروزین گرافیک که می‌توانست فضا و حال و هوای کار را متحول کند.

این شیوه تصویرسازی برای مخاطبی که به مجموعه‌های انیمیشن یا سریال‌های صرفاً عروسکی یا برنامه‌هایی که فقط بازیگران واقعی در آنها به ایفای نقش می‌پرداختند (در پلاتو یا لوکیشن واقعی) عادت کرده بود، بشدت تازگی داشت بخصوص که در آن مقطع بیشتر مجموعه‌های کودکانه و داستانی به فیلمبرداری در استودیو تمایل داشتند و پلاتوهایی که نمایشی بودن دکورشان بیشتر به فضای تئاتر پهلو می‌زد تا این‌که به فانتزی و تخیل‌پردازی ذهن مخاطب بها بدهد.

به این ترتیب برای مخاطبی که به تصاویر مشابه و داستان‌پردازی به شیوه معمول و متعارف خو داده شده بود، تلفیقی از واقعیت و خیال بر بستر قصه‌های ساده‌ای که دنیای ذهنی کودکان را بازسازی می‌کرد، یک فرصت جدید بود، چه برای مخاطب کودک که به نوعی فضای ملتهب جامعه جایی برای تخیل‌پردازی او باقی نمی‌گذاشت و می‌توانست خود را در فضای مجموعه غرق کند چه برای مخاطب بزرگسال که با گم شدن در رویای کودکی می‌توانست لحظاتی از تلخی واقعیت فاصله بگیرد.

از وجه دیگر این مجموعه، نقطه تلاقی حضور و همکاری هنرمندان حرفه‌ای در تخصص‌های مختلف بود که کنار هم قرار گرفتن و برآیند تجربه‌گرایی آنها به نتیجه‌ای خاص بدل شد.

تیتراژ مجموعه نیز که به نوعی به لالایی کودکان دهه 60 تبدیل شد، هم از جنس زمان و موقعیت مبتلا به جامعه بود، هم به گونه‌ای فقدان ترانه‌ها و آهنگ‌های ریتمیک را حتی در حیطه کودکان جبران کرد. گذر سالیان این ریتم خوش‌آهنگ را از ذهن مخاطبان نبرد و این خود یکی از دلایل ماندگاری مجموعه است.

این ترانه با تکیه بر شعر فولکلور لی‌لی حوضک، از آن به عنوان محملی برای داستانگویی به شیوه قدیم و ایجاد همان فضای ساده و صمیمی، اما در فضایی امروزی (دهه 60) استفاده کرد. قصه پسرکی به نام علی کوچولو که در دهه 60 ایران زندگی می‌کرد و پدرش یکی از رزمنده‌هایی بود که برای دفاع از کشور به جبهه رفته بود. به همین دلیل علی کوچولو و مادرش تنها بودند و این شناسنامه در قصه هر قسمت از مجموعه به گونه‌ای خودنمایی می‌کرد. رابطه این پسرک با دو دوستش و گره‌های کوچک داستانی که متأثر از دنیای ذهنی قهرمان و ترکیبی از درام و سادگی واقعیت بود، در هر قسمت سازنده داستان بود.

از وجه مضمونی علاوه بر به روز بودن قصه و آدم‌ها و شناسنامه‌دار بودن آنها، در شخصیت‌پردازی علی کوچولو هوشمندی خاصی به کار رفته بود تا در عین حال که به ویژگی قهرمان بودن او در بطن قصه و به شکل درونی لطمه‌ای وارد نشود، به شکل بیرونی این پسربچه تا جای ممکن ملموس و معمولی به تصویر بیاید تا مخاطب بتواند با وی همذات‌پنداری کند.

علی کوچولو همانطور که در ترانه تیتراژ اشاره می‌شد، فقط در قصه نبود. فاصله زیادی با ما نداشت و به ما نزدیک بود. نه خیلی ترسو بود، نه خیلی پرحرف، نه خیلی کمرو و... مجموعه‌ای از همه این ویژگی‌ها که می‌تواند در یک پسربچه وجود داشته باشد او، مشکلات و داستان‌هایش را پذیرفتنی و دلنشین می‌کرد.

چه بسا مهم‌ترین دغدغه یا مشکل علی کوچولو در یک قسمت، بادبادک هوا کردن یا دندان درد بود، اما همین مولفه واقعی به گونه‌ای از زاویه دید این پسرک با فانتزی یا درام درآمیخته می‌شد که ملموس و پذیرفتنی بود. درست مثل همان ابری که هر وقت علی کوچولو رویاپردازی می‌کرد بالای سرش ظاهر می‌شد و رویای رنگی او را به تصویر می‌کشید که به نوعی تلفیق رئال و فانتزی بود.

تصویرسازی ترکیبی از عکس‌های سیاه و سفید شخصیت‌های قصه بر پس‌زمینه‌ای از نقاشی‌هایی که به نوعی سادگی، صمیمیت و خلوص نقاشی‌های کودکانه را داشتند باعث شد فضای مجموعه با دنیای ذهنی کودکان قرابت زیادی پیدا کند، بخصوص در طراحی لوکیشن‌هایی مثل خانه، کوچه و... تلاش شده بود در عین وامداری به تصویر واقعی، این مکان‌ها از نقطه نظر یک کودک که خطوط را ساده‌تر و قابل ردیابی می‌بیند به نوعی الگوسازی از سبک زندگی اصیل ایرانی و خانه‌های ایرانی بویژه در دهه 60 باشد. مثل تصویری که از خانه علی کوچولو ترسیم می‌شد با در و کلون، حیاط و ایوان، تاقچه اتاق، باغچه و حوض و آجرهای حیاط و آن شمعدانی‌های کنار حوض و... همه اینها در کنار رفتارها و مناسباتی مثل خیاطی کردن مادر با چرخ دستی، آب دادن به باغچه با آبپاش، نان خریدن وقت ظهر، آمدن پستچی و در نهایت رزمنده‌ای که با لباس جبهه و ساکی در دست از راه می‌رسید یادآور روزگار و مقطعی خاص بود که با ترکیبی از هنر و خلاقیت به بهترین وجه در ذهن مخاطبان ماندگار شد.

هرچند در دهه‌های اخیر تلاش شده محبوبیت و خاطره‌انگیزی این مجموعه به شکلی الگووار در مجموعه‌های دیگری با محوریت سوژه‌هایی همچون جنگ و انقلاب مورد استفاده قرار بگیرد تا منجر به محبوبیتی مشابه شود، اما این مجموعه‌های جدید نتوانست به‌چنین جایگاهی برسد و آن خاطرات را تکرار کند.

مجموعه‌های «خاطرات جنگ» و «فصل شکفتن» از جمله تجربه‌های جدید در حیطه فتوانیمیشن است که البته با تکیه بر امکانات پیشرفته این سال‌ها در حیطه انیمیشن، گرافیک و کارکرد جدیدی که رایانه در این تکنیک پیدا کرده، ساخته شد و چه بسا جذابیت‌های جدیدی برای مخاطب امروز همراه داشت، اما به دلایل مختلف نتوانست به آن موفقیت دست یابد.

شاید مهم‌ترین وجهی که در کنار پیشرفت تکنولوژی، ابزار و... باید در طراحی و ساخت چنین مجموعه‌هایی که الگوهای موفق دارد، در نظر گرفته شود همان بازگشت به مضامین اصیل و اینجایی و شناسنامه دار با اعتدال در طنز و البته فاصله گرفتن از شعارزدگی و دادن پیام‌های مستقیم و شعر و شعار باشد.

پیام دادن همان وجهی است که در مجموعه علی کوچولو به شکلی هوشمندانه به زیرلایه کار برده شد و با انتخاب زاویه دید یک پسر بچه ـ که تلاشی برای قهرمان‌سازی دور از باور او نمی‌شد ـ در واقع مفهوم درست و غلط، خوب و بد، زیبا و زشت و... از زاویه دید او ـ با چاشنی پند و اندرزهایی که توی ذوق نمی‌زد ـ به شکلی عمیق‌تر در ذهن مخاطبان این مجموعه باقی ماند.

چنین نگاهی به شخصیت علی کوچولو و قصه‌هایش باعث شد هرچند در مجموعه تاکیدی بر شیوه داستانگویی به سبک قدیمی و کلاسیک وجود دارد، اما قهرمان قصه در محدوده الگوهای کلاسیک باقی نماند و به ادعای درستِ ترانه تیتراژ، علی کوچولو به دنیای واقعی و واقعیت زندگی مردمان دهه 60 سرزمین‌مان وارد شود و تصویری هرچند کوچک از حال و هوای کودکان آن زمان باشد.

در واقع علی کوچولو تمثیلی است از همه بچه‌های دهه 60 که کودکیشان با کابوس جنگ و ترس از آوار و بمباران، دور افتادن از پدر و واهمه از دست دادن سایه او میان چاردیواری امن خانه با تکیه‌گاهی مثل مادر گذشت و امروز خاطره‌هایشان همچنان نزدیک و دست‌یافتنی است.

ترکیبی از بهترین‌ها

مجموعه «علی کوچولو» به سفارش وحید نیکخواه‌آزاد که اوایل دهه 60 مدیریت شبکه دو سیما را به عهده داشت، کلید خورد. طنزنویسی به نام حسن تهرانی، داستان را بر مبنای قصه‌های کوتاهی که در کیهان‌بچه‌های همان سال‌ها چاپ شده بود، طرح‌ریزی کرد و علاوه بر آن مجری طرح و تهیه‌کننده کار هم بود. امیرحسین قهرایی، جواد میرمیران، شهلا اعتدالی و امیر اثباتی کارگردانی قسمت‌های مختلف مجموعه را به عهده گرفتند. بهمن جلالی و رعنا جوادی مجموعه را عکاسی کردند و م. آزاد (محمود مشرف‌آزادتهرانی) شعر تیتراژ مجموعه را سرود. مرحوم بابک بیات موسیقی متن را ساخت و ابراهیم حقیقی با طراحی زیبای خود مجموعه را فضاسازی کرد. فهیمه راستکار نیز با صدای دلنشین و خاطره‌انگیز خود قصه‌ها را روایت کرد و امید آهنگر و فرزانه کابلی در نقش علی کوچولوی قصه و مادرش نقش‌آفرینی کردند.

در واقع کنار هم قرار گرفتن چنین هنرمندانی که می‌توان گفت همگی در مقطع شکوفایی خلاقیت و هنر خود بودند، باعث شد این مجموعه خاطره‌انگیز شود.

سحر عصرآزاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها