"علی غیوریزاده" در سال 1332 در منطقه «ملکشاهی» از توابع استان ایلام به دنیا آمد. به رغم تحصیلات ابتدایی از هوش بسیار بالایی در امر فراگیری برخوردار بود به طوری که در دوران کودکی و جوانی به فراگیری مسایل اسلامی و عقیدتی علاقه زیادی داشت و همین موضوع و همچنین اصالت خانوادگیاش باعث شد که علی غیوریزاده یک انسان بسیار وارسته و مقرب به خداوند و قرآن باشد.
در دوران مبارزات انقلاب، یکی از مخالفین سرسخت نظام حکومت استبدادی و شاهنشاهی بود و خانواده خود و اقوامش را برای مبارزه با چنین رژیمی آماده کرده بود.
غیوریزاده با پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و در همان ابتدای جنگ به عنوان یکی از افراد شاخص و شجاع سپاه در مرزها مشغول پاسداری از حریم انقلاب شد. اطاعت از فرمایشات حضرت امام را برای خودش یک فریضه میدانست و هیچگاه در چنین مواردی کلمه «نه» بر زبان نمیآورد. حتی به مقید بودن بر اجرای فرامین مقام بالاتر از خودش بسیار اهمیت میداد. انضباط ظاهری و توجه به نیروهای تحت امرش یکی از نکات بسیار برجسته اخلاقی غیوریزاده بود.
خاطراتی از شجاعتها
شجاعت غیوریزاده در مواجه با دشمن زبانزد بود و گواه این ادعا منطقه «میمک» است که وقتی با چند نفر از دوستانش برای شناسایی میروند دشمن چون از پیش متوجه موضوع شده بود در چند نقطه آنها را محاصره میکند. آنها در بیش از 16 ساعت در محاصره زیر آتش انواع سلاحهای عراقیها قرار میگیرند اما با شجاعت مثالزدنی غیوریزاده و در حالی که یکی دو نفر از نیروهای همراهش به شهادت میرسند و یکی دو نفر نیز از معرکه جان سالم به در میبرند و به نیروهای خودی میرسند، غیوریزاده همچنان در محاصره بوده اما با استفاده از تاریکی شب و نقاط کور، ضمن وارد آوردن ضربات سنگین به دشمن، از محاصره خارج میشود.
عملیات نصر
«عملیات نصر4» در سال 1366 در کردستان انجام شد. در این عملیات وقتی عمده نیروهای «گردان 507 امام رضا(ع)» در محاصره قرار گرفته و با کمبود شدید نیرو و مهمات مواجه میشوند، علی غیوریزاده به کمک آنها میشتابد. وقتی بالای «ارتفاعات دوکوهه» قرار میگیرد تا صبح به کمک دیگر رزمندهها به مبارزه تن به تن با نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق میپردازد و عراقیها بعد از تحمل تلفات سنگین فرار را بر قرار ترجیح میدهند.
در حالی که جنگ به ماههای آخر خود رسیده بود عراقیها به کمک گروهک تروریستی نفاق بار دیگر قصد تصرف مهران را میکند و وقتی که غیوریزاده و همرزمانش در محاصره دشمن قرار میگیرند، غیوریزاده در آخرین مکالمهای که از پشت بیسیم با فرمانده لشکر انجامی میدهد،میگوید که تا من زندهام نخواهم گذاشت دشمن از این نقطه به سمت مهران عبور کند و بر اساس همان قولی که داده بود میماند و تا آخرین فشنگ با دشمن میجنگد تا این که به شهادت میرسد.
منطقه یاد شده در اختیار دشمن قرار میگیرد و دشمن پیکر شهید غیوریزاده را به صورت نامشخص در نقطهای دفن میکند و به همین دلیل پیکرش سالها در بیابانهای مهران مدفون میماند.
پدر و مادر شهید غیوریزاده در فراق فرزندشان از این دنیا رفتند و پیکر علی سالها پس از پایان جنگ در بیابانهای مهران پیدا و در شهر مهران و جوار حرم مطهر امامزاده سید حسن(ع) به خاک سپرده شد.
علی غیوریزاده به رغم این که خواهر نداشت و برادرش تنها بازمانده خانوادهاش بود پس از پیدا شدن پیکرش صدها نفر از زنان استان ایلام به رسم دیرینه بومی به جای خواهرش عزاداری کردند و پیکر او را به دوش کشیده و یک شب را تا صبح در کنار پیکرش به راز و نیاز پرداختند.
علی غیوریزاده فرمانده «گردان 503 » در «مهران» به شهادت رسید. (ایسنا)
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)