طلای سیاه در قرن بیست و یکم همچنان در معادلات سیاسی و جغرافیایی جهان نقش آفرین است.
تحولات سه دهه اخیر نشان می دهد بازار نفت همواره بی ثبات ، متلاطم و اقتصاد کشورهای تولید کننده
کد خبر: ۴۲۴۸۸
و مصرف کننده نیز متاثر از این بی ثباتی بوده است.
مطلب حاضر با نگاهی به موقعیت این ماده سوختنی در خاورمیانه بویژه ایران ، مواد جایگزین را بررسی و صادرات گاز را راهی برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی عنوان می کند.
سرانجام ، منابع نفتی روزی به پایان خواهد رسید و مردم جهان بناچار، زندگی بدون نفت را تجربه خواهند کرد.
در 2 قرن اخیر بویژه پس از دهه 1910، نفت عامل بسیار مهمی در معادلات سیاسی در چهار گوشه جهان بوده و طلای سیاه در قرن بیست و یکم همچنان در معادلات سیاسی و جغرافیایی جهان نقش آفرین است.
در آغاز قرن کنونی شاهد 2 جنگ خونین در منطقه حساس خاورمیانه و اشغال 2 کشور افغانستان و عراق به دست نظامیان چند کشور و در راس آنها امریکا هستیم.
مجله آلمانی اشپیگل در شماره قبلی خود اهمیت نفت را در جهان ، هم پایه اهمیت خون در بدن دانسته و بصراحت نوشته است : «جنگ برای تصاحب منابع نفتی آغاز شده است.»
دیک چنی ، معاون رئیس جمهور امریکا که چندین سال ریاست شرکت نفتی هالیبرتون را به عهده داشت ، گفته است: کشورهای صنعتی هر سال به 2 درصد افزایش تولید نفت نیاز دارند؛ اما میزان تولید سالانه این محصول 3 درصد کاهش می یابد و این ، بدین معناست که کشورهای صنعتی در آینده برای چرخاندن چرخ صنایع خود با بحران های بزرگتری مواجه خواهند شد.
همچنین اگر چه طرح دیدگاه اشغال حوزه های نفتی عربستان افراطی به نظر می رسد؛ اما واقعیتی است که این روزها میان استراتژیست های پنتاگون بی پروا مطرح می شود. بی دلیل نیست که پس از سالها جنگ داخلی در سودان و هرج و مرج در سومالی ، واشنگتن تلاش گسترده ای برای آرام کردن اوضاع داخلی و سیاسی این 3 کشور آفریقایی آغاز کرده است.
جنوب سودان و مناطق مرکزی سومالی از ذخایر عظیم نفت و گاز برخوردار است. خارج از تهدیدها و فشارهای خارجی ، کشورهای دارنده منابع نفت برای تولید و صدور این محصول با محدودیت ها و مشکلات اقتصادی و مالی مواجه اند.
سازمان کشورهای عرب صادرکننده نفت (اوآپک) برآورد کرده است ایران ، عربستان ، امارات ، کویت و عراق به عنوان کشورهای عمده تولیدکننده نفت در خاورمیانه در 5سال آینده دست کم 100 میلیارد دلار باید در بخش هیدروکربنی خود سرمایه گذاری کنند تا بتوانند پاسخگوی نیازهای داخلی و مشتریان خارجی باشند.
تحولات 3 دهه اخیر نشان می دهد بازار نفت همواره بی ثبات و متلاطم و اقتصاد کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده نیز متاثر از این بی ثباتی بوده است.
بررسی دامنه تغییرات قیمت نفت در 30 سال گذشته ، نشان می دهد گاهی بهای هر شبکه نفت خام در بازارهای جهانی به حدی کاهش یافته که حتی جوابگوی هزینه های تولید هم نبوده است و گاهی هم همچون ماههای اخیر، به حدی بالا رفته که همه کشورهای مصرف کننده را برای کاهش آن بسیج کرده است.
روشن است در این آشفتگی ، با اتکا به درآمدهای نفتی که تحقق آن مشروط به شروط بسیاری است ، نمی توان برنامه ریزی کرد و به اهداف توسعه ای دست یافت.
نفت یک ذخیره راهبردی و یک مزیت بسیار مهم است و باید نقش سازنده و مولد در اقتصاد ایران ایفا کند. نفت ارزشمندتر از آن است که با سرمایه گذاری هنگفت و زحمات بسیار، آن را استخراج کرد تا بخش اعظم آن در داخل به مصرف برسد.
از نکات طنزآمیز اقتصاد کشورمان آن است که نفت صادر می کنیم تا بتوانیم بنزین وارد کنیم تا چرخهای صنعت حمل و نقل کشور از گردش بازنایستد. تاکنون صنعت نفت در اقتصاد ایران نقش مسلط داشته و در 20 سال گذشته به طور متوسط 94 درصد از درآمدهای عمومی بودجه کشور از فروش نفت تامین شده است.
در این مدت همچنین 98 درصد انرژی مورد نیاز کشور هم از نفت تامین شده است. نفت ، ثروت ملی است و این ثروت باید به ثروتهای تجدید شونده تبدیل شود.
گاز به عنوان انرژی پاک ، اینک در دنیای کنونی نقش مهم خود را یافته است. به گفته مدیر بازرگانی شرکت انگلیسی هلندی شل ، این انرژی تا سال 2025 میلادی به عنوان سوخت درجه یک جهانی جایگزین نفت خواهد شد. میزان گاز وارداتی کشورهای جهان به پیش بینی شرکت نفتی شل تا سال 2030 به 500 میلیون تن خواهد رسید که 5برابر میزان فعلی خواهد بود.
ایران با در اختیار داشتن منابع عظیم گاز از این امکان برخوردار است که نقش کلیدی در بازار جهانی این فرآورده ایفا کند. زمان آن فرا رسیده است که این توانایی در عمل به اثبات برسد. ایران با در اختیار داشتن 18 درصد ذخایر گازی جهان ، متاسفانه کمتر از یک درصد بازار جهانی این ماده را در اختیار دارد. نگاه انسان کنونی به محیط زیست تغییر کرده است.
بشر در قرن 21 پی برده و باور کرده است که نباید بیرحمانه محیط زیست را آماج انواع آلودگی ها قرار داد. سلامت نسل کنونی و آیندگان در آن است که محیطزیست سالم بماند و آلوده نشود. در این میان گاز اهمیت ویژه خود را بیش از پیش نمایان کرده است. این انرژی پس از هیدروژن ، پاکترین سوخت جهان است.
یکی از ویژگی های منحصر به فرد گاز آن است که در آن پیوند کربن کربن وجود ندارد و جایگزینی این سوخت به جای بنزین در کاهش آلودگی بسیار موثر است.
از مزایای دیگر سوخت گاز طبیعی توان ارزش حرارتی مناسب آن نسبت به واحد جرم است.
هند، پرجمعیت ترین کشور جهان پس از چین ، بوضوح ابراز تمایل کرده است تا بخش قابل توجهی از نیاز خود به انرژی را از گاز ایران تامین کند. پاکستان هم به دلایل مختلف مایل است خط لوله گاز ایران به هند از خاک این کشور عبور کند. کشورهای اروپایی نیز با نگاه ویژه شان به محیط زیست ، بازار هدف بسیار مهمی برای گاز ایران می توانند باشند.
تلاش برای نقش آفرینی در این بازار هنوز مراحل ابتدایی را می گذراند. میدان گازی پارس جنوبی ، بزرگترین میدان گازی جهان در خلیج فارس روی خط موازی مشترک ایران و قطر و به فاصله 100 کیلومتری ساحل جنوبی ایران قرار دارد.
وسعت این میدان 9 هزار و 700 کیلومتر مربع است و قطر با وسعت بسیار کم خود به عنوان شریک ایران در میدان پارس جنوبی ، تلاش گسترده و هدف مندی را آغاز کرده است تا موقعیت خود را به عنوان جایگاه نخست تولیدکننده گاز در سالهای آینده ارتقا بخشد.
این کشور در سالهای اخیر میلیاردها دلار در میدان پارس جنوبی سرمایه گذاری کرده و حریصانه به استخراج و صادرات گاز این منبع روی آورده است.
قطر در حال حاضر 6 برابر ایران از این منبع مشترک برداشت می کند و تاکنون به درخواست های ایران برای تشکیل کمیته مشترک درباره نحوه و میزان استخراج از پارس جنوبی پاسخی شایسته نداده است.
سرمایه گذاری ایران برای استخراج و صادرات گاز از میدان پارس جنوبی گرچه در سالهای اخیر امیدبخش بوده است ، اما در مقایسه با قطر بسیار کند و به مراتب عقب تر است.
ترکمنستان دیگر همسایه ایران در شمال شرقی که از دسترسی به آب های آزاد محروم است می کوشد با استفاده از خاک افغانستان و پاکستان راهی برای صادرات گاز خود بیابد.
مصر و الجزایر از دارندگان مهم ذخایر گاز در آفریقا، بسرعت در حال سرمایه گذاری و بازاریابی برای این محصولند و در این راه هم ، گامهای موفقی برداشته اند. روسیه که بزرگترین ذخایر گازی جهان را دارد با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود در نزدیکی اروپا، تلاش می کند به عمده تامین کننده گاز اروپا تبدیل شود.
باید پذیرفت صادرات گازی راهی برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی است.